زهرا ریاحینژاد برای انجام کاری ویژه به مدرسه آمده بود که با یک جمله ساده ولی صادقانه یکی از دانشآموزان، چهرهاش را تغییر داد و فکرش را مشغول کرد. آن سؤال کوچک نهتنها آن روزش را بلکه ذهنیت زهراخانم را برای همیشه تغییر داد.
در مطبوعات و کتابهای تاریخی از این بخش شهر به نام اراضی پادگان یاد شده است. ساختمانهای این پادگان را در دوره قاجار؛ روسها و انگلیسیها ساخته بودند و در زمان پهلوی با تشکیل ارتش، ساختمانهای جدید جایگزین آن شدند. اکنون پادگان لشکر ۷۷ در این محله قرار دارد. پیش از انقلاب این محله را به نام «پهلوی» میشناختند.
یکتا میگوید: تولد پنجسالگیام بود که داییام برایم یک بسته کبریت قدیمی هدیه آورد. چند روز فقط عکس جعبهها را نگاه میکردم و لذت میبردم. پدر و مادرم که ذوقم را دیدند، تشویقم کردند تا اگر دوست دارم کبریتهای بیشتری جمع کنم.
اتفاقی در کلاس سوم دبستان برای سهیلا پورغلام افتاد که بعد از ۲۷ سال وقتی یاد آن خاطره میافتد، دلش میلرزد. وقتی معاون مدرسه صدایش زد، ناگهان سکوتی سنگین در کلاس حاکم شد!
حسن اسماعیلی تعریف میکند: سال۱۳۵۴، پدرم زمینی در کوچه امامخمینی۸۵ خرید و آن را ساخت و به این خانه نقل مکان کردیم. آن زمان خیابانکشی فقط در کوچههای زوج امامخمینی (ره) انجام شده بود.
محمدامین حافظ دو جزءونیم قرآن و دارنده مقام اول مسابقات حفظ «یک جزء» ارتش شمال شرق است. او هرگاه میدید مادر و خواهرش مشغول تلاوت قرآن هستند، مشغول تماشا میشد و همین موجب شد به حفظ آیات الهی علاقهمند شود.
سیدمیلاد ابوذریان، به واسطه فعالیتهای مختلفش در حوزههای شهری، فرهنگی، هنری، ورزشی و... عنوان شهروند نمونه را از شهرداری منطقهمان دریافت کرده است.






