هنوز هم در برخی مجتمعها، همسایههایی زندگی میکنند که رسم همدلی را زنده نگه داشتهاند. یکی از این نمونهها، مجتمع مسکونی واقع در کوچه نماز۲۷ در محله آبشار است، جاییکه ارتباط و همدلی بین بسیاری از ساکنانش همچنان جریان دارد.
اینجا کوچه شهیدحسین طهانطرقی در محله کوی سلمان است. کوچهای که حداقل نیمی از ساکنانش از روزهای اول ساخت این معبر همسایه بودهاند. اینجا آدمها جور دیگری هوای هم را دارند، درست مثل قدیم.
برای صادق شمسیزاده، کاسبی بیش از آنکه جنبه درآمدزایی داشته باشد، رنگ و بوی خدمت و دلسوزی برای اهالی محلهای را دارد که برای آبادی آن، سالها انتظار کشیده است. او از شغلهای متفاوتی که تجربه کرده، خاطرههای گفتنی دارد.
حسن مرادی کتهشمشیری و صفیه خانم همسرش، سال۷۹ خانهای را به قصد برپاکردن حسینیه خریداری میکنند. مرادی میگوید: از کودکی در هیئتها بزرگ شدم. در خانه پدرم از ۵۰سال پیش مراسم عزاداری برپا بوده است.
زندگی ابوالقاسم حبیب اللهی، با همه جزئیاتش، داستان مردی بود که در یک شهر مذهبی و ادبی، از میراث خانوادگی اش در شعر و فقاهت پلی به دانشگاه زد.
از اعضای نهنفره هیئتمدیره مؤسسه و همه اهالی پای کار محله گرفته تا آن مرد زاهدانی که یک بار چای موکب را خورد و حالا سالهاست برای خدمت میآید، همگی نمکگیر نام شهدای بولوار شاهنامه هستند.
حاج علیاصغر ذاکر از دهسالگی پای دیگهای شله بوده و اصول اولیه و پایه پخت آن را از برادرش یاد گرفته است. بعدها هم بهطور تجربی، خودش نکاتی را به آن اضافه کرده که نتیجهاش شده شلههایی پرطرفدار که برایش سر و دست میشکنند.






