دفاع مقدس - صفحه 2

درباره شهید قربانی که پرجمعیت‌ترین محله مشهد به نام اوست
محله شهیدقربانی مشهد سال‏‌هاست با نام این شهید پیوند خورده است. او به‌خاطر شخصیت آرام و احترام به دیگران خاطره یک هم‌محله‏‌ای خوب را از خود برجا گذاشته تا جایی که اگر کمی در خاطرات محله دقیق شویم، نام و یاد او هنوز در یادهاست.
هوشنگ زَکوی محل کارش را به پاتوق فرهنگی تبدیل کرده است
رستوران هوشنگ زَکوی در دل یکی از ییلاقات شهر با پرچم‌نوشته‌هایی از ادعیه و قاب عکس شهدا در جای‌جای این مجموعه مزین شده و به فضایی متفاوت از یک پاتوق فرهنگی تبدیل شده است.
وقتی اسیر شدم لباس دامادی و انگشتر هدیه همسرم را ربودند
محمدعلی فاتحی آزاده می‌گوید: مراسم خواستگاری من و اشرف که تمام شد و عقد کردیم، او خیلی راحت قبول کرد که باید برگردم به منطقه. همان عملیات اسیر شدم. باورم نمی‌شد لباس‌های دامادی را عراقی‌ها از تنم بیرون بیاورند.
زنده نگاه داشتن یاد شهدا در کانون خواهران شهید
«کانون خواهران شهدای جهان اسلام» خانه دوم بانوانی است که می‌خواهند یاد برادرانشان را زنده نگه دارند. برای آرام محرابی اما این جمع، فقط یک مراسم احساسی نیست، بخشی از تاریخ معاصر ایران است.
مادر دعا کن از جبهه با جعبه برگردم!
تنهایی امینه‌بیگم رحمتی پس از فوت همسرش بیشتر شد. زیرا هم باید نقش مادری‌اش را ادامه می‌داد و هم جایگزین پدری مهربان و تلاشگر می‌شد که پس از شهادت پسر ارشدشان، روزبه‌روز رنجورتر و غمگین‌تر شد تا از دنیا رفت.
شهادت، سرنوشت پسران دو رفیق قدیمی بود
حاج‌قنبر باغی و نیاز درخشی دو رفیق قدیمی هستند که پسرانشان در سال‌های دفاع مقدس راهی جبهه‌های حق علیه باطل شدند. حالا نزدیک به چهل‌سال از رفتنشان می‌گذرد و دیگر نیستند تا روز پدر درِ خانه را بزنند.
بازگشت آزادگان در محله کوی‌سلمان خاطره‌ساز شد
تابستان۶۹ اولین اسرای ایرانی آزاد شده بودند و قرار بود چندنفری از جوانان این محله هم به وطن بازگردند. ناصر نیکویی، فرش زیر پایش را جمع کرد و روی طاق‌نصرت اجاره‌ای انداخت و چشم‌انتظار ورود آزادگان هم‌محلی شد.