اکبر تهرانی سال۱۳۵۳ وارد جمعیت شیروخورشید سرخ میشود و با عدهای از بچهمذهبیها که آن زمان تعدادشان خیلی کم بود، همگروه شده و به عنوان راننده مشغول به کار میشود.
سیدعلی موسوی، شهید ۱۸ ساله انقلاب ساکن محله کوشش بود. او برای کمک به مجروحان به سمت بیمارستان امام رضا (ع) رفته بود که همان جا بر اثر اصابت گلوله به شهادت میرسد.
انیس خوشقدم حسنکیاده و همسرش ولیالله حقانی هر دو در راه انقلاب شهید شدند. انیس خانم در راهپیماییهای پیش از انقلاب و ولیالله زمانی که درحال آوردن مهمات از سنگ بست بود به شهادت رسید.
کانون «قرآن و عترتِ» محله کوشش از دل جلسه و هیئتی انقلابی به قدمت یک قرن متولد شده است. مسجد و حسینیه یعقوبیها از سال۱۲۹۵ محل جلسات قرآن بوده در سالهای اوج مبارزات انقلاب هم نقش آفرینی کرده است.
حاج حسن رضوی تعریف میکند: من شبهای زیادی کشیک روستا بودم و شیفت میدادم، آن شب شیفت صدم من بود که داشت داستان میشد، با چراغقوه و از روی پشتبام خانه پدری نگاه کردم و فهمیدم به کدام کوچه رفت.
درست ۲۴ شهریور ۱۳۶۰ جایی در کوچههای خیابان نخریسی، پشت بیمارستان امدادی مشهد، اتفاق افتاد؛ اما فردای آن روز هیچ روزنامهای ننوشت: «دیروز راس ساعت ۳:۳۰ دقیقه یک جوان انقلابی ترور شد»
از بیت آیتالله شیرازی با بنده تماس گرفتند و گفتند برای سخنرانی بیایید. آن روز من نام امام خمینی را بردم و از مردم خواستم در پی این قیام خونین، تخممرغهای عیدشان را با رنگ سیاه، رنگ کنند.
شهید محمدعلی حنایی که در غائله ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ در مشهد، مصدوم و مجروح شده بود، در روز راهپیمایی ۱۲ آذر ۵۷ با شلیک مستقیم سرهنگ معینطباطبایی به شهادت رسید.
داستان زندگی علیاکبر نائمی از روستایی در قائنِ خراسان شروع میشود و به بودن در میان سران و درباریانی مانند هویدا و سرهنگ جلالی و... میرسد و سپس به ۱۵ سال همراهی در رکاب آیتالله عبادی ختم میشود.
غلام تنومند از پایهگذاران جلسات هفتگی اَحکام در طرق و یکی از شاهدان عینیِ ۹ دی۱۳۵۷ مشهد، سربازی است که تیربارش را رها کرد و به مردم پیوست.
اهالی طرق از ژیانِ زردی یاد میکنند که صاحبش یک روحانی آگاه و مبارز به نام حاج آقا جاهدی بود و شاهدوستها با پنچر کردن چرخهایش، شکستن شیشههایش، تلافی صحبتهای انقلابی حاجی را سرش درمیآوردند.
اهالی محله طرق در زمان انقلاب شاید تعدادشان به ۳۰۰ نفر هم نمیرسید، اما همین افراد، راه مقابله با رژیم پهلوی را بلد بودند، از قرارهای شبانه روی پشتبام بگیرید تا مبارزههای علنی در خیابان و گوش دادن به نوارهای سخنرانی امام.
در پی فاجعه تکاندهنده شهادت عبدالکریم هاشمینژاد، مردم به خیابانها ریختند، آنچنان که مشهد شاهد عاشورایی دیگر بود. خراسان در این روز مینویسد: «خراسان یک چهره دانشمند انقلابی را از دست داد.»
شهید علی علیزاده عاشق مادرش بود. یکی از اصولی که برایش اهمیت فراوانی داشت احترام به من و مادرش بود. هر بار که به مرخصی میآمد اگر برای مدت کوتاهی هم بود، باز هم یک روز را برای مادرش میگذاشت.
مشهد صد سال پیش یک خیابان مدرن دارد به اسم ارگ که نخستین سینماها در آن پا میگیرند و هرسال هم بر تعدادشان افزوده میشود، آنچنانکه یک راسته یا دالان سینمایی شکل میگیرد.
پریخانم از دور به عکس شهید که شبیه پسرش بود، نگاه میکرد و زیر لب میگفت «مادرت برایت بمیرد؛ تو که سن و سالی نداری.» آهسته با خودش زمزمه میکرد و در دلتنگی پسرش برای آن شهید عزاداری میکرد.
زهرا موسوینژاد از ساکنان محله انقلاب، جزو شاهدان عینی حادثه نهم دی ۱۳۵۷ است. او در این واقعه، جانباز میشود و مادرش نیز پس از تحمل جنایت خونین رژیم طاغوت، به شهادت میرسد.
مدرسه علمیه پیروان حضرت زهرا(س) در محله کوشش ابتدا کاربری مکتب داشت، اما بعدها به مدرسه علمیه با مدیریت مرحوم فاطمه زندی، از بانوان انقلابی مشهد، تغییر کاربری داد.
حاج محمود وظیفهدان خاطراتی از روزگاری که در مغازه نفتفروشی پدرش کار میکرده دارد: فاصله لوله تلمبه دستی تا دهانه گالن زیاد بود و وقتی نفت توی گالن میریخت، مثل نوشابه کف میکرد.
حاج خانم نیک، مدیر مدرسه علمیه حضرت خديجه(س) میگوید: همسايههاي محله بهشت سنگبناي این مدرسه را گذاشتند. مکان اولیه حوزه در طبقه بالای حسینیه نصرت بود که فضای کوچکی داشت.