زمانه و فرهنگ تغییر کرده، اما نه آنقدر که بتواند به مردمداری دیرینه میان اهالی کوچه وحید۱۴، دستدرازی کند. اعتماد و هوای هم را داشتن، میان همسایهها رفتاری زیبا و تحسینبرانگیز است که نمونههایش را در ساکنان این کوچه میتوان دید.
صدیقه رضایی، با وجود زندگی معمولی خودش، نور امید را در دل آدمهای بسیاری در این شهر روشن کرده است. او کسی را ناامید از درِ خانه برنمیگرداند، چون معتقد است خیر از غیب میرسد، همانطورکه سالها قبل برای او و خانوادهاش رسید!
«خیریه یاوران جوادالائمه (ع)» 15سال پیش بدون سرمایه، اما با قلبهای پر از دغدغه آغاز به کار کرد تا گرهی از زندگی نیازمندان باز کند اما حالا یکی از مجموعههای فعال مردمنهاد محله شده که در حوزههای مختلف امید را به خانوادهها هدیه میدهد.
آقای خاورداد چندسالی است که پس از فوت خواهرهمسرش، سرپرستی دو پسر او را برعهده گرفته است. او از رحمت و برکتی میگوید که در این چند سال در زندگیشان پدیدار شده است. میگوید: من فقط نگران مسائل تربیتی آنها هستم.
کوچه حجاب ۷۱ از آن کوچههایی است که هنوز بوی آشنایی میدهد، جایی که سلامها واقعی هستند و درها فقط به روی خانهها باز نمیشود و به دل همسایهها هم راه دارد. اینجا خاطره آدمها مثل پیچک به دیوارهای کوچه چسبیده است.
مرکز «نور علی ابنموسیالرضا (ع)» یکی از مراکز خصوصی است که ۲۰ پسر هشت تا هجدهساله را تحت سرپرستی دارد. بچههای اینجا هرکدام سرنوشتهای پرفرازونشیبی داشتهاند؛ با وجود این صبوریشان حیرتانگیز است.
محسن احمدی ماجرای شبی را روایت میکند که طبق همه سالهای کاریاش پشت فرمان اتوبوس نشسته بود و مثل همیشه ششدانگ حواسش به مسیر و ایستگاهها بود تا اینکه سکوت شبانگاهی اتوبوس با بگومگوی مسافران شکست.