علی مسعودی میگوید: خودم خیلی شکمو هستم برای همین از رستورانهای مشهد زیاد برای دوستانم تعریف میکنم. به نظر من رستورانگردی از جاذبههای گردشگری مشهد است.
بهاره صادقمسجدی هنرمند معلول محله امام هادی(ع) ابراز نارضایتی میکند از اینکه؛ «برخی از سنهای تئاتر رمپ و دستگیره ندارد و معلولان نمیتوانند برای اجرا راحت بالا بروند.
سید محسن مصطفیزاده گمنام بودن را برای خودش اختیار کرده بود و از شهرتطلبی گریزان بود و بهحق مصداق این مصرع زیبا بود که «جهانی است بنشسته در گوشهای».
او میگوید: روزهای اولی که به مدرسه رفتم، سرمشقهای درسی را با دقت درست شبیه سرمشقهای خانم معلم مینوشتم. خانم معلم پی به استعدادم درزمینه خوشنویسی برد.
بیش از سهدهه از کار بازیگر ی و تئاتر محمدرضا یعقوبی میگذرد. او اولین کارهای بازیگر ی را از مدرسه شروع کرد و هنوز هم خاطره اولین بازیگر ی در مدرسه را به یاد دارد.
اکبر توابی از تصمیمی که در ابتدای جوانی گرفت، احساس پشیمانی نمیکند: وقتی وارد خانه شدم، مادرم من را محکم در بغلش فشرد. آرامتر که شد گفت «اکبر، مادر! من دیگر طاقت دوری تو را ندارم.»
حمیدرضا سیدی بهناچار میرود سمت میناکاری؛ هنری که مادرش آن را انجام میدهد و به نظرش «از هیچکارینکردن بهتر است.» و اینکه گوشه امن او و مادرش به شمار میرود.