شهید - صفحه 6

۹۷لاله برای رفتن به خاک‌ریزهای جبهه از مسجد المهدی(عج) محله رضاشهر بند‌ پوتین‌هایشان را محکم ‌بستند تا خدای‌نکرده، سختی راه، عقیده‌شان را سست و از رفتن به این راه پشیمان نکند.
شهید علی ترک‌جوکار به دلیل علاقه فراوان به بارگاه ملکوتی امام‌هشتم(ع) زندگی در مشهد را به تهران ترجیح می‌دهد و همراه همسر و دو فرزندش یکی از محله‌های اطراف حرم را برای زندگی انتخاب می‌کند.
خانم حمامی، مادرشهید می‌گوید: امیرحسین همیشه وقتی عکس شهیدی را می‌دید می‌گفت یک روز عکس من را هم روی در و دیوار شهر می‌بینید و به آن افتخار می‌کنید. لحظه شهادت پای تنور نان می‌پخته که به پاسگاه حمله می‌کنند و....
طلعت‌خانم نیکنام هر‌وقت، هرجا، کاری از دستش برمی‌آمد، برای دیگران انجام می‌داد. شاید به همین دلیل بود که همه به نفس حق او باور داشتند و برای رفع غم‌و بیماری و رفع مشکلاتشان از او طلب دعا می‌کردند.
«مکّیه غلومی» یکی از هزاران مادرِ جوان‌ازدست‌داده خرمشهری است که بهانه شهادت پسرش، او را شاعر ۱۱ جلد کتاب می‌کند؛ ۱۱ جلد کتابی که با نام «مرثیه‌های اولیا» نوشته «ام‌سید نورالموسوی» به چاپ رسید.
شهیدناصر عظیمی آخرین فرزند خانواده عظیمی بود که سال ۱۳۴۸ دیده به جهان‌گشود؛ آن زمان مادر هنوز داغ ۱۳‌فرزند فوت‌شده‌اش را داشت. شهیدناصر عظیمی چهاردهمین فرزند خانواده بود که در۱۴ سالگی شهید شد.
چندسالی است نام «شهیده زنگویی» بر تابلو شهید‌کامیاب ۶۰ نقش بسته است. او در حج تمتع سال۱۳۶۶، زمانی‌که با مشت‌های گره‌کرده در راهپیمایی برائت از مشرکین حضور داشت، به دست رژیم سعودی به شهادت که آرزویش بود، رسید.
این روایت قصه به دنبال هم گشتن سیدحسن و پسر شهیدش سیدکاظم مهدی‌زاده در جبهه است. اول پسر به جبهه می‌رود و بعد هم پدر به دنبالش. این دو همیشه چندقدم از فاصله داشتند تا روزی که پیکر پسر برمی‌گردد و دوباره در سردخانه معراج شهدا به هم می‌رسند.
شهید علی‌اصغر حاجی‌غلام‌زاده‌سبزی‌کار برای جنگیدن از عشق‌های بسیاری گذشت؛ از عشق به ورزش و دانشگاه تا ازدواج. مادرش بی بی فاطمه سیدنژاد می‌گوید: برایش همسر انتخاب کرده بودیم و حتی لباس دامادی‌اش را خریده‌ بود. قرار شده بود از این ماموریت که بازگشت جشن عقد بگیریم، اما هیچ‌وقت بازنگشت.
۲‌مهر‌۱۳۹۴، هم‌زمان با عید قربان در مراسم رمی‌جمرات در منطقه منای شهر مکه اتفاق تلخی رخ داد که منجر به جان باختن دست‌کم ۲ هزار‌و‌۲۳۶ زائر خانه خدا شد.یکی از آنها «محسن حاجی‌حسنی‌کارگر»، قاری مطرح مشهدی بود.
دهم دی‌ماه سال ۵۷ و قتل‌عام مردم ظلم‌ستیز مشهد برگ زرینی از رشادت‌های این مردم در دفتر مشق دلاورمردی‌هاست. در راستای پاسداشت رشادت‌های مردم مشهد در این روز میدانی هم به نام میدان ده‌دی در شهر نام‌گذاری شده است.
پروژه معراج شهدا یکی از پروژه‌های نوستالوژیک مشهد است که تلفیقی از هنر‌های نوین و سنتی در آن به‌کار رفته تا تداعی‌کننده خاطرات وداع مردم با پیکر شهدا باشد.
مادر شهید رفیعی می‌گوید: برای ماموریت آخرش استخاره کردم بد آمد، گفتم نرو. هشتم دی ۸۸ بود، روز تولدش؛ زنگ زدم و تبریک گفتم. سه روز بعد درگیری شد و جعفر در یازدهم دی ۸۸ به شهادت رسید.
یکم مهرماه سال ۱۳۵۹‌، ساعاتی بعد از هجوم سراسری رژیم صدام به مرز‌های ایران، خلبانان تیزپرواز ارتش جمهوری اسلامی، با اجرای عملیاتی گسترده موسوم به «کمان‌۹۹» ضربه‌های کاری و عمیقی به نیرو‌های دشمن وارد کردند.
زمان جنگ امیرآباد‌۳۶ کوچه‌ای قدیمی با مردمانی همدل بود. جوان‌هایی که با هم قد کشیدند. جنگ که یکی یکی جبهه رفتند. در ادامه شهدای کوچه امیرآباد ۳۶ یکی‌یکی برگشتند و حالا این کوچه «هفت پلاک شهید» دارد.
پدر شهیدفخریان چند ماه پیش از حادثه، خواب دیده بود به او می‌گویند «پدر شهید». می‌گوید: رضا می‌خواست به ارتش برود، اما ته دلم راضی نبود.در‌نهایت، شغل آتش‌نشانی را انتخاب کرد. همیشه برای عاقبت‌بخیری‌اش دعا می‌کردم.
سیدمحمد سیدی، یکی از شهدای ۱۰ دی بوستان آلاله در محله کنه‌بیست است. بردارش می‌گوید: آن روز هلیکوپتری از آسمان به‌سمت مردم تیراندازی کرد. من شهید محمدسیدی را از میان ۵۰ جنازه که روی هم افتاده بودند، پیدا کردم.
آخرین خاطره زهرا مصباح از صدای شادی فرزندانش که مشغول بازی با پدرشان بودند، در هنگامه شب ۲۳‌خرداد ۱۴۰۴ در شهرک شهیدچمران ثبت شد! همسر و دو فرزند زهراخانم در جریان انفجار حمله رژیم‌صهیونیستی شهید شدند.
حدادطوسی زمان انقلاب تقریبا بیست‌و‌چهار ساله بود و در خیلی از وقایع مهم مشهد حضور داشت. او که به وزیر شعار مشهد معروف بود می‌گوید: مهم‌ترين و اصلي‌ترين شعارمان «ا...‌اكبر» بود.
فرزندان خانواده مقدسیان با وجود این‌که رنج از دست‌دادن پدر را در کودکی متحمل شده بودند، با‌ داشتن زن و فرزند در جنگ تحمیلی حاضر شدند و از سه پسر، دو نفرشان به شهادت رسیدند.