گلهای روی ضریح مطهر امام هشتم پس از دو روز به دارالذکر رفته و دو روز بعد نیز به بخش شمیم رضوان میرسند و پساز بوجاری، خشک و بستهبندی میشود و به دست زائران و مجاورانی میرسد که مشتاق بوییدن گلهای متبرک به مزار رهبر شهیدشان هستند.
مسعود اسکندری، هنرمند مشهدی قلم زنی روی فلز است که سال هاست در حوزه اجرای آثار مذهبی و به ویژه کار بر روی اجزای وابسته به حرم مطهر امام رضا (ع) فعالیت میکند. بخش مهمی از زندگی حرفهای این هنرمند با آرزوی کار کردن برای حرم گره خورده است.
از دیرباز، زمانی که نخستین پرتوهای خورشید بر گنبد طلایی بارگاه منور رضوی میتابید یا هنگامی که هلال باریک ماه در آسمان مشهد رخ مینمود، افرادی به نام «منجمباشی» به تعیین دقیق اوقات شرعی همت میگماردند و پیونددهنده زمین و آسمان بودند.
برخی از کرامات امامرضا(ع)، تنها در حد یک نقل شفاهی باقی نماندهاند و پس از بررسی و صحتسنجی، در دفتر کرامات رضوی به ثبت رسیدهاند. یکی از این روایتها را شهرام تدین، خادم بارگاه ملکوتی امام رضا (ع)، از نزدیک دیده و تجربه کرده است.
فاطمه خانم میگوید: در حال مناجات بودم که زنی از کنارم رد شد و گفت به دیدن خانم برزگر در آسایشگاه بسیج حرم برو. همین کار را کردم. آنقدر اصرار کردم که گفت برو همین الان مدارکت را بیاور. ساعت ۲ نشده رسما خادم حرم شدم.
امیرحسین زارع، قهرمان پرافتخار کشتی جهان که از کودکی دلداده آستان جانان شده، و بعد از قهرمانی مدالهایش را به موزه آستان قدس تقدیم کرده میگوید: بهترین حس را موقعی تجربه میکنم که به زائران خدمت کنم.
گاهی دیدن بخشی از تاریخ حرم امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع)، نه در کربلا که در مشهد میسر است. از نشانهای نایبالتولیه گرفته تا کاشی، سنگ و فرشی که زمانی جزئی از این حرمین مطهر بودهاند.
طومارها و پوسترهای زیارتی از آثاری هستند که در آنها تصویر، متن و تجربه زیارت در کنار هم قرار گرفته و بخشی از فرهنگ دیداری و دینی جامعه شیعی را شکل دادهاند. این طومارها با ورود صنعت چاپ متحول شدهاند.
ماجرای نبردی دیپلماتیک که با تدبیر دکتر محمدمصدق در دادگاه لاهه به سرانجامی خوش رسید. این اتفاق در مشهد، اما با یک حرکت زیبا همراه میشود؛ مردم شاد از این پیروزی مدارس و دکانها را تعطیل کرده و به حرم مطهر رضوی میروند.
بازشدن آغوش دارالذکر به روی زائران، خبری بود که خیل مشتاقان زیارت رهبر شهید را دوباره به سمت حرم مطهر کشاند. با تمهیداتی که آستان قدس رضوی برای تسهیل زیارت اندیشید، از روز یکشنبه زائران توانستند وارد رواق شوند.
رواق دارالذکر این روزها حالوهوایی متفاوت از گذشته پیدا کرده است. رواقی که سالها یکی از گذرگاههای آرام حرم رضوی بوده، اکنون به یکی از بخشهای پررفتوآمد این آستان مقدس بدل شده است؛ محلی برای قرار و دیدار عاشقان آقای شهید با ایشان و خانوادهشان.
رواق دارالذکر، واقع در جنوبشرقی روضه منوره، از فضاهای بهنسبت جدید حرم مطهر امامرضا (ع) است. این رواق در گذشته، بخشی از موقوفات مسجد گوهرشاد بود و بعدها بهعنوان مدرسه علمیه بهرهبرداری شد.
قالب بیشتر اشعاری که روی کتیبههای سنگی حک شده، قصیده است؛ قالبی که امکان توصیف، مدح و روایت را همزمان فراهم میکرده است. مضمون اصلی نیز مدح امام رضا (ع) و ستایش جایگاه معنوی حرم مطهر امامرضا(ع) است.
سفر شاهعباس اول صفوی به مشهد را باید یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ تشیع و ایران دانست. او نزدیک به پانصد کیلومتر را پیاده میپیماید تا خود را به حرم رضوی برساند، سه ماه در مشهد اقامت میکند و همزمان با زیارت مقدمات لشکرکشی به هرات و مقابله با ازبکان را فراهم میآورد.
مشهد در دوره مشروطیت و پس از نخستین سفر مظفرالدینشاه شاهد درگیریهای جدی بر سر مدیریت آستان قدس بود. مظفرالدینشاه که برای سفرهایش همواره با کمبود بودجه مواجه بود، به درآمدهای آستان قدس چشم داشت.
ابومنصور عبدالرزاق توسی پس از آن حاکم توس شد، در رونق و توسعه این خطه بسیار کوشید و در احیای فرهنگ ایرانی تلاش مستمر کرد. او از امرای نامآور سامانیان بود که توجهاش به مشهد و توسعه عمرانی آن در عهد سامانی، راه را برای فعالیتهای بعدی باز کرد.
درمیان تمامی رخدادهای سال۱۳۵۷، شب تاسوعا (مصادف با ۱۸آذر) نقطهای عطف در تاریخ مبارزات مردم مشهد بهشمار میرود؛ زمانی که نام «امامخمینی» در سنت دیرینه «خطبهخوانی» در حرم رضوی که با نام شاه وقت گره خورده بود، جایگزین شد.
بر سطح سنگهای تراشخورده حرم رضوی، تنها ابیات مدح و منقبت، نقش نبسته است که میتوان ردپایی از تاریخی، نام بانی یک بنا یا یادگاری از روزگار یک پادشاه را در میانشان یافت.
۱۲۶ سال قبل که چراغ الکتریکی برای ایرانیها پدیدهای ناشناخته بود، دستگاهی با انگیزههای مذهبی مظفرالدین شاه برای روشنکردن آستان مبارک حضرت رضا(ع) از سرزمینهای دوردست به مشهد رسید و با مشقت فراوان در نزدیکی حرم مستقر شد.
فعالیتهای حاجیمیرزامحمدباقر که باعث جلب نظر اولیای امر شده بود، نهایتا به اعطای لقب «کمالالتولیه» به او میانجامید.این اتفاق در دوره متولیگری میرزامحمودخان مدیرالدوله رقم میخورد.