نادیاشایسته از آن دسته آدمهایی بود که با وجود غم از دست دادن همسرش، نگذاشت شعله رؤیای مشترکشان خاموش شود. او بعد از فوت همسرش، یکتنه کسبوکاری که در اذهان همه ما سخت است به دست میگیرد، تکبهتک برنامههایی را که تا پیش از این با همسرش مرور میکردند عملی میکند و این روزها صاحب یک برند در تولید قطعات ماشینهای سنگین است.
یکی از شرایط استفاده از تسهیلات کارآفرینی این است که بانوی کارآفرین باید یا سرپرست خانوار باشد یا بدسرپرست! نامه بدسرپرستی که شرایط بسیار پیچیدهای دارد و بهسختی میتوان گرفت. برای سرپرستبودن هم که باید خانم، طلاق بگیرد تا حمایت شود و به او وام بدهند.
درست است که بانوان سرپرستخانوار مشکلات بسیاری دارند، اما نباید زنان خانهدار را هم نادیده گرفت. متأسفانه این شرط اعطای تسهیلات کارآفرینی سبب ازهمپاشیدهشدن بنیان خانوادهها میشود.
روزهای ولادت و شهادت همه مردم از هر سن و قشری کاری انجام میدهند. فلافلفروشهای شهرک شهیدبهشتی هم فلافل نذری میدهند. علی عبداریان محرم سال پیش ١٢٠٠ساندویچ فلافل نذری داده و این برنامه هرساله اوست. برنامهای که میگوید تا عمر داشته باشد و فلافلفروش باشد، به آن پایبند میماند.
داستان زندگی عباسعلی دلاور، اولین کسی که در منطقه جدید شهری و تازهساز قاسمآباد در اوایل دهه هفتاد، سوپرمارکت به معنای مدرن و امروزی آن ایجاد کرد و برای اولین بار در این منطقه فروشگاههای زنجیرهای را راه انداخت، از جایی در مرز ایران و ترکمنستان آغاز میشود. روستایی خوش آب و هوا و تاریخی به نام «رباط» که دقیقترش میشود «پایین بخش قوشخانه شهرستان شیروان استان خراسان شمالی».
در شرایط موجود، کارآفرینی سبب خودکفایی میشود و نیاز جامعه ما را به مصرفگرایی و بیرون مرزها کم میکند و متأسفانه یکی از دغدغههای ما این است که مصرفگرا شدهایم و متوجه این نیستیم که برای تولید یک محصول چه زحماتی کشیده شده است و این سبب شده که مهارت فکر کردن در جامعه و به ویژه جوانان ما کمتر شده است. کارآفرینی نوع تفکر ما را نیز اصلاح میکند و سبب میشود از پیله خویش بیرون بیاییم و پروانه شویم.
از نظر من انسانها به دو دسته تقسیم میشوند، گروه اول که از قضا اکثریت جامعه را نیز شامل میشوند، انسانهایی هستند که ذوق هنری دارند، اما نتوانستهاند آن را به ظهور و بروز برسانند. اینها همان افراد عادی جامعه هستند که احتمال دارد هنرشناسان خوبی نیز باشند، اما هنرمند نیستند. گروه دوم، آدمهایی با احساسات هنری قویتر هستند، آنها این ذوق و احساسات هنری خود را شناخته، تقویت و آشکار کردهاند و ما آنها را در جامعه به عنوان هنرمند نقاش، سفالگر، پیکرتراش، موسیقیدان و... میشناسیم.
برای اطلاع از نحوه فعالیت پایگاههای توزیع گل زعفران به یکی از پایگاههای قدیمی و شناخته شده توزیع گل زعفران در سیدی میرویم که روزانه 400 تا 1000کیلو گل زعفران بین حدود 400 خانواده در سیدی توزیع میشود. اداره این پایگاه به وسیله سعیده شیرزاد انجام میشود وعباسپور، همسر او و دخترش نیز در این راه مشارکت میکنند. هیچ تابلو یا تبلیغی به در و دیوار منزل شیرزاد نیست، اما عطر زعفران محیط منزل را پر کرده است.
در سال 1378 از سپاه بازنشست شدم، اما 2سال قبل از بازنشستگی کارخانه تولید قطعات دفاعی، خودرویی و گازی را در جاده کلات راه اندازی کردم. یکی دو سال اول راه اندازی کارخانه، 3نفر بیشتر نبودیم، اما آرام آرام به تعداد نیروها و وسعت کارخانه اضافه کردم. موفق شدم عنوان بزرگترین تولیدی قطعات شرق کشور را کسب کنم.
او در یک اتاق کوچک در منزلش کیفهایی تولید میکند که از شهرهای مختلف کشور سر در میآورند. بسیاری از افراد جویای کار در منزل نشستند و منتظر یک فرصت برای کسب درآمد هستند، اما برخی با بهره بردن از حداقل امکانات و هنر خود درآمد کسب میکنند.
بهناز مختاری با بهره گرفتن از هنری که دارد برای خودش توانسته است کارآفرینی کند و در این مسیر موفق باشد، او معتقد است جوانان در این مسیر نباید ناامید باشند: اگر جوانان ما که به دنبال موفقیت در زندگی خود هستند روی یک کار یا شغل تمرکز کنند و پشتکار داشته باشند، حتما میتوانند نتیجه بگیرند حتی اگر در ابتدای مسیر شکستهایی را متحمل شوند، البته این مشروط بر این است که به «نشدن» فکر نکنند. ذهن خود را درگیر شکست خوردن نکنند.
خانواده ساعیها در طرق که اکنون بیشتر به نام شهیدشان معروف هستند، پیشتر به نام صابونپزها شناخته میشدند. خانوادهای که صابونپزی خانگی و سنتی نسل به نسل در میان زنان آن گشته است تا به حاجیه خانم علیتنه، مادر شهید ساعی، برسد. تا پیش از اینکه صابونهای صنعتی در میان مردم رواج پیدا کند هرکس در طرق صابون میخواست خانواده صابونپزها را میشناخت. مهارتی که حالا به یکی از فامیلهای دورشان رسیده است تا همه مادر محمد را در طرق به صابونهایش بشناسند.
آموزشگاه کوچکی در حاشیه امام رضای 70 که مدیر آن طاهره خرامان است. او حدود 25 سال است دنیایش شده طراحی، پارچه، لباس و دوخت و دوز! کارشناسی طراحی دوخت و کارشناسی ارشد پژوهش هنر دارد. تخصصش طراحی لباس و پارچه است و پای ثابت جشنوارههای مد و لباسی است که در شهر برگزار میشود.
پیش از ورودم به دانشگاه در کارگاه پدر تجربه اندوختم. نشستن در کلاس درس دانشگاه باعث شد علم به کمک تجربهام بیاید و من را در مسیر کارم یاری کند. من جزو دانشجویانی بودم که هرچه از دانشگاه میآموختم به محل کار میآوردم یا مشکلهای کار را به دانشگاه میآوردم تا حل کنم. به همین علت از دانشجویان دیگر تجربیتر بودم و وقتی از دانشگاه به کار برگشتم، نگاهم تفاوت کرده بود و مسائلی را مطرح میکردم که پیش از آن نبود.
مریم کورهپز از همان ابتدا که انجمن مردمنهاد «جوانان نصرت» را در سال 1383تأسیس کرده دغدغهاش توانمندسازی بانوان بوده است. او با توانمندسازی دختران و بانوان در زمینه تولید، آنها را به درآمدزایی و کارآفرینی سوق میدهد. هر کدام از دختران و بانوانی که با او کار کردهاند، توانستهاند به کارآفرینی موفق تبدیل شوند. با وجود اینکه کارآفرینی این روزها سخت شده است اما کورهپز کارش را با قدرت هر چه تمامتر پیش میبرد.