محمدرضا نوری دلوئی میگوید: علاقهام به درسخواندن سبب شده بود در کنار کار معلمی، یکسره درس بخوانم و سه دیپلم داشتم. بعد از مدتی به تهران منتقل شدم. آنجا جزو اولین دانشجویان دانشکده اقتصاد شدم.
سر نخ یکی از گلهای روی پارچه را که بگیری میرسی به کاشانی ۱۲ و مغازهای که چرخش همیشه کوک است؛ کوک کوک. از خود عباس پوریزدیان، گلدوز ۶۳ ساله این مغازه که بپرسی میگوید «همهاش قسمت بود».
حاج محمود وظیفهدان خاطراتی از روزگاری که در مغازه نفتفروشی پدرش کار میکرده دارد: فاصله لوله تلمبه دستی تا دهانه گالن زیاد بود و وقتی نفت توی گالن میریخت، مثل نوشابه کف میکرد.
در آستانه ماه مهر و بازگشایی مدارس، بازار بزرگ ملل برای رفاه حال خانوادهها، فضایی را به بازارچه لوازمالتحریر و لوازم مدرسه اختصاص داده است تا خریداران این اقلام را با قیمت مناسب، مستقیم از بنکداران بخرند.
مهرماه سال۹۸ بود که مریم آسمانی و یوسف یاری به این فکر افتادند تا برای خودشان کارآفرینی کنند. تصمیم گرفتند از باغ پدر یوسف در تبریز، آلو و لواشک و سنجد را به مشهد بیاورند و بفروشند.
کارگاه علیزاده، یکی از دهها موردی است که چراغ انگشترسازی در خیابان شهید مفتح را پرفروغ نگه داشته و نام محله طلاب را بهعنوان قطب این هنر، سر زبان هنردوستان ایرانی و خارجی انداخته است.
اصغر حسیننژاد میگوید: در دورهای که خبر از غذاهای فستفودی نبود، محبوبترین غذای مردم مشهد، آبگوشت بود. اینطور نبود که برنج در بازار نباشد؛ اتفاقا بهترین برنج دمسیاه ایرانی وجود داشت، اما گران بود.