حدود ۴۰ سال بعد تعدادی از همکلاسیهای قدیمی دوباره یکدیگر را دیدند، مادرانی شده بودند پخته و سرد و گرم چشیده. اما چیزی که آنان را به هم رساند، دوستیهایی بود که مزهاش زیر دندان یاد و خاطره مانده بود.
«اشرف سادات طباطبایی» از خانواده سادات علوی است که شجره نامهایی منصوب به امام حسین (ع) دارند و روضهخوانی در آن به روزگار قاجار برمی گردد.
خانواده رزمیکار روشنایی خود را شاگرد پدری میدانند که هم جانباز است و هم مبدعِ سبک کیوکوشین در مشهد.
دخترم چقدر دل تنگت هستم. از همان پنج سال پیش که دیگر ندیدمت و حتی نتوانستم صدای زیبایت را بشنوم آرزویم شده است روزی از دفتر آسایشگاه صدایم کنند و بگویند، دخترت پشت خط است.
جواد و الهه زوجی هستند که هر دو به خاطر حادثهای در کودکی مجبور به راه رفتن با عصا شدند اما حالا آنها عصای دست هم شدند و زندگیشان از چنان شادی و آرامشی برخوردار است که خیلیها در جستجوی آن هستند.
کدخدا برای همه اهالی مهرآباد مثل پدر بود. با ما همینطور رفتار میکرد که با بچههای خودش. مثلا وقتی من هفتسال داشتم، عمو دوتومان عیدی داد به من. خداوکیلی هیچکس آن زمان دوتومان عیدی نمیداد.
دکتر محمود باقری به همراه همسرش، دکتر لیلا پارسایی، مرکز درمانی نیلوفر آبی را در الهیه ۲۵ راهاندازی کردهاند. به محض افتتاح اولین مرکز درمانی در الهیه، پایگاه بهداشت هم در این مرکز مستقر شد.