مصطفی و مجتبی بختی، همان دوبرادر مشهدی هستند که اردیبهشت سال ۹۴، برای دفاع از زینبیه در برابر عناصر تکفیری، راهی سوریه شدند و بعد از ۷۵ روز مبارزه، به آسمان پرکشیدند.
صبح یکشنبه، بیستویکم تیرماه ۱۳۹۴ و درحالی که ۲۵ روز از ماه رمضان میگذشت، جواد کوهساری با خانوادهاش وداع کرد و برای دفاع از حرم اهل بیت به عراق رفت، او تنها ۶ روز بعد در شهر فلوجه به شهادت رسید.
امیر آنقدر صبور بود که هیچوقت از سختیهای خدمتش برایمان تعریف نمیکرد؛ هیچوقت بهجز آخرین مرخصی که از وضعیت جیره آب و غذایش گفته بود، از کویر و تنهایی خستهکننده آنجا.
علیاصغر حسنیبغدادآبادی معروف به ناصر حسنی، در ۱۸سالگی به شهادت رسید. عصمت حسنی، با یادآوری خاطرات و سیره زندگی برادر شهیدش، از مسئولان میخواهند نام او را به کوچه قدیمشان بازگردانند.
«کوکب قربانعلی» مادر شهید «یوسف کامیاب» تنها داراییاش یک تخت و یک چمدان لباس است که گوشه سالن پذیرایی منزل دخترش گذاشته و مدتهای مدید است که از دار دنیا میم مالکیت را فقط به لباسها و فرزندانش میدهد و بس!
پیکر جانباز شهید احمد غلامیفرد در مسجدی که کلیددارش بود تشییع شد.اوسهبار به کما رفته بود و دعا میکرد زودتر به رفقای شهیدش بپیوندد.
معصومه رأفتیصبورثانی مادر شهیدان «علیاکبر» و «علیاصغر» لشگری است، دو برادر شهیدی که از کودکی تا آخرین لحظه شهادت کنار هم بودند و در عملیات غرورآفرین کربلای ۵ با هم وداع کردند.
نفسِ مادر جوان مشهدی در انفجار کرمان به شماره افتاده بود، اما قلبش سرِ ایستادن نداشت. همان قلبی که چند روز پس از این حادثه تروریستی در تن نوجوانی پانزدهساله در تهران تپشش را از سر گرفت.
ساعتی با اعضای گروه سرود «ادواردو آنیلی» که در لیگ سرود، رتبه دوم کشور را کسب کردند. این گروه شانزدهنفره در محله میثمشمالی، نام یک شهید ایتالیایی را برای جمع خود انتخاب کردهاند.
نوجوان شهید مهدی حقانینجاران، درحالی که هنوز درسش تمام نشده بود تصمیم میگیرد به سربازی برود و به پدرش میگوید: دفاع از اسلام در چنین شرایطی، تکلیف است و رفتن به سربازی اجباری. من الان باید به تکلیفم عمل کنم.
سیدصادق قلمشاهی را باید یک بچه پولدار احمدآبادی خواند؛ بچهپولداری خوشتیپ و شوخطبع. نوجوانی که وقتی برای ثبتنام جبهه رفت، گفته بودند بچه احمدآباد به درد جبهه نمیخورد.
شهید محمدقاسم موحدی محصل طوسی جانشین فرماندهتخریب لشکر ۵ نصر، به دو دلیل میتوانست از خدمت سربازی معاف شود، اما او عاشق خدمت بود و هیچ دلیلی نمیتوانست جلودارش باشد.
در یـادوارهای که به نــام شهدای محله رضاشهر لقب گرفت، همسایههای این محله دوباره به یاد دلاورمردیهای جوانان شهید همسایه خود افتادند و به یاد آن روزها و یادآوری خاطراتشان اشک ریختند.
آناهیتا فانی خشتی همسر شهید شعبانعلی قدیری سیرزار است، یکی از صدها مرزبان شهید این آب و خاک است که در سال ۱۳۷۸ پس از درگیری با اشرار در دریاچه هامون به شهادت رسید.
جواد صبوریان نه بسیجی است و نه سپاهی. یک ماشین دهچرخ یخچالدار دارد. بعداز شهادت سردار سلیمانی، با او تماس میگیرند و میگویند ماشین تو به خاطر بزرگی و داشتن یخچال مناسب مراسم تشییع است.
آنچه میخوانید فقط گوشهای از حسوحال کسبه شهرمان است که عکس سردار قاسم سلیمانی را مایه فخر و برکت فضای کسبوکارشان میدانند.
فرزندان حاجحسین غنچه از ۴ دهه مجاهدت پدرشان در راه حفظ انقلاب و نظام میگویند. او دوست و همراه همیشگی حاجقاسم بود که حتی بعداز بازنشستگی همپای رفیق قدیمیاش ماند و با اولین تماس او خودش را به دمشق رساند
احمد منصوب، خالق دیوارنگاره ماندگار سردار دلها نبش دلاوران۴۳ است که بیستمتر عرض و حدود هفدهمتر ارتفاع دارد.
اسماعیل ثنایی سال ۶۵ پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه، عازم جبهه شد و هنوز ۶ ماه از خدمتش نگذشته بود که در عملیات کربلای ۵ در منطقه سومار به شهادت رسید.
شهید مدافع حرم محمدرضا حسینیمقدم از جانبازان هشت سال دفاع مقدس در دفاع از حرم مطهر امامین عسکریین (ع) در شهر سامرا روز ۱۶ بهمن۹۳ به شهادت رسید.