عطارباشی محله کاشانی در زمینه طب گیاهی، کتاب مینویسد
در یکی از صبحهای پاییز از کنار مغازههای خیابان توحید میگذشتم چشمم به عطاری کوچکی افتاد. وارد مغازهای در محله کاشانی شدم که بر سر در آن نوشته شده است؛ شیخ عطار. قدمت مغازه در ظاهر معلوم است. کنجکاو میشوم و از صاحب مغازه در مورد این موضوع سوال میکنم. این مغازه عطاری سالهاست در این خیابان جاخوش کرده و از سال ۱۲۵۶ بر دردهای بیماران مرهم گذاشته است و حالا باید مغازهاش به دلیل ساختوسازهای شهرداری تخریب شود.
داخل مغازه شیخ عطار را که نگاه میکنی پر است از جعبههای سبز کوچک و بزرگ که به دیوار کوبیده شده و شیخ عطار از هر غرفه آن دارویی را بیرون میکشد. شهرآرامحله لحظاتی را پای صحبت پیرمردی مینشیند که از سه نسل گذشته خود عطاری را آموخته و این روزها نیز با وجود کهولت سن نام پدرش را زنده و چراغ مغازهاش را روشن نگه داشته است.
تجربهام سبب شهرتم است
شیخ محمدحسن خبوشانی متولد سال ۱۳۱۹ است. وارد مغازه که میشویم بر سر در آن عکس مردی روحانی خودنمایی میکند، پدر شیخ عطار است، او به عکس نگاهی میکند و میگوید: ۱۰ سال داشتم که کنار پدرم در این مغازه میایستادم و نام داروها و تاثیراتش را یاد میگرفتم، یکی از برادرانم عطار است و پسرم و برادرزادههایم نیز به این شغل روی آوردند و هرکدام در گوشهای از شهر در حال مداوای مردم با داروهای گیاهی هستند.
وی در ادامه بیان میکند: «مغازه تغییری نکرده و همان شکل گذشتهاش حفظ شده است، تجربه زیاد و حسن پیشینهای که در میان مردم از کار ما وجود دارد سبب شده تا معروف باشیم. خبوشانی بیان میکند: امروزه به دلیل افزایش جمعیت، تعداد مراجعهکنندگان بیشتر شده است، از شهرهای دیگر نیز نزد من میآیند، زیرا بعضی داروها را خودم میسازم که با توجه به نتیجه مطلوب آن دوباره مراجعه میکنند، معمولا داروهایی که مصرف خارجی دارند مطلوبیت بیشتری دارد.
او میافزاید: هر سال بر تجربیاتم افزوده میشود و بیشتر از هزار گیاه دارویی و تاثیراتش را میشناسم، فرزندانم نیز به نوعی زیر نظر خودم در حال فعالیت هستند و به آنان کمک میکنم.

یک شهر و ۳ عطار
او بیان میکند: پدرم و پدربزرگم نیز از گذشته در همین محله به حرفه عطاری میپرداختند و در محلههای مختلف عطاری داشتند تا سال ۱۲۵۶ که این مغازه راخریدند وتاکنون نیز پابرجا مانده است. شیخ عنوان میکند: در گذشته فقط سه عطار در شهر فعالیت میکردند؛ علی عطار، ملاعلی عطار و پدرمن که به شیخ عطار معروف بوده است.
وی تصریح میکند: پدربزرگم یک نسخه کتاب در زمینه طب گیاهی با عنوان نسخه عطار تألیف کرده که حاصل دانش و تجارب او در زمینه طب گیاهی است و در بازار نیز وجود دارد. خبوشانی میافزاید: پدربزرگم برای شغلش به مسافرتهای گوناگونی میرفت و در یادگیری تاثیرات داروهای مختلف نیز فعال بود من نیز تجارب و آگاهی پدرم و پدربزرگم را به فرزندم انتقال میدهم.
شیخ عطار عنوان میکند: داروهای ما دو دسته است، داروهایی که خودمان میتوانیم تهیه کنیم و داروهایی که در دامنه کوهها و... میرویند و این داروها را افرادی میآورند که به این کار مشغول هستند و این روند از گذشته تاکنون وجود داشته است. برای یک بیماری فقط نباید یک نوع گیاه تجویز کرد بلکه آن گیاه با گیاهان متفاوت تاثیر مربوط به درمان یک بیماری را دارد.
نجات پای بیمار از طریق داروهای گیاهی
نردبان سبز رنگ مغازهاش را به دیوار تکیه میدهد و به آهستگی داروها را جابهجا میکند و دارویی را که میخواهد بیرون میکشد، این عطار منطقهمان تصریح میکند: در گذشته مردی پایش به شدت
آسیب دیده و زخمی شده بود و به دلیل عفونت زیادی که داشت پزشکان نتوانسته بودند آن را معالجه کنند و تصمیم به قطع پای او گرفته بودند. این مرد نزد پدرم آمد و با داروهای مختلفی که پدرم برای او تجویز کرد، میکروب و عفونت آن از بین رفت و پایش بهبود یافت. او تا سالها به مغازه و نزد پدرم میآمد.
بعضی جعبهها خالی شده است، او از بین بستهها دارویی که میخواهد را پیدا میکند و درون آن جعبه قرار میدهد. خبوشانی میافزاید: نام داروها همان نامهای قدیمی و سنتی است که از گذشته بوده، اما این روزها چندنوع دارو به دلیل پیشرفت ارتباطات افزوده شده است که بعضی از آنان از کشورهای دیگر وارد میشود.
مردم برای بیماریهای خاص باید به پزشکان متخصص مراجعه کنند
با دانشگاه در زمینه اطلاعات داروهای گیاهی همکاری میکنم
مشتری وارد مغازه میشود. پس از شنیدن شرح حال او، کاغذ را بر کفه ترازو میگذارد و از دارویی که تشخیص داده روی آن میریزد و دستورالعمل را شفاهی میگوید و نخ سفیدی را دور کاغذ میپیچاند. این پیرمرد با تجربه منطقهمان میگوید: اگر باز هم به دوران جوانیام بازگردم عطار میشوم، چون این پیشه را دوست دارم، حتی این روزها به دلیل کهولت سن و ایستادن به مدت طولانی به بیماری آرتروز مبتلا شدهام که برای بهبود از همین داروهای گیاهی استفاده میکنم.
وی عنوان میکند: در گذشته به دلیل نبود بهداشت و آگاهی در میان مردم بسیاری از آنها به دلیل ابتلا به بیماریهایی نظیر سرخک فوت میکردند، اما امروزه این مشکلات وجود ندارد، افراد باید به شرایط زندگی و تغذیهشان توجه کنند و پزشک خود باشند. او در ادامه بیان میکند: چندبار از صدا و سیما به سراغم آمدند و با من در زمینه داروهای گیاهی و قدمت کارم مصاحبه کردند و چندی پیش نیز از طرف دانشگاه برای اطلاعاتی در زمینه داروهای گیاهی مراجعه کردند و من نیز با آنان همکاری کردم.
خبوشانی میگوید: ما نمیتوانیم در درمان همه بیماریها دارویی تجویز کنیم، مردم برای بیماریهایی نظیر بیماریهای چشمی، دندان، شکستن استخوان و... باید به پزشکان متخصص مراجعه کنند، اما این روزها بعضی از پزشکان در نسخه تجویزی خود بعضی از داروهای گیاهی که به درمان بیمار کمک میکند را تجویز میکنند و ما نیز نسخه تجویزی را برای آنان میپیچیم.»
آموزش عطاری
پیر، جوان، زن، مرد و... میآیند و جلویش میایستند و از دردها و مشکلات جسمیشان میگویند، او در ذهن خود مداوا را پیدا میکند و به دستشان میدهد. خبوشانی بیان میکند: خیلی از جوانان برای شاگردی و یادگیری به من مراجعه میکنند، اما به دلیل اینکه مغازه کوچک است نمیتوانم بپذیرم؛ اتحادیه نیز کلاسهایی آموزشی برای یادگیری مباحث مربوط به عطاری برگزار میکند که پس از گذراندن دوره سه ماهه و کسب نمره قبولی میتوانند در این شغل فعالیت کنند و افراد علاقهمند زیادی نیز در این دورهها شرکت میکنند.
او بدون آنکه بیمار را معاینه کند فقط با شنیدن شرح حال به درستی علایم او را تشخیص میدهد و دارو را میشناسد. روی بعضی از غرفههایش با خط ریزی نام دارو را نوشته است. وی در ادامه اذعان میدارد: یکی از پسرانم پزشک است، دیگری عطار و پسر دیگرم مهندس است و سه دختر نیز دارم که در بسیاری از مواقع به وسیله داروهای گیاهی به مداوای آنان میپردازم.
این عطار با تجربه منطقهمان در پایان عنوان میکند: حدود ۲ هزار جلد کتاب با موضوع پزشکی دارم و هفت نسخه از کتابهای بوعلی سینا را نیز خواندهام و خودم نیز در حال نوشتن کتابی در زمینه طب گیاهی هستم.
*این گزارش شنبه ۹ دی ۱۳۹۱ در شماره ۳۷ شهرآرامحله منطقه دو منتشر شده است.
