۱۲ رنگ چادر، هنرِدست خانم شیبانیراد
فاطمه تکلو| نقطه جذاب کارهایش، مدادرنگیهایی است که سرچوب لباسی کردهاست. شاید از اینکه میگویم مدادرنگی را سرچوب لباسی کردهاست تعجب کنید، ولی اینجا سرچوب لباسی آنقدر رنگها زیاد و متفاوت است که انگار سر یک جعبه مدادرنگی ۲۴ تایی را باز کردهاند.
دو سال پیش بود که تصمیم گرفت تغییری در کسبوکارش ایجاد کند، همه چیز از آن فرمایش رهبرمعظم انقلاب برایش شروع شد که بر تولید داخلی تأکید کردند. این شد که زینب کسبوکار آنلاینشاپی را که داشت تعطیل کرد و به سمت تولید پوششی آمد که خیلیها گمان میکردند در همان ماههای اول درش را ببندد و برود.
به قول خودش در کلاسهای آموزشی کسبوکار، خیلیها هنوز هم به او میگویند: مگر از چادر استقبال میشود که تو آن را تولید میکنی! و او همیشه یک جواب دارد: تا زمانی که روی سر خودم چادر است؛ تولید میکنم.
بیشفعال کسبوکار
زینب شیبانیراد از آنهایی است که کسبوکار جزئی از زندگی روزمرهاش شده است و در کنار همسری و مادری سه بچه قدونیم قد، چرخ اقتصاد، کسب درآمد و تولید را رها نکرده است. او که کارشناسی ادیان دارد و متولد سال ۶۸ است میگوید: تا قبل از سال ۱۴۰۲ آنلاینشاپ داشتم. از سایتهای خارجی خرید میکردم و داخل میفروختم.
از آذر همان سال، برنامهام با فرمایش رهبرمعظم انقلاب تغییر کرد؛ اینکه بر تولید داخلی تکیه کنیم. این شد که آن کسبوکار را کنار گذاشتم و سراغ تولید داخلی آمدم. کار را با تولید چادر رنگیهای طرحدار شروع کردم. تولید که شد، عکاسی هم کردیم، اما روزی که خواستم بارگذاری کنم، احساس کردم کار نو و تازهای نیست. کنار گذاشتم و شروع به تحقیق کردم. متوجه شدم روی چادرهای طرحدار ساده هنوز کار نشده است؛ روند تولید را تغییر دادم و سراغ آن رفتم و حصنا با این اتفاق متولد شد؛ به معنی بانوی پاکدامن و وفادار.

عبا با گنبد خضرا
خلاقیت را توأم با ریسک چاشنی کارش میکند و اولین چادرعربیها یا به عبارتی چادرعباییهای رنگی را تولید میکند؛ از سفید و کرم بگیرید تا خاکستری و سرمهای. «چادرعربیهای ساده ولی رنگی تولید کردیم. مشتریهای متفاوتی داشتیم.
از خانمهای محجبهای که این چادرها را برای پذیرایی از مهمان در خانه تهیه میکردند تا خانمهایی که چادری نبودند و تمایل به پوشیدن چادر مشکی نداشتند؛ مشتری ما شدند. حتی کارمندانی مشتری ما شدند که سرکار این عباهای رنگی را میپوشیدند. ولی برای من قشر جذاب همان قشری بودند که چادری نبودند و این عباها را برای رفتن به اماکن زیارتی یا سفر حج تهیه میکردند؛ رنگ موردعلاقه بیشتر این خانمها سرمهای و سبز بود. حتی بعضیها در سفر حج با گنبد خضرا درحالی که عبای سبز رنگ به سر داشتند عکس گرفته و مثلا ست کردهبودند که برایم جالب بود.
البته ناگفته نماند که انتقادهایی هم به من میشد که میگفتند این چادرهای رنگی باعث ایجاد جذابیت میشود، ولی حقیقت این است که اینطور نیست و گاهی همین جواهردوزیهایی که روی چادرها میشود جذابیت بیشتری ایجاد میکند. اما آنچه هدف من بود ترویج و گسترش حجاب و عفاف در جامعه بهخصوص در قشر جوان بود.
قشری که حاضر به ریسک و تغییر است. کلا شعار من این است که آراسته بپوش، محکم قدم بردار و به خودت افتخار کن. نظرم این نیست و پیشنهاد نمیدهم که مثلا چادر عبای سفید خانمها بیرون بپوشند، ولی رنگهای سرمهای و خاکستری که خنثی هم هستند چه ایرادی دارند؟»
چادری برای اربعین
تولید عباهای رنگی برایش کم است؛ پیش که میرود چادر عباهای مشکی طرحدار هم طراحی و تولید میکند. «بعد از عباهای رنگی سراغ چادرعباهای مشکی طرحدار رفتم؛ پارچههای طرحدار. از این پارچههایی که چادر ایرانی آن زیاد بود، ولی باز هم تولیدکنندهای ریسک نمیکرد که سراغ تولید آن برود. بهجای زرق و برق جواهردوزی سراغ پارچههای مشکی رفتم که خودشان طرحی داشتند.
آنچه هدف من بود ترویج و گسترش حجاب و عفاف در جامعه بهخصوص در قشر جوان بود
در تولید این چادرها نکته مهم برای من سبکی پارچه و در عین حال تنگ نکردن چادر بود. با همان الگوی عبای اصل عربی که پارچه بیشتری لازم دارد؛ من چادرها را میبریدم و میدوختم که بدن در آن پوشیده باشد و ریزش داشتهباشد.
در این تولید به دنبال پوشش بودم و برایم این نکته مهم است. حتی اگر کمی از قد آستین را بزنیم کلی در مصرف پارچه صرفهجویی میشود، ولی برای من در درجه اول حجاب و پوشش و بعد برکت مهم است. همان ایام چادر اربعین را هم تولید کردیم.
چادری که سبک بود، چروک نمیشد، خاک نمیگرفت، سریع خشک میشد و آستینهای آن طوری طراحی شدهبود که به راحتی میشد وضو گرفت. تا به الان دوسالی میشود که این مدل چادر را تولید میکنیم و استقبال خوبی هم از آن میشود. علاوه برمشهد از این کار در شهرهای قم، تهران و اصفهان هم استقبال خوبی شدهاست.»
پوشیه هم خواست
برای اثبات ادعایش در سبکی کار یکی از چادرها را سرم میاندازد واقعا سبک و به قول معروف قوارهدار است و قیمتها به نسبت قیمتهایی که پیش از این در بازار دیدهام مناسبتر. «گاهی بهخاطر قیمتهایم همکارانم شماتتم میکنند، ولی برای من مهم نیست، چون با کسی دیگر معامله کردهام. گسترش فرهنگ ایرانی و اسلامی برای من مهم است و از طرفی دوست دارم چارچوبهایی را که مانع از گسترش حجاب میشود، بشکنم. خیلیها الان چادر را بهخاطر گردندرد، آرتروز و سن بالا کنار گذاشتهاند ولی من رفته و گشتهام و پارچهای پیدا کردهام که سبک باشد تا به راحتی بتوانند از آن استفاده کنند و دوباره پوشش چادر را داشتهباشند.
یادم است خانمی برای خرید چادر در فروشگاهی که در نمایشگاه داشتیم آمده بود. چادری نبود و میگفت چادر مشکی هم دوست ندارد، ولی در ماههای محرم و صفر و ماه رمضان چادر دوست دارد بپوشد. از من یک چادر سرمهای خرید و یک ماه بعد هم زنگ زد و خواست پوشیهای از همان رنگ هم برایش بدوزیم. این کار او خیلی انرژی داد، ولی گاهی که به حجاب استایل بودن متهم میشوم دلم میشکند و ناراحت میشوم. استایل جزئی منفک از زندگی ما نیست، ولی یک عده ما را محکوم به زیادهروی میکنند.
همراهی جوانترها
اینکه گفتم مدادرنگی واقعا همین است، رنگ چادرهای حصنا بیش از دوازده رنگ است؛ سبز، سرمهای، سفید، صورتی، زیتونی، توسی و... چادر مشکیها هم تنوع زیاد دارد از شطرنجی و خالخالی بگیرید تا کبریتی و خطدار.
خانم شیبانیراد برای گسترش این پوشش تلاشهای زیادی کردهاست از سود پایین بگیرید تا تولید محتوا در فضای مجازی، ولی بیشتر از آن خانمهای خانواده و فامیل را با خودش همراه کردهاست. «خودم و خانوادهام از همین چادرها استفاده میکنیم، جوانترها راحت جذب میشوند ولی سن و سالدارها کمی مقاومت میکنند نسبت به تغییر، اما کمکم دارند همراه میشوند. البته که از همین رنگها و طرحهای پارچه چادرهای مدل دیگر بهخصوص مدل ایرانی زیاد سفارش گرفته و دوختهام.
کمی باید صبر کنیم تا ذائقه مخاطب همراه ما شود. اما تا به الان همراهی که به من خیلی کمک کرده؛ همسر و خانوادهام بودهاند. اگر حمایتهای آنها نبود کار واقعا برایم خیلی سخت میشد بهخصوص که در کار ما روند تولید یک طرف است و آموزشهایی که برای آنها باید به تهران سفر کنم یک طرف دیگر. در این مسیر بچههایم هم همراهم هستند. من دو دختر سیزده و سه ساله و یک پسر یازدهساله دارم.»

نستعلیق، ترنج و شمسه
در میان چادرهای رنگی تولید مانتوعباییهایی با طرحهای خاص هم از هنرنماییهای این بانوی خلاق بودهاست. کار ویژه او عبای نستعلیق است که برای ایام یلدا و عید نوروز تولید کردهاست. «یکی از سختیهای کار این بود که خانمها دوخت این طرحها را قبول نمیکردند و میگفتند دوختن حروف با دست سخت است. البته که ما در نهایت طرحهای نستعلیق، ترنج و شمسه را تولید کردیم، ولی یکجور سنتشکنی بود. گلدوزها در مقابل آن مقاومت میکردند. استقبال از این طرحها هم خیلی خوب بود طرحهایی که با فرهنگ ایرانی و اسلامی ما همخوانی دارند.
یکی از سختیهای کار این بود که خانمها دوخت این طرحها را قبول نمیکردند و میگفتند دوخت حروف با دست سخت است
من روزی که این کار را شروع کردم نزدیک به پنج میلیون تومان سرمایه گذاشتم، ولی الان حدود یک میلیارد سرمایه در کار دارم. خدا را شکر راضی هستم؛ پارچه چادر باید خیلی مرغوب باشد و سود چندانی ندارد، ولی من پای چیزی که به آن اعتقاد دارم؛ هستم. اما از مسئولان توقعی ندارم؛ نه اینکه حمایت کنند؛ فقط ثبات را به بازار بیاورند. نوسان قیمتها واقعا زیاد است و روی تولید اثر منفی دارد.»
به رسم همسایگی
خانم شیبانیراد به دنبال گسترش کارش است و به صادرات هم فکر میکند. در کنار تمام اینها برای گسترش فرهنگ عفاف تلاش میکند و در مناسبتهای مختلف سعی میکند طرحهای ترغیبی داشته باشد؛ مثلا در میلاد حضرت زهرا (س) یکی از طرحهای او این بوده که با ۴ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان آقایان میتوانستند سه خرید داشته باشند یکی برای همسر، یکی برای مادر خودشان و یکی برای مادرخانم.
یکی دیگر از طرحهای تخفیفی او به مناسبت ولادت حضرت رضا (ع) است که معتقد به رسم همسایگی آن را انجام میدهد. چون معتقد است این همجواری را باید به گونهای پاس داشت. این را هم بد نیست بدانید که در میان چادرعباهای رنگی حصنا، رنگ سرمهای و سبز پرفروشترین بوده و از رنگ زرشکی کمتر استقبال شده است.
* این گزارش یکشنبه ۱۹ بهمنماه ۱۴۰۴ در شماره ۱۶۶ ضمیمه شهربانو در روزنامه شهرآرا چاپ شده است.
