از بانکها و فروشگاههای زنجیرهای متعددی که نیاز اهالی و رهگذران خیابان شهیدمفتح در محلههای طلاب، ایثار و گلشور را رفع و رجوع میکردند، فقط اسکلتهایی سیاه و بدشکل، باقی مانده است.
سر نبش خیابان سرخس روی شیشههایش با خط نستعلیق و بهرنگ آبی آسمانی نوشته است «کفاشی قربانی». ۴۰ سال است ساکنان محله کفشهای خود را از حاج حسن میخرند. میگوید: کفش هم دوره دارد.
حجره موسی دستوری پرشده از خورجینهای خوش رنگ و نقش. میگوید: صبحها که به حجره میآیم تا شب به نفس همین روستاییها زندهام، چه آنها که برایم گلیم و نمدبافتهشده میآورند و چه آنها که خریدارند.
محمد عباسپورنوغانی همهچیز را از صفر شروع کرده است. او میگوید: تجارت را دوست داشتم و در ابتدا در ماه هزار تن نمک را به امارات و دبی صادر میکردم اما به دلیل مشکل قرارداد سرمایهام را از دست دادم و از صفر با کارگری در کارواش شروع کردم.
حسن آقا معروف به عمو اِصی تعریف میکند: با آسفالتشدن خیابان و پیادهروسازی، گیردادن مأموران شهرداری برای سد معبر شروع شد. مجبور شدم بهخاطر روغنریزی موتورها و کثیفی پیادهرو، موتورها را رد کنم و بزنم به کار فروش دوچرخه!
حاجمهدی بهنامیان ۳۶ سال هرروز با لباس اتوکشیده، مرتب و تمیز به خدمت آقا رسیده، تا زمانی که بازنشسته شده است. میگوید: «در جوار امامرضا (ع) باید پاکیزه و مرتب برویم.»
اهل محل، حاجی کرباسی را خوب میشناسند. همه آنها میگفتند حاجی ۱۰۰سال را تمام دارد. بعضیها هم که سن و سالدارتر بودند و ریشسفیدتر، میگفتند حاجی ۷۰ سال همینجا زنگوله میسازد.