شهادت - صفحه 12

کمتر کسی هست که ساکن بولوار وحدت و رضائیه باشد و سیدباقر عزیزی را نشناسد. شاید نه به اسم و فامیل و بیشتر به‌عنوان سید چایی‌فروش.
سیدعلیرضا سجادی، مدرس حوزۀ علمیۀ مشهد است. پدرش شهید سیدعبدالکریم سجادی معروف به «سید بلوچستان»، به دست عوامل محلی مرتبط با داعش، درمقابل ورودی خانه‌اش به شهادت رسید.
۱۱ دیگ شله بار می‌گذارند و نه‌تنها در بین اهالی محل و دسته‌های هیئت توزیع می‌کنند که زائران پیاده اربعین نیز طعم این نذری بابرکت را می‌چشند.
کریم جشنی در نمایش رادیویی «یک‌تکه از ماه» داستان مقطعی از زندگی جهادگر شهیدمهندس محمد طرحچی را روایت می‌کند. شهید نخبۀ محلۀ «شهیدهاشمی‌نژاد» که کمتر از او شنیده‌ایم.
۱۵۰ بسیجی حدود ۲۰۰-۳۰۰ کیلو خرما را روی دست گرفته، پیاده راه حرم را می‌پیمودند تا در طی این مسیر، خرما‌ها را بین زائران پیاده حضرت (ع) توزیع کنند.
روح الله رضایی سال ۱۳۹۲ آن هم در روز‌هایی که بیشتر از چند‌ماه تا عروسی‌اش نمانده بود، با پیوستن به تیپ فاطمیون راهی سوریه می‌شود و در کمتر از دو‌ماه حضورش در دمشق، هدف تک‌تیرانداز داعش قرار می‌گیرد.
سه رزمنده بودیم؛ یکی سیدطالب، یکی سید‌علی‌اصغر و دیگری سید‌علی‌اکبر. سید‌طالب گروهبان ارتش بود و من و علی‌اصغر بسیجی بودیم. هر سه هم‌زمان به سه‌سوی جنگ فرستاده شدیم.