یک روز که به شهرستان به منزل مادرم رفته بودم، خواهرم با ظرف ترشی کوچکی به خانه آمد. همانجا جرقه شروع کار خانگی و درست کردن ترشی و سالاد در ذهنم زده شد.
محله
امام خمینی
در مطبوعات و کتابهای تاریخی از این بخش شهر به نام اراضی پادگان یاد شده است. ساختمانهای این پادگان را در دوره قاجار؛ روسها و انگلیسیها ساخته بودند و در زمان پهلوی با تشکیل ارتش، ساختمانهای جدید جایگزین آن شدند. اکنون پادگان لشکر ۷۷ در این محله قرار دارد. پیش از انقلاب این محله را به نام «پهلوی» میشناختند.
مریم امید ساکن ۷۶ ساله محله امام خمینی (ره) ۵ سالی میشود به طور مداوم به ورزش روی آورده است. او میگوید: تنها راه برگشت روحیه و زندگی عادی را در ادامه ورزش دیدم. برای همین دوباره کفش و کلاه کردم و راهی سالن شدم.
علی طاهری، سنتورساز و سنتورنواز، مشهدی به دلیل تصادف دیگر نتوانست مثل قبل مضراب به دست بگیرد به همین دلیل دلتنگ شنیدن صدای سنتور میشود.
عباس نصیری میگوید: از ورودی اردوگاه تا داخل آسایشگاه در دو طرف، نیروهای نظامی با باتوم، کابلهای برق و قنداق تفنگ آماده بودند تا به قصد کشت، ما را بزنند. اینجا همان دالان مرگ بود!
«حمیده مشارالسلطنه قدیمی نوائی» معروف به «حمیده برقعی» یکی از قدیمیترین ماماهای دورهدیده و تحصیلکرده آلمان ساکن در مشهد، به گفته خودش ۴ هزار و ۶۳۵ کودک را طی ۵۰ سال به دنیا آورده است،
عماد شمعریز صنعتیکار محله امام خمینی(ره) معتقد است بزرگترین سرمایه مرد سختکوشی و تلاش اوست. او دوست دارد نان بازویش را سرسفره ببرد.
سیداحمد جاودانی ساکن محله امام خمینی بیست سال است که در راستای فرهنگسازی در زمینه دوچرخهسواری پا به رکاب است.
مهدی عسکری میگوید: در طول این سالها یاد گرفتم برای به سرانجام رساندن موضوعی مداومت بسیار داشته باشم، زیرا لازمه ختم به خیر شدن معضل یا مشکلی، پیگیری در قالب تکرار انتشار گزارش است.
عباس شیخالاسلامفاضل، پنجمین نسل از خاندان جواهرچی است، کسی که جد بزرگش در دربار قاجار سازنده کمربندهای جواهرنشان بود و پدرش دانشمندی بود که به لقب «شیخالاسلام فاضل» مفتخر شد.
مجید کمالشهسوار هر سهماه یکبار بهسمت پایگاههای اهدای خون قدم برمیدارد به این امید که در نجات جان سه انسان سهیم باشد.
پایگاه انتقال خون امامرضا (ع) حدود ۲۵ سال قبل احداث و بهعنوان یکی از یازده پایگاه استان فعالیت خود را براساس نیازهای همان زمان آغاز کرد. این پایگاه اکنون از مجهزترین پایگاه اهدای خون شهر است.
بعد از سیل سال۱۳۶۹ هجریقمری، و تخریب دو مسجد چاووشی و بقیهالله یکی از اعضای مسجد با نام «محمد جفایی» که زمینی بین این دو مسجد داشت، پیشنهاد ساخت مسجدی جدید، اما بزرگتر را داد.
سعید استاد یکی از جوانان موفق و فعال مسجد ارشادالرضا ۱۱سال در مقام مربیگری فوتبال، نوجوانان و جوانان علاقهمند به فوتبال زیادی را پرورش داده است.
«مهدی رضوانی خراسانی» یک عشق رادیو و گرام واقعی است. ارتشی بازنشستهای که برای جمعکردن مجموعه قدیمیاش دهها میلیون تومان خرج کرده است.
در کوچه سجادی مغازهای برای خودم دست و پا کردم و بنا به اقتضای محیط، نوشتافزار و ماشینآلات اداری برای فروش آوردم.
درحالیکه بیشتر مردم، کوچه را با نام حوضمونس میشناسند، بر تابلوی نصبشده ازسوی شهرداری، دو عبارت «آخوندخراسانی ۵» و «شهید محمد رواقی» ثبت شده است.
مطهره صدقی میگوید: دوست دارم روزی بتوانم در حرم رضوی مجری شوم و برنامه اجرا کنم. این جشنواره فرصت خوبی بود تا خودم را محک بزنم.
بنای ارتش که از سال ۱۳۰۰ در این مکان که خارج از شهر مشهد محسوب میشد برپا شده بود، این روزها خالی شده است. برخی از قسمتهای ورودی پادگان لشکر ۷۷ جایش را به خیابانهای تازهتأسیس داده است.
علی حیدری، پاکبان باهمت منطقه ۸ از دوران کودکیاش و نحوه یادگیری کشتی میگوید: ساعتها از پشت شیشه کلاس به تمرین بچهها نگاه میکردم. میدیدم که استاد چگونه آنها را تمرین میدهد. در خانه همانها را تمرین میکردم.
حدود ساعت 3بعدازظهر مردم درحالیکه شعار میدادند، در حرم مطهر جمع شدند. جمعیت هر لحظه زیادتر میشد و حلقهوار دور سقاخانه میچرخیدند و پا به زمین میکوبیدند. در یک لحظه، چماقداران رژیم از بست شیخطبرسی وارد حرم رضوی شدند. ابتدا تیر هوایی زدند، سپس رو به مردم تیراندازی و گاز اشکآور پرتاب کردند. جمعیت بهسمت درهای خروجی هجوم بردند.