محمد عباسپورنوغانی همهچیز را از صفر شروع کرده است. او میگوید: تجارت را دوست داشتم و در ابتدا در ماه هزار تن نمک را به امارات و دبی صادر میکردم اما به دلیل مشکل قرارداد سرمایهام را از دست دادم و از صفر با کارگری در کارواش شروع کردم.
حسن آقا معروف به عمو اِصی تعریف میکند: با آسفالتشدن خیابان و پیادهروسازی، گیردادن مأموران شهرداری برای سد معبر شروع شد. مجبور شدم بهخاطر روغنریزی موتورها و کثیفی پیادهرو، موتورها را رد کنم و بزنم به کار فروش دوچرخه!
حاجمهدی بهنامیان ۳۶ سال هرروز با لباس اتوکشیده، مرتب و تمیز به خدمت آقا رسیده، تا زمانی که بازنشسته شده است. میگوید: «در جوار امامرضا (ع) باید پاکیزه و مرتب برویم.»
اهل محل، حاجی کرباسی را خوب میشناسند. همه آنها میگفتند حاجی ۱۰۰سال را تمام دارد. بعضیها هم که سن و سالدارتر بودند و ریشسفیدتر، میگفتند حاجی ۷۰ سال همینجا زنگوله میسازد.
در محله مشهدقلی، اوستا آرشیا آهنگر، با ۷۰ سال سن و عشق بسیار به این حرفه، همچنان آهنهای گداخته را میکوبد. او که استراحت را مایه بیماری میداند، از روزهای رونق پیش از انقلاب و مشکلات امروز این شغل طاقتفرسا برای جوانان میگوید.
در محله کاشانی، راستهای تاریخی میزبان حرفهای اصیل است. راسته بازار نردبانفروشها، با انبارهای چوب سپیدار و بوی خوش الوار تازه، داستان تجارتی خانوادگی و صدساله را روایت میکند که نسلهاست پا برجاست.
در خنکای صبح پاییزی، بازار گل فتحآباد در محله کوی امیرالمونین با عطر سرمستکننده و رنگهای چشمنواز گلهایش، روح و روان را تازه میکند. این بازار قدیمی، از مرکز میوهفروشی به قطب اصلی گل و گیاه شهر تبدیل شده است.






