محله مصلی

محله
منطقه ۶

مصلی

محله مصلی به دلیل قرارداشتن بنای تاریخی مصلی در آن، به این نام خوانده می‌شود. این بنای ۴۰۰ ساله در دوره صفویه و وقتی ازبک‌ها مدام به مشهد حمله می‌کردند و اقامه نماز در مصلی طرق سخت شده بود، ساخته شد و تا مدت‌ها نماز‌های جمعه و اعیاد مردم مشهد در آن اقامه می‌شد. این بنا در ۱۵ دی ۱۳۱۰ به ثبت ملی رسید.

محله مصلی
مصلی تاریخی مشهد، یادگار عصر صفوی است
بنای تاریخی مصلی از یادگار‌های دوره‌صفویه و معرف سبک معماری اسلامی این دوره است. این بنا در سال ۱۰۸۷ هجری قمری با معماری «حاجی شجاع بنای اصفهانی» به امر نواب عالی‌مقام «ابو صالح» از نقبای سادات رضوی مشهد (بانی مدرسه نواب) بنیان شد.
زندگی سیدمحمدامیر افتخار‌زاده بین کلمات و اعداد
شعر و داستان بخش جدایی‌ناپذیر زندگی امیر افتخار‌زاده بوده است؛ ایوان خانه پدربزرگش، هر هفته مکانی بود برای مشاعره و گپ‌وگفت‌های ادبی. او هم در چنین فضایی رشد کرد و با کلمه‌ها انس گرفت اما بدلیل روحیه پرسشگری حسابدار شد.
پسرعموی استاد شفیعی کدکنی؛ خیاط ماهر محله مصلی است
محمدحسین شفیعی‌کدکنی خیاط قدیمی محله مصلی است. نام خانوادگی‌اش با نام خانوادگی یکی از شاعران بزرگ معاصر یکی است. از او می‌پرسم با استادشفیعی‌کدکنی نسبتی دارید؟ جوابش مثبت است.
ساخت کتیبه مصلی، هنر دست بانوی جوان محله مصلی است
ساناز مرادبخش، یکی از مدرسان سفال و سرامیک مصلی تاریخی مشهد است. ساخت کتیبه‌ای برای سر در خانه تاریخی و مصلی با قدمت ۴۰۰ ساله افتخاری برای اوست.
مصلی مشهد، شکوه معماری عصر صفوی است
«مصلی» بنایی است متعلق به دوره صفویه.این بنا در سال‌۱۰۸۷ قمری هم‌زمان با حکومت شاه‌سلطان‌سلیمان صفوی به‌همت حاجی‌ملک و معماری حاجی‌شجاع، بنّای اصفهانی و به دستور نواب عالی‌مقام ابوصالح ساخته شده است.
مصلی پایین خیابان بجز برگزاری نماز عید چه کاربری داشت؟
مصلای مشهد محلی بود برای برگزاری مراسم بزرگ مذهبی همچون عید‌فطر یا بارانداز کاروان‌هایی که دیروقت به دروازه‌های مشهد می‌رسیدند.یک کاربری خاص هم داشت؛ اینکه از فضای مصلی و باغ پشت آن جهت آداب تشریفات و استقبال از مقامات استفاده می‌شد.
رضا داوودی مبلغ نخبه مشهدی در راه تبلیغ به رحمت ایزدی پیوست
رضا داوودی مبلغ نخبه و جهادگر مشهدی در سفر تبلیغی ماه محرم به رحمت ایزدی پیوست. پدرش می‌گوید: منتظر انتخاب‌رشته‌اش بودیم که یک روز آمد و گفت: «می‌خوام برم حوزه آقاجان، شما ناراحت نیستید؟»