عباس آریک بیش از ۲۰۰ مسابقه را قضاوت کرده است
کوچه پسکوچههای شهر، مهد پیشکسوتان و بازیکنان بزرگی است که در کشور و حتی در سطح بینالمللی معروف و مشهور هستند. یکی از همین افراد عباس آریک هممحلهای ماست. ورزشکار ساکن محله راهآهن مشهد که سالها برای جامعه داوری زحمت کشید و مسئول کمیته فوتسال مشهد، دبیر کمیته داوران استان و مسئول کمیته داوران تربیتبدنی شهرداری مشهد بود. این هفته به سراغ این پیشکسوت رفتهایم تا بیشتر با او آشنا شویم.
سال ۱۳۳۶ و زمینهای خاکی
عباس آریک درباره خودش میگوید: متولد مهر ماه ۱۳۲۹ هستم و ورزش را از سال ۳۶ و از آموزشگاهها شروع کردم. هفت سالم نمیشد، اما موقع گلکوچک در محله سر من دعوا میشد که در کدام تیم باشم. زیاد اهل درس و کلاس نبودم، اما نمره ورزشم همیشه بیست بود. در محله عشرتآباد (هاشمینژاد فعلی) به دنیا آمدم و اولین تیم محلی که در آن بازی کردم، تیم «یاشین» بود.
در محله عشرتآباد به دنیا آمدم و اولین تیم محلی که در آن بازی کردم، تیم «یاشین» بود
هفدهسالگی و اوج دوران فوتبالی
این پیشکسوت داوری محله، ادامه میدهد: دوران دبیرستان سالهای خوبی برای من بود. به یاد دارم در دبیرستان صفوی بازیکنان بزرگ و مطرحی حضور داشتند، مثل جلال خوشزاد، اعظم، سکوتی و دیگران که اکنون بعضی از آنها مرحوم شدهاند. در دوران دبیرستان چند دوره در مسابقات آموزشگاهی مشهد شرکت کردم که به همراه تیم موفق به کسب مقام قهرمانی هم شدیم و این سالها به نوعی سالهای طلایی فوتبالم بود.
«۲۵ شهریور»؛ اولین تیم حرفهای
او عنوان میکند: اولین تیمی که به صورت حرفهای در آن بازی کردم، تیم «۲۵ شهریور» بود. آن روزها را هرگز فراموش نمیکنم. ما بدون پول و بدون ادعا بازی میکردیم، اما به تیممان تعصب داشتیم و این باعث شده بود که روزهای خوبی را در این تیم داشته باشیم. این تیم وابسته به شهرداری و سازمان آتشنشانی مشهد بود.
۱۳۴۹؛ خداحافظ فوتبال...
به اینجای گفتوگو که میرسیم، چهره آریک گرفته میشود و میگوید: سال ۱۳۴۹ را هرگز فراموش نمیکنم؛ در این سال ازدواج کردم و این موضوع باعث شد که از فوتبال دور شوم و تمریناتم کمرنگ شود. البته تا سالها بهطور جسته و گریخته بازی میکردم، اما نه به صورت حرفهای. به طور مثال دو سال در تیم «کارگران مشهد» بازی کردم.
داور ۲۷ ساله مشهدی کارش را شروع کرد
از سال ۴۹ تا ۵۶ تقریبا از فوتبال دور بودم. در سال ۵۶ یک دوره کلاس داوری درجه سه فوتبال در مشهد برگزار شد که مدرسان آن نظری و صالحی بودند که در حال حاضر هم از داوران بین المللی هستند و من در آن دورهها شرکت کردم. به یاد دارم جاهدی، ارباب و چند نفر دیگر هم در این کلاس حضور داشتند و بعد از گذراندن آن دورهها، دوران داوری من در فوتبال و فوتسال آغاز شد.
درخشش در مسابقات لیگ فوتبال استان
هنوز مُهر مدرکم خشک نشده بود که یک روز آقای چرمچی به من گفت برای قضاوت بازی دو تیم بجنورد و قوچان انتخاب شدهام. خیلی جوان بودم و کمی بیتجربه. اگر چه من تقریبا تمام بازیهای لیگ مشهد را قضاوت میکردم، اما این بازی که من برای قضاوت آن انتخاب شده بودم بازی مهمی بود. البته خدا را شکر موفق شدم قضاوت بینقصی داشته باشم و همه از من تعریف کردند.
سال ۷۲ و بازنشستگی با درجه ملی
این پیشکسوت داوری میگوید: دو سال را در زندگیام فراموش نمیکنم. یکی سال ۴۹ که از فوتبال دور شدم و یکی سال ۷۲ که از داوری بازنشسته شدم. من با مدرک داوری ملی بازنشسته شدم و در تمام این سالها بیش از ۲۰۰ دیدار را قضاوت کردم.
من با مدرک داوری ملی بازنشسته شدم و در تمام این سالها بیش از ۲۰۰ دیدار را قضاوت کردم
داوری پول ندارد باید عاشق آن باشی
آریک با اشاره به اوضاع مالی داوران بیان میکند: داوران به لحاظ مالی، تامین نمیشوند. در کل، داوری پول ندارد و فقط باید عاشق این کار باشی تا بتوانی سالها دوام بیاوری و خسته نشوی. من در این سالها نه به خاطر پول بلکه به خاطر عشق به کارم، داشتم.
خیلی ناراحت است از اینکه فعالیت ورزش محلات و تیمهای محلی کمرنگ شده است. آریک در اینباره میگوید: بعد از انقلاب، تیمهای محلی به سمت دیگری رفتند. بعضی از آنها در قالب یک باشگاه آغاز به کار کردند که نمونه بارز آن تیم ابومسلم است. به نظرم دلایل زیادی باعث آن شد که حرفهای شدن فوتبال بعد از انقلاب و نیاز به پول، دو عنصر مهم در این امر هستند.
یک خاطره...
آریک صحبت هایش را این گونه به پایان میبرد: به یاد دارم در یکی از بازیهای لیگ مشهد میخواستم به بازیکنی کارت زرد بدهم؛ اما نمیدانم چرا به یک نفر دیگر کارت نشان دادم! این اشتباه باعث ناراحتیام شد و بعد از بازی به رختکن تیم رفتم و هر دو بازیکن را کنار کشیدم و گفتم کارت زرد را اشتباه دادم. در گزارش داوری هم این موضوع را نوشتم. هنوز هم هر وقت این خاطره را به یاد میآورم، نمیدانم چرا کارت را اشتباه نشان دادم!
*این گزارش یکشنبه، ۱۸ تیر ۹۱ در شماره ۱۲ شهرآرامحله منطقه ۳ چاپ شده است.


