حاجاحمد وقتی جنگ شد، حتی تکفرزندبودنش مانع از آن نشد که لحظهای در تصمیمش برای رفتن تردید کند و مشتاقانه عازم رزم شد و در مدتی که در خط مقدم حضور داشت، چندینبار مجروح شد.
خبر حمله رژیم صهیونیستی که اعلام شد، مادر مصطفی خیالش آسوده بود که همه خانواده کنار هم هستند. او میخواست برای مصطفی جشن تولد بگیرد اما او گفته بود وظیفه من دفاع از وطن است و باید بروم و عیدغدیر برای همیشه رفت!
ماجرا برمیگردد به سال۵۲ که یکی از اهالی محله قطعه زمینی را در «قلعهساختمان» یا شهرک شهید رجایی امروزی در محلی که امروز به نام موعود ۲۳ نامگذاری شده، وقف ساخت مسجد میکند.
فرزندان شهدا سال۷۴ حسینیه هروان روحالله را با متراژ بیشاز دو هزار متر برای برگزاری ویژهبرنامههای مناسبتی و مذهبی دایر کردند. حسینیهای که عکس ۴۵۰ شهید مشهدی بر دیوار خاطرهانگیز آن حکاکی شده است.
سردار شهید شکرالله خانیدهنوی از اهالی محله شهرک شهید رجایی و جزو اولین فرماندهان یگان دریایی بود. احداث اولین کتابخانه قلعه ساختمان یکی از ماندگارترین کارهای اوست.
همسر شهید بخشی میگوید: از روزی که مرتضی رفت، دلم آشوب بود. پنجشنبه که زنگ زد، بهش سپردم صدقه بدهد که گفت دادم. روز قبل از آتشبس احساس کردم چیزی از وجودم کنده شد تا اینکه خبر شهادتش آمد.
شهید محمدباقر درودی سال ۶۴ در عملیاتی مجروح شد و در همین سال به اسارت عراقیها درآمد. ۵سال عذابکشیدن را تحمل کرد و در سال ۶۹ به همراه دیگر اسرا آزاد و به میهن بازگشت و در سال ۷۷ به آرزویش که شهادت بود، رسید.