حاج حسن جوانشیر ۴۵ سال است که در یک مغازه یازدهمتری، با دادن گوشت مرغوب به دست مردم، راه صداقت را پیش گرفته است و روزگار را با برکت رزق حلال، سپری میکند.
«معصومه پیشخدمت» سال۶۹ با عنوان تنها مربی خانم مشهد در آموزشگاههای مختلف رانندگی، آموزش میدهد تا اینکه در سال۷۰ گواهینامه پایه یک را هم اخذ میکند.او اولین راننده زن اتوبوس در شهر مشهد است.
علی مولایی بیشتر ۴۸سالِ عمرش را با نخ و سوزن گذرانده است. او باور دارد هر لحاف، قصهای دارد. قصه علیآقا، داستان مردی است که هنوز با همین حرفه روزگارش را میگذراند.
ایمان گلختمی هیچ دستگاهی را غیرقابل تعمیر نمیداند؛ تعمیراتی که از دست کمتر کسی برمیآید. همین مهارت باعث شده مشتریهایش از گوشهوکنار شهر سر برسند. او سال۹۷ یک اختراع به نام دستگاه فتوتراپی نوزاد ثبت کرده است.
مجتبی دارچینی، مردی از نسل آبنباتپزهای قدیمی مشهد، بیشتر از سهدهه میشود که در خیابان شیخ صدوق، شغل آباواجدادیاش را ادامه میدهد.
هنوز هم اسم محلهشان در قبضهای آب و برق با این نام درج میشود؛ «محله صابونپزها»، جایی در خیابان مصلای امروز و چهنوی سابق که یک مشهد آن را با عطر چهلگیاه میشناسند.
عزت خداشناس با وجود علاقه شدید به معلمی در یک اتفاق ساده، به پزشکی علاقهمند شد: بهدلیل تب شدید نزد پزشک خانوادگی رفتیم. با اولین لمس گوشی معاینه، لرزیدم و شوکه شدم. پزشک شکلاتی به من داد که هنوز طعمش زیر زبانم است.