راهپیمایی

مسجد سناباد پایگاه همدلی اهالی محله صاحب‌الزمان(عج) است
از روز‌هایی که جوانان محل برای نگهبانی و راهپیمایی سازمان‌دهی می‌شدند تا امروز، مسجد «سناباد» همچنان پایگاه همدلی و کنش مردمی باقی مانده است. سه نفر از اهالی محله صاحب‌الزمان(عج) این مسیر را از انقلاب تا امروز بی‌وقفه طی کرده‌اند.
روایت‌های انقلابی سید مهدی حسینی از راه‌پیمایی‌های سال ۵۷
سید‌مهدی حسین‌پور پیروزی بر طاغوت زمان را با چشمان خود دیده است. او روز‌هایی را به یاد می‌آورد که با پای پیاده از محله و روستای زادگاهش به شهر می‌رفت و میان سیل جمعیت با مشت‌های گره‌کرده شعار می‌داد و خواستار سرنگونی رژیم ستمگر پهلوی بود.
ماجرای قاب عکسی که نه فرح، کلاهی داشت نه شاه، تاجی!
سفینه ظریف‌قربانی خاطره روز برفی شب‌های سرد انقلابی را هرگز فراموش نمی‌کند؛ در حالی‌که مشغول مراقبت از بچه‌های خردسالش بود، همسرش، غلام بازمحمدی در نانوایی چهارراه شهدا کارمی‌کرد و آن روز در راهپیمایی درگیر شده بود.
نقش مطبوعات مشهدی در وقایع‌نگاری انقلاب اسلامی
تشییع مرحوم کافی درواقع به نخستین راهپیمایی عمومی مردم مشهد علیه رژیم تبدیل شد و مأموران برای متفرق‌کردن مردم از گاز اشک‌آور و تیراندازی استفاده کردند که روزنامه خراسان پس از سه روز سکوت در این باره گزارشی منتشر کرد!
مزدای قرمز مرتضی شبانی در رکاب انقلابیون چهاربرج بود
آن روز‌ها حاج‌مرتضی از معدودماشین‌دار‌های توس بود و می‌دید در خیابان‌های مشهد چه خبر است، او مزدایش را در جاده می‌انداخت تا مردم را از روستا برای شرکت در راهپیمایی به قلب مشهد برساند.
روایت‌هایی از شعارنویسی در زمان انقلاب
محمدصادق علیزاده می‌گوید: بعد از پیروزی انقلاب، نوشتن شعار‌های تبریک، لذت عجیبی داشت. وقتی می‌دیدیم مبارزاتمان به ثمر نشسته، برای نوشتن شعار‌های انقلاب انرژی مضاعفی داشتیم. مدام روی پارچه عکس امام‌خمینی (ره) را چاپ می‌کردیم!
خاطره غلامرضا بلالی از بستن راه تانک با لوله‌های آب!
غلامرضا بلالی تعریف می‌کند: مردم لوله‌های آب را آوردند وسط خیابان و به عرض چیدند تا جلو حرکت تانک‌ها را بگیرند. طلبه‌ای رفت روی لوله تانک و رو به جمعیت انقلابی‌ها گفت بروید که الان همه ما را همین‌جا می‌کشند.