این معلم مسوولیتپذیر میگوید: به هر شکلی که بود و با تمام دردی که داشتم، برنامه صبحگاه و جشن آغاز سال تحصیلی را برای بچهها اجرا کردم. دلم نمیخواست آن بچههای معصوم متوجه درد من شوند.
سال ۷۴ در کوچه شهیدسلطانی ۸ دوره قرآنی راه افتاد که باعث صمیمیت بیشتر اهالی محله شد. از آن سال تا حالا با وجود تغییرات بسیار، قدیمیها به بهانه همان دوره هنوز با هم در ارتباط هستند.
امیر سرتیپ منوچهر کهتری معروف به «امیر آبادان» میگوید: وقتی به پشت سر خود نگاه میکنم، میبینم تا آنجاکه توان و امکان داشتم به وظیفهام عمل کردهام و خداوند هم پشتیبان من بود.
بیشتر همسایههای کوچه امامخمینی۸۹ قدیمی هستند و دستکم بیشتر از سیسال است که یکدیگر را میشناسند. به گفته خودشان شاید در طول هفته یک مرتبه اقوامشان را ببینند، اما همسایههایشان را هرروز میبینند.
در این روزگار که گاه همسایهها از هم غافل میشوند، فاطمه کردستانی، محبوبهسادات زاهدی و کلثوم فاروقی نمادی از همدلی و دغدغهمندی هستند.
حسین هوشیار یکی از قدیمیترین نردبانسازهای شهرمان است که از گذشته در میدان توحید، مشغول به کار بوده معتقد است: نردبان اصولا شئیی شاعرانهای است که خاطرههای زیادی برای ما ساخته است.
پارک «گل سوسن» نزدیک به دو دهه است تنها پارک محلی در نزدیکی بوستان کوهسنگی است که در گذر زمان هویت خاصی پیدا کرده است و مردم آن را بهنام پارک آزمون رانندگی میشناسند.
شب حادثه پدر و دختر در یک ایستگاه برای استراحت ایستاده بودند، اما در شلوغی جمعیت، پدر دخترش را گم کرده بود. به فکرش رسیده بود برای اینکه دخترش را پیدا کند، عکس او را به زائران پیاده نشان بدهد.
پریخانم از دور به عکس شهید که شبیه پسرش بود، نگاه میکرد و زیر لب میگفت «مادرت برایت بمیرد؛ تو که سن و سالی نداری.» آهسته با خودش زمزمه میکرد و در دلتنگی پسرش برای آن شهید عزاداری میکرد.
هاشم تفکری یکی از زرگران قدیمی سیمتری احمدآباد است که که مغازه او به عنوان واحد نمونه صنف طلافروشان نیز معرفی شده است.
مهندس تبریزینیا در کارنامهاش افتخارات متعددی دارد که از ایجاد انستیتو تکنولوژی در هنرستان شهید بهشتی تا راهاندازی مرکز تربیت معلم فنیوحرفهای مشهد را شامل میشود.
شايد براي شما هم جالب باشد كه بدانيد اين مسجد چرا به این نام خوانده میشود. اما مشکل اینجاست که روایات مختلفی در این باره وجود دارد و همه هم از زبان افراد محلي عنوان ميشود.
امير برزگر شاعر اهل نوغان شکل کوچههای بچگیاش را اینطور برای آدم ۶۰ سال بعد توضیح میدهد: درِ خانهها و عرض کوچهها تنگ و باریک ساخته میشد تا در صورت حمله مهاجمان سرعت عبور آنها را کاهش دهد.
مرتضی بختیاری وزیر سابق دادگستری از بچههای قدیم نوغان درباره دوره نوجوانیاش میگوید: با سفارش مرحوم والدم که امام جماعت مسجد علی اکبریها بود، در نانوایی ای که جزو موقافات مسجد بود، کار می کردم.
مغازه کوچک علی اصغری معلم قرآن و اولين خياط محله آبكوه هنوز محلی ثابت برای رفع گرفتاریها و ریشسفیدی، برطرف کردن اختلافات خویشاوندی، تحقیق در امر ازدواج و پاتوق دوستان قدیمی است.
سیدامیرحسین قاضیزاده هاشمی نماينده مشهديها در مجلس بچه محل نوغان است، او از دورهای میگوید که مردم با صداي نقاره حرم از خواب بيدار ميشدند.
علی ظریفیان بنیانگذار دومین مدرسه ملی مشهد است. مدرسهای با نام «روش نو» که در مدت زمان کوتاه حضورش، یعنی از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۶۱، الگوی بسیاری از مدارس در مشهد بود.
دختر خان ده پایین که دل در گرو حاج علی اصغر عبدالجوادی نودهی، خانزاده ده بالا داشت، عاقبت دل به دریا زد و شبانه ترک دیار کرد که ترک یار نکرده باشد. از سبزوار آمد و آمد و آمد تا رسید به مشهد.
جواد غفوریان تعریف میکند: عراقیها که از سرنگونی هواپیماهای تدارکاتی ناامید شده بودند، نقشه ترور خلبانان آن ازجمله من را کشیده بودند که البته نافرجام ماند.
اصغر حسیننژاد میگوید: در دورهای که خبر از غذاهای فستفودی نبود، محبوبترین غذای مردم مشهد، آبگوشت بود. اینطور نبود که برنج در بازار نباشد؛ اتفاقا بهترین برنج دمسیاه ایرانی وجود داشت، اما گران بود.