محدثه دری دوسالی هست که تئاتر را شروع کرده است. شرکت در کلاسهای تئاتر انگیزهاش را برای ادامهدادن این راه بیشتر کرد. او بههمراه گروهشان، اجراهای فراوانی در مساجد محلات مختلف داشته است.
عباس جانفدا، نویسنده و کارگردان تئاتر میگوید: من همیشه سعی کردم به باورهای مردم سرزمینم احترام بگذارم و بیشتر آثار من در مورد باورها، رسوم و اعتقادات خراسانیها است.
سیدجواد رحیمزاده هممحلهای ما در خیابان صیاد شیرازی است. او یکی از بازیگران و کارگردانان خوب تئاتر استان خراسان رضوی است و دستی هم در نویسندگی و تدریس نمایشنامه دارد. در رشته فیلمسازی نیز تحصیل میکند.
عرفان شیرنگی در مدارس سمپاد رشته ریاضیفیزیک خوانده است و انتظار میرفته مهندس شود اما حالا یکی از چهرههای شاخص تئاتر مشهد است. اینروزها نمایش «بلوف زودرس» پنجمین اجرای عمومی اوست که در مشهد کارگردانی میکند.
غلامعلی فرازی بعد از تأیید استعدادش در چند فیلم سینمایی که محمدعلی فردین و ناصر ملکمطیعی نقش اصلی را برعهده داشتند، نقش یکی از نوچهها و کلاهمخملیهای فیلم را بازی میکند اما در نهایت خانوادهاش را بر بازیگری و شهرت ترجیح میدهد.
تجربه و تسلط یاسمین بعد از دادن تست در گروه «مهدویت»، موجب شد برای نقش اصلی انتخاب شود؛ این تجربه، علاقه او به کارگردانی را دوباره زنده کرد و تصمیم گرفت گروهی را برای آموزش در مسجد حضرت ولیعصر (عج) راه بیندازد.
حسن حامد که همیشه به بیماریاش میخندید، ۱۴ اردیبهشت سال ۱۳۷۱ در حالی چشمانش را بهروی دنیا بست که فرصت دیدن اجرای عمومی بهترین اثرش «بچه تابستان» را پیدا نکرد و در آرامستان خواجهربیع به خاک سپرده شد.
الهه پژوهی، صداپیشگی و گویندگی بیشاز ۱۰۰ فیلم، سریال و پویانمایی و مستند و بازی در بیشاز ۵۰ نمایش و چیزی در همین حدود سریال و فیلم کوتاه و سینمایی و تلهفیلم را به کارنامهاش افزوده است.
احمد فخرصباحی، قاتل مرموز، باهوش و خطرناک سریال مزد ترس بود که تماشاگران سریال را بیپلک زدن، به دیدن باقی ماجرا ترغیب میکرد.
آخوندپور فیلمهای بسیاری را ساخته و کارگردانی کرده است که همهی آنها در شبکههای سراسری پخش شدهاند. میگوید: بهدنبال این هستم که کاری در ارتباط با مشهد و فضای معنویاش یا یکی از قصههای شاهنامه کار کنم.
نقطه عطف دوران بازیگری میترا حجار حضور در دو فیلم «متولد ماه مهر» و «اعتراض» در سال ۱۳۷۸ بود. بازی تأثیرگذار او در این دو فیلم نه تنها تحسین منتقدان را برانگیخت، بلکه مسیر موفقیت را برایش هموارتر کرد.
محمد شاهرودی متولد سال۱۳۰۴ محله جنت مشهد، تنها بازمانده نسل دهه ۲۰ تئاتر ایران و مشهد بود که با سابقهای ۵۰ساله در تئاتر گنجینهای از خاطره و تجربه در سینه داشت.
سمانه عطاران دارنده مقام دوم جشنواره تئاتر استانی است. او با وجود معلولیت یادگرفته ورزش کند، کلاس بازیگری برود، مربی تیراندازی باشد و البته کلی هنر دیگر.
چهره سرد و خشنش باعث میشود در بیشتر فیلمها در نقشهای منفی ظاهر شود، اما با دقایقی گفتوگو متوجه خواهیم شد که شخصیت اصلی انوشیروان ارجمند هم مهربان است و هم ارجمند.
رضا سعیدی را با فیلمهای «مارمولک»، «دیوانهای از قفس پرید» و سریالهای «ولایت عشق» و «تنهاترین سردار» میشناسند، اما او قبل از اینکه به تهران برود، در مشهد چند فیلم و سریال تأثیرگذار بازی کرد.
ماشاءالله وحیدی، یکی از نامداران نمایش سنتی یا بهاصطلاح تختحوضی است. ذهن بسیار خلاق او میتوانست در هر لحظه از نمایش، عنصر خندهداری به کار اضافه کند و مردم را بخنداند.
سحر شفیعی کار حرفهای را از ۱۰سالگی آغاز کرده و با تئاتر «ق مثل قانون» برای نخستین بار بر روی صحنه رفته است و برای اجرای همین نمایش در جشنواره تئاتر کودکان در زاهدان، مقام اول بازیگری را کسب کرد.
فریدون صلاحی گفته بود: چند سال پس از آمدنش به مشهد فعالیتهای فرهنگیاش را با مطبوعات آغاز کرده است. او که از دوستان نزدیک دکترعلیشریعتی بود، در روزنامه خراسان مینوشت.
من اصلا توقع جایزه و هدیه ندارم، توقع من یک دست مریزاد خالی بود که هیچ کدام از دوستان که در مسند فرهنگی مشهد نشسته اند، نگفتند. درحالی که تئاتری که پارامترهای نمایشی کافی را ندارد، تشویقهای بسیاری میشود.
سعید سهیلی شور و شر جوانیاش را با خود به میانسالی آورده و با وجود اینکه با آخرین فیلمش به جمع میلیاردرهای سینما پیوسته، هنوز هم به فکر هممحلهایهای قدیمش در محله امام خمینی(ره) هست.