شهادت - صفحه 8

طیبه زینعلیان می‌گوید: در  محله مهدی آباد، روضه‌های خانگی برپا بود و  در  همه آن‌ها خرما و حلوا پخش می‌کردند. بالای در منازل پارچه مشکی نصب شده بود. دوره‌های قرآن خانگی هم برای شهدا ختم برداشته بودند.
شهید اسدالله کشمیری قرقی با ابتکار عمل، گردان بزرگ امام‌سجاد (ع) را تشکیل می‌دهد. او فرمانده واحد طرح و عملیات تیپ ویژه شهدا هم می‌شود تا زمانی که به دیدار یار می‌شتابد.
 خیلی از همسایه‌ها به خانه بی بی رفت و آمد داشتند. وقت روضه درِ خانه بی بی نیمه باز بود. اما بعد از ۳۵ سال، چند روز پیش، فهمیدند بی بی عصمت خداداد حسینی، مادر رئیس‌جمهور، آیت الله ابراهیم رئیسی است.
راضیه عرفانیان از همسر شهیدش می‌گوید: در همان زمان کوتاهی که می‌آمد، حواسش خیلی به من بود. هر بار که به خانه می‌آمد، می‌نشست کنارم و می‌گفت بیا برای من صحبت کن و درددل‌هایت را بگو. اگر مشکل و کمبودی داری بگو که رفع کنم.
مادر شهید علی‌اکبر اصغرزاده با گلایه‌ای تلخ می‌پرسد: چطور بعداز ۳۰ سال حالا سراغمان را گرفته‌اید؟ کسی دل‌نگران خانواده رزمنده‌هایی نیست که شناسنامه‌هایشان را دستکاری می‌کردند تا نوزده‌ساله به نظر برسند.
سردار شهیدغلامرضا سمائی، از پیش‌کسوتان دفاع مقدس است که پنجم آبان ۱۳۹۵ در سوریه به درجه رفیع شهادت رسید.
محمود اسماعیلیان، جانباز هفتاد‌درصد جنگ تحمیلی و ساکن محله لادن است. او سه‌بار سابقه مجروحیت دارد و به‌خاطر هشت‌سال حضور در جبهه، این روز‌ها به‌عنوان راوی دفاع مقدس فعالیت می‌کند.