شهید - صفحه 21

رجبعلی رفت و نامه‌اش آمد
رجبعلی بسکابادی، نوجوانی بود که با دست‌کاری شناسنامه‌اش خود را به خط مقدم و جبهه‌های دفاع مقدس رساند
فقط تسبیح شهید«وطنی»، از سوریه به کشور بازگشت
اسمش محمد وطنی است. چهل‌وچهارساله‌ای از اهالی محله مهرآباد که پیش از جنگ سوریه، ساعت‌هایش را با هرم آتش نانوایی قسمت می‌کرده تا در لباس شاطری، لقمه‌نان حلالی بر سر سفره خانواده‌اش ببرد.
کوچه هفت شهید پرافتخار محله امیرآباد
پدران و مادارن کوچه امیرآباد ۳۶، در سال‌های دفاع مقدس، ۷ شهید را که با هم دوست بودند تقدیم میهن کردند.
جانباز راوی شهدا
جانباز حمید جهانگیرفیض‌آبادی پای درددل خانواده شهدا می‌نشیند و خاطرات شهید شان را ثبت و ضبط می‌کند. بعد هم با گفتن خاطرات باقی شهدا باعث آرامش قلب آنان می‌شود.
شهیدحسین فدایی ذوالفقار فاطمیون بود
ذوالفقارِ ویرانه‌های شام و حلب که هیچ‌گاه خودش را فرمانده تیپ فاطمیون مدافع حرم معرفی نکرد، در دفاع از حرم زینب کبری (س) فدایی شد؛ آن هم در روز‌هایی که همه خانواده چشم‌انتظار دیدارش بودند.
خانم افضلی در داستان کتاب «دختر شینا» زندگی می‌کند
حاج‌اسحاق و دو پسرش علیرضا و هاشم مدام در جبهه‌ها بودند. علیرضا همان زمان شهید شد و حاج اسحاق هم بعد از تحمل سال‌ها رنج شیمیایی سال ۱۳۹۳ از دنیا رفت. حالا خانم افضلی مانده و خاطرات گذشته.
سید محمدباقر مصباح‌زاده مورخ و نخبه افغانستانی است
سید محمدباقر مصباح‌زاده، پژوهشگر، مورخ تاریخ افغانستان و مدیر مرکز پژوهش‌های پیام آفتاب است و به عنوان یک مهاجر نخبه در شهرمان شناخته می‌شود.