از همان دوران کودکی پای ثابت اجراها و نمایشهای مدرسه بوده و آرزوی بازیگر ی در سرش داشته است. در کلاسهای تئاتر که شرکت میکند، اجراهای جدیتر او یکی یکی شروع میشود. ٢٥سال بیشتر ندارد و حالا 10 اجرای خیابانی، 10 اجرای عروسکی، بازی در چند نمایش تئاتر و... را در کارنامه کاریاش دارد اما جدیترین کار او برمیگردد به سریال تکلیف به کارگردانی محمد مهدی جعفرآبادی که فیلمبرداری آن شش ماه طول میکشد و حالا چند روزی از اتمام این پروژه میگذرد. علی سیاره، جوان هنرمند ساکن شهرک شهید رجایی، بازی در یکی از نقشهای اصلی این سریال تلویزیونی را برعهده دارد.
١٨سال بیشتر ندارد اما شرح فعالیتهایش طولانی است. همهچیز از دوره دبستان آغاز شد؛ وقتی که ریحانه موسوی در زنگهای تفریح دست معلمش نخ و کاموا و میل بافتنی میدید. او با دقت به دستهای معلمش نگاه میکرد و مجذوب هنر بافتنی شد. مادر برای ریحانه میله و کاموا خرید و او خیلی زود شال، کلاه و... میبافت. کمی که گذشت، ریحانه به هنر سینما و تئاتر هم علاقهمند شد؛ هنری که برای اطرافیانش ناآشنا بود، اما او تصمیمش را گرفته بود.
حمید صادقی میگوید: فیلمساز متعهد کسی است که دردها و مشکلات جامعه را نشان دهد و حتی اگر میتواند برای برطرفکردن این مشکلات راهحلی را ارائه بدهد یا دستکم مخاطب را به فکر بیندازد و او را وادار کند که بهدنبال راهحل رهایی از این مشکل باشد. رسالت و هدف فیلمساز همین است. یکی از برنامههای آینده من در عرصه فیلمسازی، بررسی همین مشکل خانمانسوز اعتیاد است که میتوان از آن بهعنوان ریشه و اصل تمام مشکلات اجتماعی جامعه نام برد.
محمد صادقزاده میگوید: منبع من برای اجرای استندآپ کمدی در برنامه «شب شرقی»، زندگی خانوادگی و خاطرات دوران کودکی در تپلمحله است، مجموع این خاطرات را در قالب ۸۰ داستان جمعبندی کردهام و هرشب به صورت تکه تکه این داستانها را بیان میکنم، علاوه براین، آداب و رسوم و سنتهای مردم مشهد و خراسان را نیز با لحنی طنزگونه بیان میکنم. بیشتر مطالب طنزی که در برنامه شب شرقی بیان میکنم فیالبداهه است. چون معتقد هستم یک هنرمند استیج (صحنه)، تا زمانی که نتواند بهطور آنی مطلبی را بیان کند، بازیگر نخواهد شد.
در خانه و مدرسه روی دکتر یا مهندس شدنش حساب باز کرده بودند، اما امروز همه دوستان و آشنایانش او را در کسوت یک هنرمند میشناسند. مهدی محروقی متولد1380 است؛ کسی که یک رخداد شیرین در سیزدهسالگی، مسیر زندگیاش را چنان تغییر داد که در کوتاهمدت در عرصه هنر خوش درخشید و میان هنرمندان همردیفش پرآوازه شد. انتخاب برای بازی در نقشاول برخی تئاترها، اجرا در شبکه استانی و ملی، اجرای تئاترهای خیابانی در شهرهای مختلف استان و کشور و... بخش مهمی از موفقیتهای هنری محروقی است.
هفت خوانشگر گروه به روی سن میآیند و ما را به دنیای کلماتشان میبرند. کلماتی که برای خوانششان گروه چندین ماه زمان گذاشته است تا یک کار خوب را اجرا کند. تماشاگران که اغلب جوان هستند سوار بالِ کلمات میشوند و به روز عاشورا میرسند. کلمات این بار از سوی آدمها روایت نمیشوند و این اشیای جان گرفته صحرای کربلا هستند که به حرف آمدهاند و سعی میکنند از رنج روز واقعه بگویند.
از زمان تعطیلی مجموعه تئاتر شهر بیش از یکسالونیم میگذرد و در این مدت در مجموعه باز نشده است. در حالی که بسیاری از مجموعههای هنری کشور در این مدت دوباره بازگشایی شدهاند و اجراهایی داشتهاند. نکته مهم این است که علاوهبر بسته بودن مجموعه تئاتر شهر، در این مدت که فرصت زیادی هم بوده است هیچ برنامهریزیای برای دوران پایان کرونا و بازه کاهش موج ابتلا نشده است. در این زمان مسئولان فرهنگی میتوانستند هنرمندان را دعوت کنند و درباره وضعیت بازگشایی یا بهرهبرداری مجموعه تئاتر شهر صحبت و مشورت کنند که چنین کاری هم انجام نشد.