محله مشهدقلی

محله

مشهدقلی

محله مشهدقلی

کلاته «مرشد قلی» که از حدود صد سال قبل به نام «کلاته مشهدقلی» و از سال ۸۵ به نام «محله مشهدقلی» شناخته می‌شود در جوار اراضی ابراهیم‌آباد قرار داشته است.در گذشته زمین‌های مشهدقلی متعلق به اعتمادزاده، ارباب پاچنار، بوده است. اعتمادزاده مشهدقلی را به دخترانش داده بود و اراب این روستا به نام کدیور، شوهر یکی از دختران اعتمادزاده بوده است که بیشتر اهالی خاطره خوبی از ارباب روستا دارند.

محله مشهدقلی
سال ۱۳۵۰، شاید کمی زودتر یا دیرتر بود که تنها مسجد «مشهدقلی» برای اولین بار بازسازی شد. اهالی قدیمی می‌گویند مسجد جوادالائمه (ع) ۱۳۰ سال قدمت دارد و پدرانشان از بانیان مسجد بودند.
‌خبر ناگهانی، تلخ و برای خیلی‌ها شوکه‌کننده و باور نکردنی است. این‌بار نیز چشم امید همه به مساجد محله هست و مسجد جوادالائمه (ع) و کانون بسیج سردار شهید‌محمدحسین بصیر مثل همیشه پیشگام است.
سال‌هاست که در همسایگی هم با خوبی و خوشی زندگی می‌کنند؛ از دیدار هم خوشحال و از دوری هم ناراحت می‌شوند. اما آنچه این دوستی و همسایگی را پررنگ‌تر کرده، حس کمک‌رسانی به خانواده‌ها و افراد نیازمند محله است.
در محله مشهد‌قلی، اوستا آرشیا آهنگر، با ۷۰ سال سن و عشق بسیار به این حرفه، همچنان آهن‌های گداخته را می‌کوبد. او که استراحت را مایه بیماری می‌داند، از روز‌های رونق پیش از انقلاب و مشکلات امروز این شغل طاقت‌فرسا برای جوانان می‌گوید.
محمود جنگی می‌گوید: شرایط ما در آغاز جنگ درست مانند دورانی بود که کرونا شیوع یافت و مردم نمی‌دانستند چه کنند و برای این‌که به مردم یادآور شویم زندگی جاری است، درزمینه بصیرت افزایی تلاش کردیم.
جعفر چمن‌تاژ مربی فوتبال بچه‌های توس، هیچ‌وقت از فوتبال جدا نشده‌ است. سال‌۱۳۶۸، بخاطر مخارج زندگی و کار‌های روزانه، فوتبال در زندگی او کم‌رنگ شد، اما عشقش تمام‌نشدنی بود تا مدرسه فوتبالش را برای بچه‌ها راه انداخت.
احمد صاحب تعریف می‌کند: در سایه هدایت‌های شهید بصیر، گردان به پیشروی خود اد‌امه داد تا اینکه یک تیربارچی عراقی نیرو‌ها را زمین‌گیر کرد که در نهایت شهید بصیر با انداختن نارنجک هلاکش کرد.
متناسب نبودن مدارس با تعداد دانش آموزان مهم‌ترین معضل این روز‌های محله مشهدقلی است که بسیاری از خانواده‌ها را سرگردان کرده است. آن‌ها نگران فرزندانشان هستند که قرار است به مدرسه آن طرف جاده بروند.
سیدعلی حسینی که زمان انقلاب در تریکوفروشی در چهارراه شهدا کار می‌کرد، تعریف می‌کند: نیروی خدماتی داشتیم که تا سروصدایی می‌شد یا تجمعی می‌دیدیم، می‌گفتیم آقای خبرنگار، بدو ببین چه اتفاقی افتاده است!
علی اکبر جهان تعریف می‌کند: عملیات کربلای ۵ درست دو هفته بعداز عملیات کربلای ۴ در منطقه عملیاتی بصره و شلمچه آغاز شد. نقطه آغاز عملیات نیرو‌های ما از محلی به نام «دریاچه پرورش ماهی» بود.
این رزمنده می‌گوید: در ۱۸ ماه دوران خدمتم از ساعت ۷ صبح تا آخر شب، تخلیه شهدا را انجام می‌دادم که کار بسیار دشواری بود و از خود صبح تا آخر شب، چکمه‌هایم را درنمی‌آوردم، حتی نماز را با کفش می‌خواندم.
راستگو از دهه‌۹۰ دیگر توان کار‌کردن نداشت و زندگی‌اش به‌سختی می‌گذشت. حتی برای اینکه خرج زندگی‌اش را در‌بیاورد کارگری کرد، اما هیچ‌وقت به کاری که برای رضای خدا انجام داده بود، تردید نکرد. او هفته گذشته بر اثر تصادف از دنیا رفت.
ابراهیم صاحب، اولین حضورش در جبهه را در منطقه عملیاتی کردستان تجربه می‌کند و درچند دوره حضورش در جبهه‌های جنگی جنوب و غرب کشور رانندگی آمبولانس را برعهده دارد.
آسیب‌دیدگی، حسین ضیایی مطلق ورزشکار محله‌ مشهدقلی را از ادامه مسابقات بین‌المللی باز داشت؛ با این حال او ورزش را کنار نگذاشت و شروع به تربیت ورزشکاران کرد.
بعضی از خانواده‌ها دو قالی پشمی دست‌باف داشتند که سالی یک بار آن هم در ایام نوروز و برای میهمان‌های نوروزی استفاده می‌کردند. این قالی‌ها از اول فروردین در خانه پهن بود تا میهمان‌ها روی آن بنشینند.
کلاته مشهدقلی از سال ۱۳۸۵، به بخشی از محدوده شهری مشهد تبدیل شد و پیش از آنکه شکل عوض کند، سه قلعه با سه در بزرگ داشت؛ قلعه‌هایی بدون نگهبان که دروازه آن‌ها از ساعت ۹ شب بسته می‌شد.
مهدی جهان، که از سه سالگی ساکن مشهدقلی شده و کمبود امکانات مردم این محله را از نزدیک لمس کرده با رسیدن به سن جوانی تصمیم می‌گیرد تا با کمک و همراهی اهالی، شکل و بافت محله خود را تغییر دهد.
کانون فرهنگی هنری شهید بصیر در بولوار توس فعالیت‌های متفاوتی انجام می‌دهد که شاید در هیچ کجای شهر تا به حال ندیده باشید. ایجاد کتابخانه و جمع‌آوری اسناد جنگ تحمیلی از جمله این فعالیت‌هاست.
هر ساله حدود ۲ هزار زائر پیاده از شمال خراسان راهی مشهد می‌شوند تا به پابوس آقا بیایند و در این شهر اقامه عزا کنند، اسکان این زائران به گروه‌های مردمی داوطلب سپرده شده است.
علاقه به شنیدن سخنرانی‌های سیاسی، باعث می‌شود هر روحانی مبارزی که در کشور پای منبر می‌رود، علی‌اکبر جهان فوری به‌دنبال پیدا کردن نوارش بگردد. او ۱۴۰ نوار از سال ۱۳۴۳ به بعددرمورد مبارزه انقلاب جمع کرده است.