طبق مستندات درجشده در روزنامههای دوره قاجار، از اوایل حکومت احمدشاه قاجار، حمامهای زیادی به دوش مجهز بودهاند و در عصر رضاخان نهتنها دوش در حمامها اجباری میشود که خزینهها نیز برچیده میشوند.
عینالسلطنه در توصیف مشهد مینویسد: مشهد شهر کوچکی نیست. بازارش معمور و رو به ترقی و آبادی است. ترکها خانههای خوب ساخته و میسازند. تجارت روس از راه عشقآباد رواج دارد. قونسول روس و انگلیس عمارت و باغ عالی دارند.
بر اساس اسناد ، مشهد از ابتدای ایجادش اقلیمی خشک داشته و امرا و حاکمان و تاجداران بسیاری در طول تاریخ تلاش کردهاند آب را به این سرزمین برسانند. نخستین این افراد، امیرعلیشیرنوایی بود که آب چشمهگیلاس را به مشهد کشاند.
سرشماری انجامشده در مشهد شامل شش محله اصلی بود: نوغان، سرشور، عیدگاه، سراب، پایینخیابان و بالاخیابان. براساس این سرشماری، جمعیت کل مشهد ۵۷هزارو۲۸۷ نفر و تعداد خانهها ۷هزارو۶۶۷ باب ثبت شده بود.
دارالشرع یک مَسنَد حقوقی بود؛ مسندی که یک مجتهد صاحبفتوا آن را در اختیار داشت. این مجتهدان معمولا دانشآموختگان حوزههای بزرگ علمیه در اصفهان، تهران، نجف و همچنین مشهد بودند و از مراجع اعلم و مشهور اجازه فتوا داشتند.
علیقلیخان در دوره سلطنتش قادر به تأمین امنیت نبود و همین موجب شد لاتها و گردنکشان شهر قدرتی در شهر بههم بزنند تا آنجاکه کار از دست علیقلیخان و نیروهایش در رفت. یکی از مهمترینِ این اوباش، حاجیمحمد باباقدرتی بود.
نامیدن کوچه به نام کربلا بهدلیل تجمع کاروانسالارهای کربلاست و در سالهای قبل از سده ۱۴ هجری که زائران کاروانی و با استفاده از شتر و اسب و قاطر عازم کربلا میشدهاند، این کوچه محلی بوده است برای آغاز سفر زیارتی.






