صدیقالدوله در توسعه و زیباسازی شهری مشهد نقش مهمی ایفا کرد
دغدغه زیباسازی فضای شهری در مشهد، فقط دغدغه امروز مسئولان شهری نیست. از زمانی که مشهد شکل و شمایل شهر پیدا کرد (شاید از دوره تیموری) موضوع زیباسازی فضای شهری در دستورکار اُمرا و حُکام هم قرار گرفت. شاهرخ تیموری بعد از شرکت در مراسم افتتاح مسجد گوهرشاد در سال ۸۲۱ قمری، دستور داد در مشهد طرح باغی بزرگ را بریزند که بعدها به «چهارباغ» شهرت یافت و دارالحکومه شهر شد.
امیرعلیشیر نوایی با آوردن آب چشمه گلسب (گیلاس) به مشهد، فضای شهر را به نحو مؤثری تلطیف کرد و بعدها، همین نهر، دستمایه ایجاد نهر خیابان در دوره صفویه شد؛ نهری که در زیباسازی فضای شهری، بهویژه در بالاخیابان، نقشی راهبردی داشت و کاشت درختان مختلف در اطراف آن، نخستین اقدام برای تولید فضای سبز در تاریخ شهر مشهد محسوب میشد.
ساخت و توسعه بازار، با استفاده از ظرفیت معماری اصیل ایرانی نیز گامی دیگر در همین راستا بود. حتم دارم هر کدام از شما خوانندگان گرامی میتوانید موارد متعدد دیگری را بر آنچه نوشتیم، اضافه کنید. با این حال، بعید میدانم کسی از شما عزیزان، روایتی را که میخواهیم دربارهاش صحبت کنیم، شنیده باشد.
روایتی تاریخی از یک رویکرد تازه در زیباسازی فضای شهری که به ماه رجب سال ۱۳۱۷ قمری (آبان ۱۲۷۸ خورشیدی) بازمیگردد؛ زمانی که میرزارضا صدیقالدوله نوری، متولی وقت آستانقدس رضوی، با احداث طارمیهای (نردههای) تزیینشده با سه رنگ پرچم ایران، فضای حاشیه نهر خیابان را در دو سوی حرم رضوی آراست و طرح تازهای برای زیباسازی فضای شهری مشهد درانداخت. این خلاقیت درخورتحسین، البته بهصورت کامل ساخته و پرداخته ذهن صدیقالدوله نبود.
استفاده از پرچم سهرنگ کوچک برای آذینبندی خیابانها، به احتمال از اواسط دوره ناصری و عموما در پایتخت مرسوم بود، اما استفاده از این ترکیب رنگ، آن هم روی طارمیهای کنار خیابان، گمان میرود نوآوری خود صدیقالدوله یا یکی از نزدیکانش بوده است و البته نشان میدهد که نگاه به مقوله ملیت در این دوره تاریخی، نگاهی عام و همهپسند محسوب میشدهاست.
در گزارش پیشرو، به بهانه روایت طارمیهای سهرنگ کنار نهر خیابان در دوره مظفرالدینشاه، میخواهیم کمی درباره صدیقالدوله هم بگوییم؛ مردی که دستکم به مدت دو سال امور مشهد را در اختیار داشت و منشأ اقدامات مهم و مؤثری در این شهر و حرم مطهر رضوی شد.
شناسنامه صدیقالدوله
میرزارضا نوریمازندرانی، ملقب به صدیقالدوله، طبق یک روایت در سال ۱۲۳۶ قمری (۱۲۰۰ خورشیدی) به دنیا آمد. البته در صحت این روایت میتوان تردید جدی داشت. زیرا سال درگذشت او ۱۳۴۳ قمری (۱۳۰۳ خورشیدی) ثبت شدهاست و از آنجا که درباره زمان فوت تردیدی نداریم، درنظرگرفتن سن بیش از صدسال برای وی کمی بعید به نظر میرسد.
همچنین از ظواهر امر و اسناد پیداست که خاندانی اهل فضل داشته که از مستوفیان بودهاند و به همین دلیل، میرزارضا هم به کسوت این صنف درمیآید. عبدالله مستوفی در خاطراتش صدیقالدوله را مردی «متدین و باسواد» توصیف میکند.
این وصف از میرزارضا، دستکم در زمینه سواد، به احتمال زیاد مقرون به صحت است. زیرا در سال ۱۲۷۹ قمری (۱۲۴۱ خورشیدی) بهعنوان معلم و لَلِه مظفرالدینشاه انتخاب و به تبریز فرستاده میشود تا به امور ولیعهد رسیدگی کند. صدیقالدوله پس از پیوستن به اردوی ولیعهد، مدارج ترقی را «دوتایکی» طی کرد. در سال ۱۲۹۷ قمری، پیشکار رسمی مظفرالدینمیرزا شد و در همان سال به تهران فراخوانده و پیشکار کامرانمیرزا، پسر دیگر ناصرالدینشاه، شد.
میرزارضا در ۱۲۹۸ قمری به تبریز بازگشت و مسند پیشکاری ولیعهد را به دست آورد. با آغاز سلطنت مظفرالدینشاه قاجار، صدیقالدوله موقعیت بهتری به دست آورد و در ذیالحجه ۱۳۱۶ قمری (فروردین ۱۲۷۸ خورشیدی) بهعنوان متولیباشی آستانقدس رضوی شناخته شد.

دوران حضور در مشهد
کارنامه صدیقالدوله نشان میدهد که آدمی فعال و در همان حال باریکبین و دقیق بودهاست. او بلافاصله پس از ورود به مشهد، با ساماندهی امور آستانقدس و نیز پرداختن به نیازهای شهری تلاش کرد تا برای زائران و مجاوران آسایش بیشتری ایجاد کند. صدیقالدوله دریافت که اوضاع ثبت و ضبط موقوفههای آستانقدس اصلا مناسب نیست و با وجود نگارش اسنادی مانند «طومار علیشاهی»، آشفتگی در ثبت و نگهداری موقوفات به چشم میخورد.
این مسئله بهویژه درباره موقوفات جدید بیشتر وجود داشت. به همین دلیل، دستور داد سیاهه مفصلی از این موقوفات با عنایت به طومارها و اسناد موجود تهیه کنند و نخستینبار آنها را در قالب یک کتاب چاپی منتشر کرد. این کتاب که امروزه آن را با نام «آثارالرضویه» یا «کتابچه صدیقالدوله» میشناسیم، یکی از منابع استنادی مهم در مطالعات مربوط به موقوفههای حرم مطهر رضوی است.
صدیقالدوله در مدیریت امور، شیوه خود را داشت و دخالت دیگران را برنمیتابید. نقل است که بعد از انتصاب در آستانقدس، دست به عزل و نصبهایی زد که با خواستههای علیاصغرخان اتابک، صدراعظم وقت، همخوانی نداشت و اسباب کدورت وی را فراهم کرد، اما صدیقالدوله به این مسئله توجهی نکرد.
با تغییر نام بالاخیابان به خیابان «مظفریه»، نخستین تغییر نام معابر شهری در مشهد در قالب یک اقدام حکومتی رقم خورد
او در رجب سال ۱۳۱۷ قمری (آبان ۱۲۷۸ خورشیدی) دستور داد که به وضعیت خیابان مشهد رسیدگی شود. در آن زمان، اوضاع نهر خیابان و حاشیه آن، بسیار تأسفبار بود. قسمتی از سنگچین حاشیه نهر و داخل آن، به مرور زمان ساییدگی پیدا کرده و از بین رفتهبود.
در حاشیه نهر تقریبا هیچ روشنایی درخور اعتنایی وجود داشت و بیسامانی آن باعث درهمریختگی معابر عمومی هم شده بود. صدیقالدوله پس از تعمیر اساسی نهر و حاشیه خیابان، دستور داد برای آن نردههایی بسازند و این نردهها بهصورت سهرنگ (سبز و سفید و قرمز) رنگآمیزی شد.
افزون بر این، میرزارضا دستور نصب چراغهایی موسوم به چراغ گازی را در حاشیه بالاخیابان صادر کرد که در نوع خودش کمنظیر بود و بر زیبایی فضای این منطقه بسیار افزود. البته گویا باریکبینی و سختگیریهای او بر تعدادی از طبقه اشراف گران آمده بود. زیرا با فرستادن نامه و تلگرافهای متعدد خواستار عزل وی شده بودند و در ذیالحجه سال ۱۳۱۸ قمری سرانجام این نامهها اثر کرد و صدیق الدوله از کار برکنار شد.
نخستین تغییر نام ثبتشده معابر
اقدام مهم دیگری که صدیقالدوله، باز هم بهاحتمال نخستینبار در مشهد انجام داد، تغییر نام یکی از معابر اصلی شهر بود. او در کتیبهای که پس از اتمام تغییرات خیابان، با خط «صنیعالتولیه» نوشته و بر ورودی صحن عتیق از سمت ایوان ساعت نصب شده، آورده است: «لمثل هذا فلیعمل العاملون/ در عهد دولت جاوید مدت بندگان اعلیحضرت اقدس شاهنشاه اسلامیان پناه السلطان بن سلطان بن سلطان و الخاقان بن خاقان بن خاقان السلطان مظفرالدینشاه قاجار خلدا... ملکه و اوان صدارت حضرت مستطاب اجل امجد اشرف اعظم اکرم میرزاعلیاکبرخان اتابک مدظلهالعالی این چاکر دربار معدلت و حاجب آستانقدس سرکار فیضآثار میرزارضا صدیقالدوله متولیباشی برحسب امر قدرقدرت ملوکانه به تعمیر و تنظیف صحنین مبارک و نهر خیابان علیا و سفلا و احداث طاحونه و چراغها و طارمیهای کنار نهر پرداخت و به خیابان مظفریه موسوم ساخت فی شهر رجبالمرجب سنه۱۳۱۷ کتبه محمدالموسوی صنیع التولیه».
به این ترتیب، با تغییر نام بالاخیابان به خیابان «مظفریه»، نخستین تغییر نام معابر شهری در مشهد بهصورت رسمی و در قالب یک اقدام حکومتی رقم خورد. مردم به این تغییر نام روی خوش نشان ندادند و مدتی بعد نامگذاری جدید به فراموشی سپرده شد و مردم دوباره بالاخیابان را با همان نام قدیمی میشناختند.
اما این تغییر نام، در اسامی مکانهای اطرافش بیتأثیر نبود و به نظر میرسد نامگذاری ساعت قدیمی صحن عتیق (که برخلاف باور عموم متعلق به دوره ناصرالدینشاه است و نه مظفرالدینشاه) به نام «ساعت مظفری»، ریشه در این تغییر نام داشته باشد.
مردی که اهل رودربایستی نبود!
صدیقالدوله، چنانکه اشاره کردیم، در سال ۱۳۰۳ خورشیدی و در نجفاشرف دار فانی را وداع گفت. پیکر او را در قبرستان مشهور «وادیالسلام» به خاک سپردند. او در زندگیاش مردی صریحالهجه بود و حتی با شاه نیز بدون رودربایستی و تعارف حرف میزد.
مهدی بامداد در «شرح حال رجال ایران» مینویسد: «[صدیقالدوله]با مظفرالدینشاه راحت حرف میزد. یکبار نزد شاه آمد و پس از اینکه شاه احوال او را پرسید، دستور داد که هزار تومان به او بدهند و در ضمن به وی گفت: صدیقالدوله، حالا این پول را بگیر، انشاءالله کار و بار که بهتر شد، باز هم به تو پول خواهم داد.
صدیقالدوله با لهجه مازندرانی شاه را خطاب کرده، گفت: وقتی که ولیعهد و در تبریز بودی، میگفتی کارها خوب شود به تو مساعدت خواهم کرد. بعد از شاهشدن میخواهی چه بشوی؟ میخواهی خدا بشوی؟! مظفرالدینشاه تبسمی کرد و چیزی نگفت.»
* این گزارش دوشنبه ۴ اسفندماه ۱۴۰۴ در شماره ۴۷۰۵ روزنامه شهرآرا صفحه تاریخ و هویت چاپ شده است.
