در آن روزهای کرونایی که رنج ورشکستگی، سوز سرمای زمستان را برای خانواده کوچک بختیاری مضاعف کرده بود، دلشان فقط به یک چیز گرم بود؛ اینکه نمیخواهند پیش پای مشکلات، سر خم کنند.
فاطمه کدخدایی میگوید: بیشاز هفتادنفر در این بازار فعالیت میکنند. چون ورودی بازار معمولا پررفتوآمدتر است، از این رو برای رعایت عدالت هرروز پیش از شروع به کار، قرعهکشی میکنیم.
حسن حسینی میگوید: دوران کودکیام به خیابان دانش «پل فردوسی» میگفتند. در وسط محله کالی بود و روی آن پلی آجری قرار داشت. ساکنان دوطرف این کال ازنظر اعتقادی و فکری درست مقابل یکدیگر قرار داشتند.
این پسر هنرمند که راه آینده شغلیاش را پیدا کردهاست، در فضای مجازی صفحه پرمخاطبی با موضوع کارش دارد که نمونههای سفارشی زیادی از آن طریق قبول میکند.
بیشتر همسایههای کوچه امامخمینی۸۹ قدیمی هستند و دستکم بیشتر از سیسال است که یکدیگر را میشناسند. به گفته خودشان شاید در طول هفته یک مرتبه اقوامشان را ببینند، اما همسایههایشان را هرروز میبینند.
هادی سوقندی بیستسالی میشود که مغازه سوپرمارکت دارد. او یکی از کاسبان معتمد و امین محله است که مشتریها و مغازهدارهای اطرافش بدون حسابدفتری از او خرید میکنند.
فتحالله صادقی از تعمیرکاران قدیمی کفش در محله جنت است. میگوید: قدیم به دلیل قناعت و فرهنگ بهینه مصرف که بین مردم رواج داشت تا جاییکه ممکن بود، از وسایل مصرفی استفاده بهینه میشد.