محمد نیک، بازنشسته بانک است و در میدان ده دی، صرافی دارد. از کسی که این همه مدت فقط با عدد و رقم سروکار داشته، توقع میرود روحیاتی سرد داشته باشد. اما با کمال تعجب باید بگوییم او شاعر است.
سیدمهدی مدنیطلب میگوید: در این محله، همه اهل کار خیر هستند و ما پیشقدم شدن در این مواقع را از یکدیگر یاد گرفتهایم. از اینکه همسایههای خیری کنار من هستند، بسیار خوشحالم.
زهرا کاهانی علاوهبر پرورش گلوگیاه برای خانمهای منطقه ثامن، هیئتی راه انداخته و پیر و جوان را با خودش همراه کرده است. بیشتر گلدانهایی را که در گلخانه کوچکش پرورش میدهد، در اعیاد و مناسبتها به مردم هدیه میدهد.
سیدایمان رفیعی متولد سال ۱۳۶۱ یکی از ساکنان منطقه ۸ است که ۶سال بهصورت حرفهای مشغول به جمعآوری سنگها شده است. او میگوید: انرژی سنگها سبب شده تا از آنها در مدیتیشن، ماساژدرمانی و مزاجدرمانی استفاده شود.
شاید تغییر مسیر زندگی حبیبالله سهیلی به زمانی بازمیگردد که آب جوش کتری، روی پای پدرش ریخت و بعد از گذشت یکیدو هفته محل زخم عفونت کرد و پدر به رحمت خدا رفت.
آن روزها که مریم در رؤیاهای کودکانه، خود را پشت چرخ خیاطی درحال دوخت لباسهای رنگارنگ میدید و از ذوق در پوستش نمیگنجید، فکرش را هم نمیکرد که کمتر از بیستسال بعد، به آرزویش برسد.
این کارگاه تولیدی فقط جای نوجوانان است. کارگاهی که به دانشآموزان و دانشجویان علاقهمند فرصت میدهد درکنار یادگرفتن علم فیزیک، بتوانند دستسازههای علمی و حتی اسباببازی بسازند.