به همکارش که گفته بود «تو بچه کوچک داری. نرو؛ بگذار من بروم» گفته بود «اینبار من میروم، دفعههای بعد شما.» همینطور هم شد. او رفت و دیگر برنگشت! شهیدمهدی خموشی پنجم آبان امسال در حمله گروهک جیشالظلم به شهادت رسید.
محمدتقیخان پسیان قهرمانی ملی خفته که در راه آرمانهایش جان داده است؛ مردی سادهزیست که سیاهه اموال او پساز مرگ تنها چند استکان، یک قوری چینی بندزده، چند صندوق پر از کتاب، یک دست لباس و یک قالیچه بود!
این رزمنده میگوید: در ۱۸ ماه دوران خدمتم از ساعت ۷ صبح تا آخر شب، تخلیه شهدا را انجام میدادم که کار بسیار دشواری بود و از خود صبح تا آخر شب، چکمههایم را درنمیآوردم، حتی نماز را با کفش میخواندم.
راستگو از دهه۹۰ دیگر توان کارکردن نداشت و زندگیاش بهسختی میگذشت. حتی برای اینکه خرج زندگیاش را دربیاورد کارگری کرد، اما هیچوقت به کاری که برای رضای خدا انجام داده بود، تردید نکرد. او هفته گذشته بر اثر تصادف از دنیا رفت.
اگر به عقب برگردید و محمدحسین بصیر به خواستگاریتان بیاید و بدانید قرار است ۵ سال سخت با او زندگی کنید، باز هم قبول میکنید؟! پاسخ خانم موسویفر این بود: «صد درصد؛ ارزشش از ۴۰ سال زندگی بیشتر بود!»
شهیدرضالیاقت نخستین شهید دانشآموز دفاعمقدس در مشهد بود که در چهارم دیماه سال۱۳۵۹خورشیدی، سه ماه بعد از آغاز جنگ تحمیلی، پیکرش بر دستان مردم مشهد تشییع شد و در آرامگاه خواجهربیع آرام گرفت.
محبوبه خانم، خواهر شهید منوچهر محمدپور حسنآبادی میگوید: تابستانبهتابستان دلم برای خوردن گیلاس ضعف میرود. اما من سر قولم هستم، ۲۶سال است منتظرم برگردد تا با هم دوباره گیلاس بخوریم.