یکم مهرماه سال ۱۳۵۹، ساعاتی بعد از هجوم سراسری رژیم صدام به مرزهای ایران، خلبانان تیزپرواز ارتش جمهوری اسلامی، با اجرای عملیاتی گسترده موسوم به «کمان۹۹» ضربههای کاری و عمیقی به نیروهای دشمن وارد کردند.
زمان جنگ امیرآباد۳۶ کوچهای قدیمی با مردمانی همدل بود. جوانهایی که با هم قد کشیدند. جنگ که یکی یکی جبهه رفتند. در ادامه شهدای کوچه امیرآباد ۳۶ یکییکی برگشتند و حالا این کوچه «هفت پلاک شهید » دارد.
پدر شهید فخریان چند ماه پیش از حادثه، خواب دیده بود به او میگویند «پدر شهید ». میگوید: رضا میخواست به ارتش برود، اما ته دلم راضی نبود.درنهایت، شغل آتشنشانی را انتخاب کرد. همیشه برای عاقبتبخیریاش دعا میکردم.
آخرین خاطره زهرا مصباح از صدای شادی فرزندانش که مشغول بازی با پدرشان بودند، در هنگامه شب ۲۳خرداد ۱۴۰۴ در شهرک شهید چمران ثبت شد! همسر و دو فرزند زهراخانم در جریان انفجار حمله رژیمصهیونیستی شهید شدند.
حدادطوسی زمان انقلاب تقریبا بیستوچهار ساله بود و در خیلی از وقایع مهم مشهد حضور داشت. او که به وزیر شعار مشهد معروف بود میگوید: مهمترين و اصليترين شعارمان «ا...اكبر» بود.
فرزندان خانواده مقدسیان با وجود اینکه رنج از دستدادن پدر را در کودکی متحمل شده بودند، با داشتن زن و فرزند در جنگ تحمیلی حاضر شدند و از سه پسر، دو نفرشان به شهادت رسیدند.
بهمنماه سال ۱۳۶۵ بود؛ ۱۷۰ شهید را پیچیده در پرچم ایران از جبهه آوردند. غلامرضا رضایی در بزرگترین تابوت آرمیده بود. آنقدر این جوان ۱۸ ساله قدش بلند بود که سرش را به کنار خم کرده بودند.






