مشاغل - صفحه 3

سیدرضا حسینی، کفاش ۶۸‌ساله محله مطهری، پنج دهه است که با سوزن و درفش کار می‌کند. او که امروز تنها در مغازه‌اش به تعمیر کفش‌ها می‌پردازد، روایتگر اصالتی فراموش‌شده است.
در محله شفا، بانوی سرپرست خانواری زندگی می‌کند که بار زندگی را یک‌تنه بر دوش کشید و هر بار که زمین خورد دوباره برخاست و چهار فرزند صالح و موفق پرورش داد.
در کوچه‌های محله کلاهدوز، هنوز هم بوی خاطره و رنگ اصالت می‌پیچد. جایی که عزت‌الله ماه‌جبین‌فرد، رفوگر قالی، پنجاه سال است با هنر انگشتانش، زخم‌های فرش‌های کهنه را التیام می‌بخشد و آنها را به روز اول باز می‌گرداند.
تکتم ماریانی، بانوی ایثارگر محله زرکش، هشت سال است که با اعتیاد مبارزه می‌کند. او با تأسیس مؤسسه‌ای پیشگیرانه و یک مهدکودک، می‌کوشد کودکان را از آسیب‌ها نجات دهد؛ اما اینک این نهاد امیدبخش، در آستانه تعطیلی بر بی‌حمایتی‌هاست.
محمدحسین شفیعی‌کدکنی خیاط قدیمی محله مصلی است. نام خانوادگی‌اش با نام خانوادگی یکی از شاعران بزرگ معاصر یکی است. از او می‌پرسم با استادشفیعی‌کدکنی نسبتی دارید؟ جوابش مثبت است.
در قلب محله تاریخی سمزقند، حاج محمد دارچینی، کهنه‌کاری است که نزدیک به نیم قرن، شیرینی و نبات حلال را به مشتریانش عرضه می‌کند. او که اعتبارش را از خوش‌انصافی و خلق‌خوش کسب کرده، امروز با چالش بزرگِ انتقال این میراث به نسل جدید رو‌به‌رو شده است.
احمد مزیدی از قدیمی‌های محله شفاست که از پنج‌سالگی پشت دار قالی نشستن را رها کرد و به خیاطی پناه برد. حالا پس از ۴۵ سال، خاطرات محله شفا را در قاب دوخت و دوزهایش حفظ کرده است.
محمد جوان‌دهقان یکی از کفاش‌های قدیمی مشهد در محله صاحب‌الزمان(عج) است. همان مغازه دو‌دهنه‌ای که از دهه۵۰ تا حالا برای پیدا کردن کفش خیلی از عید‌ها و مراسم‌هایمان، کفش‌هایش را دانه به دانه برانداز کرده و پا زده‌ایم.
دکه کوچک علی ظاهربخش در محله راهنمایی با انبوهی از مجلات، به پاتوق فرهنگی تبدیل شده است. او که ۱۶ سال در کنار پدرش حرفه دکه‌داری را آموخته، اکنون سکان‌دار یکی از پربارترین دکه‌های شهر است.
نبش سه‌راه راهنمایی مشهد، مغازه کوچکی با مانتو‌های اسلیمی وجود دارد، که مدل‌های غربی را زیرپا گذاشته و به اصالت ایرانی توجه دارد. اینجا مغازه حسین مهدوی است.
منیره‌سادات جعفری نائینی زنی جسور و خودساخته که برای ساختن زندگی امن و راحت برای فرزندان، شانه‌به‌شانه همسرش در دل جاده‌ها راند. او روزگاری دوازده‌خودرو سنگین داشت و راننده‌های بسیاری برای تحویل بار، کارشان لنگ تأیید او بود.
در کارگاه نمور محله آبکوه، استاد امیر غلام‌نژاد، چوب‌های بی‌جان را با هنر خراطی به آثار جاودان تبدیل می‌کند. او که سال‌هاست عشق را با قلم روی چوب حک می‌کند، اکنون نگران فراموشی این هنر اصیل در هیاهوی دنیای مدرن است.
حاجی شاکری می‌گوید: سیل تهران باعث شد کارخانه دوغ آبعلی تعطیل شود، اما هنوز مزه آن دوغ‌ زیر زبانم بود. این شد که آستین همت بالا زدم و دوغ را خودم درست کردم و تشویق هم‌محله‌ای‌ها باعث شد ۴۰سال اسیر دوغ‌سازی شوم!
مرتضی عظیمی، مدیر یکی از مجتمع‌های نان محله احمدآباد در منطقه یک، از پنج سال پیش به خاطر علاقه و رشته تحصیلی‌اش که صنایع غذایی است، به پختن نان روی آورد. سال گذشته هم جزو چهار نانوایی نمونه شهر شده و به خاطر رعایت نظافت از او تقدیر شد.
ابراهیم تقوی، صاحب مغازه جگرکی محله سعدآباد، اوایل دهه ۵۰ مغازه‌اش را با دو هزار تومان خرید و حالا ۳۹ سال است که هم محله‌ای‌هایمان و خیلی از مردم این شهر با او و دکانش خاطره دارند.
حاج محمد، رنگرز ۸۰ ساله می‌گوید: تعدادرنگرزهای مشهد خیلی کم شده و ۳، ۴ تا بیشتر در مشهد نیست. قدیما ۳۰‌تا بیشتر بود. آن زمان روزی صدتا تین ۱۷‌کیلویی از چشمه آب می‌‎کردم و می‌آوردم دکان رنگرزی.
آزاده خدیوی‌زند، آرایشگر محله شهید فرامرزعباسی از ۲۰ سالگی وارد حرفه آرایشگری شد و در کنار آن به کارآموزان و هنرجویان علاقه‌مند به آموزش تخصصی در این زمینه می‌پردازد، زیرا معتقد است در هر زمینه از زیبایی به متخصص آن نیاز است.
عباس یزدپور، آتش‌نشان کوه‌نورد بعد‌از دو سال‌و‌نیم تمرین توانسته است طرح ملی «سیمرغ کوه‌های ایران» را کامل کند؛ پروژه‌ای دشوار که صعود به ۳۱‌قله مرتفع ایران را در خود دارد. او می‌گوید هر قله برایش یادآور یکی از مأموریت‌های آتش‌نشانی است.
حاج‌ حسن جوانشیر ۴۵ سال است که در یک مغازه یازده‌متری، با دادن گوشت مرغوب به دست مردم، راه صداقت را پیش گرفته است و روزگار را با برکت رزق حلال، سپری می‌کند.
«معصومه پیشخدمت» سال۶۹ با عنوان تنها مربی خانم مشهد در آموزشگاه‌های مختلف رانندگی، آموزش می‌دهد تا اینکه در سال۷۰ گواهینامه پایه یک را هم اخذ می‌کند.او اولین راننده زن اتوبوس در شهر مشهد است.