کارنامه صدیقالدوله نشان میدهد که آدمی فعال و در همان حال باریکبین و دقیق بوده است. او بلافاصله پس از ورود به مشهد، با ساماندهی امور آستانقدس و نیز پرداختن به نیازهای شهری تلاش کرد تا برای زائران و مجاوران آسایش بیشتری ایجاد کند.
هر کمربند، کیف و چمدان که خراب شود، در دستان محمد علی کریمی کرامتی با دقت و حوصله تعمیر میشود. او سالهاست که در این کار تجربه دارد و این هنر را برای خدمت و گرهگشایی از کار زائران بکار گرفته است.
به جز آثار بهجایمانده از گوهرشادبیگم در حرم امامرضا(ع)، از همسر او نیز آثاری به یادگار مانده است که «پنجره فولاد زرکوب» یکی از نمونههای آنهاست. پنجرهای فولادی که توسط خود شاهرخ، حاکم تیموری، به حرمرضوی اهدا شده است.
ابوالفضل رخشانینژاد از کودکی تاروپود دلش به ضریح آقا گرهخورده است و همیشه خواسته روزی لباس خادمی را به تنش کند. به گفته خودش از وقتی که در اینجا خدمت میکند، به خدا نزدیکتر و با مردم مهربانتر شده است.
لسترنج سه سال از عُمرش را هم در ایران گذراند اما نه در ایران و نه در کتابخانه بزرگ دانشگاه کمبریج که به ظاهر، بخش عمده آثارش را در آن پدید آورده، دقت عمل لازم را به خرج نداده است. در مطلب پیشرو برخی از این موارد را اشاره کردهایم.
خیابان عیدگاه از مسیرهای اصلی منتهی به حرمرضوی است که چندماهی است پروژه گذر تشرف عیدگاه در آن اجرا میشود؛ پروژهای که هرچند مسیر را هموار و یکدست میکند، اما برخی کسبه از طولانیشدن آن گلهمندند.
نهم دی ۱۳۵۷ مراسمی در مشهد برپا شد که پس از آن، جمعیت به سوی استانداری حرکت کردند و تانکهای ارتش برای مقابله وارد عمل شدند. در این روز گلوله و زنجیر تانک، دهها نفر از جمله الهه زینال پور و مهری زارع عباس آبادی را به شهادت رساند.