افسانه عبداللهی متولد۱۳۷۰ از نویسندگان محله امامخمینی (ره) است که خانوادهاش در کودکی او را «آنشرلی» صدا میزدند. «آنشرلی» محله ما مانند شخصیت کارتونیاش با یک دنیا رویا به نوشتن داستان و شعر علاقه زیادی دارد.
محله
امام خمینی
در مطبوعات و کتابهای تاریخی از این بخش شهر به نام اراضی پادگان یاد شده است. ساختمانهای این پادگان را در دوره قاجار؛ روسها و انگلیسیها ساخته بودند و در زمان پهلوی با تشکیل ارتش، ساختمانهای جدید جایگزین آن شدند. اکنون پادگان لشکر ۷۷ در این محله قرار دارد. پیش از انقلاب این محله را به نام «پهلوی» میشناختند.
امیر سرتیپ منوچهر کهتری معروف به «امیر آبادان» میگوید: وقتی به پشت سر خود نگاه میکنم، میبینم تا آنجاکه توان و امکان داشتم به وظیفهام عمل کردهام و خداوند هم پشتیبان من بود.
بیشتر همسایههای کوچه امامخمینی۸۹ قدیمی هستند و دستکم بیشتر از سیسال است که یکدیگر را میشناسند. به گفته خودشان شاید در طول هفته یک مرتبه اقوامشان را ببینند، اما همسایههایشان را هرروز میبینند.
امیر نیازی، آقای گل لیگ برتر استان و ساکن محله امام خمینی (ره) است. او زندگی ورزشیاش را از زمین خاکی خیابان عدل خمینی شروع کرده و بعد از ۱۲ سال ورزش، اکنون بهعنوان آقای گل سوپر لیگ استان خراسان رضوی شناخته شده است.
علیرضا زندهدل پنجاهوششساله به یاد دارد که از چند کوچه بعد از میدان امامخمینی (ره) خبری از خیابانکشی و آسفالت نبود. خانهها با فاصله و درمیان تپههای خاکی ساخته شده بود.
خیابان دیدگاه لشکر که در مجاورت پادگان لشکر۷۷ پیروز ثامنالائمه (ع) قرار دارد، با مغازههای کوچک و بزرگ از نظامیدوزها و نظامیفروشها که غیر از سربازها و نظامیها مشتریهای پروپا قرص دیگری هم دارد.
هنوز چندکیلومتری دور نشده بودند که طوفانی به پا شد. حسن اسماعیلی هرچه چشم میگرداند هیچیک از همراهانش را نمیدید. تعریف میکند: چفیه دور گردنم را باز کردم و روی سر و صورتم پیچیدم، اما فایده نداشت.
خلبان آزاده غلامرضا مرادیفر میگوید: با برج مراقبت تماس گرفتیم و تقاضا کردیم چراغهای باند را روشن کنند ولی برج به ما تذکر داد اگر چراغهای باند را روشن کنیم، فرودگاه را میزنند.
طیبه سرایی میگوید: مکان کنونی مسجدالرضا (ع) در بوستان جهانشهر در گذشته مسجد پادگان بوده است. شهرداری با بازسازی این فضا و درنظرگرفتن محیطی برای اقامه نماز بانوان، اقدام درخورتوجهی انجام داده است.
روایت نگهداری اسرای عراق در مشهد را محمدصادق خاکساری یکی از ساکنان محله امام خمینی (ره) میگوید. او سروان بازنشسته لشکر ۷۷ ثامنالائمه (ع) است. خاکساری آن دوران مسئول این اردوگاه بود.
سمیه میرشاهی در کلاس خیاطی، عاشق طراحی شد. حالا بیست سال از آن زمان میگذرد و او خودش مربی نقاشی شده است و در مسجد نور و بوستان جهانشهر به کودکان و نوجوانان آموزش میدهد.
میترا ارزمانزاده تعریف میکند: احساس کردم قصد زن خیلی جدی نیست، اما جای آزمون و خطا نبود؛ سعی کردم میلیمتری به او نزدیک شوم، اما با پرواز یک کبوتر از پشت سرم، ماجرا بهطور کلی عوض شد.
فاطمهسادات هاشمی میگوید: هر قدمی که برای روضه برمیدارم از خریدی که میکنم تا جارو و نصب بیرق عزای آقا، مدام زیر لب ذکر میگویم و شکر میکنم از توفیقی که شامل حالم شده است و میتوانم در خانهام پذیرای مهمان آقااباعبدالله(ع) باشم.
صدیقه دائمینژاد، مادر شهیدان دوران دفاع مقدس حمید و مجید نجفی، در جوار فرزندان شهیدش در خاک آرام گرفت. نوه مرحومه میگوید: فاصله شهادت عموهایم یکسال بود و این موضوع، ضربه بزرگی به مادربزرگم وارد کرد.
سیدحامد باقری جوان محله امام خمینی (ره) فوتبالیستی بود که خودش را در ورزش رزمی پیدا کرد.
مدیرعامل سازمان تاکسیرانی پیشنهادی وسوسهانگیز به او داد؛ اینکه در ازای بازی در تیم فوتبال تاکسیرانی، میتواند صاحب یک خودرو پژو بهصورت اقساطی شود و در خط فرودگاه نیز کار کند.
محله امام خمینی (ره) که نامش را از اصلیترین خیابان آن گرفته است، پیش از انقلاب با نام خیابان عدل پهلوی شناخته میشد و بعد از انقلاب به امام خمینی (ره) تغییر نام داد.
صدیقه دائمینژاداز رسوم نوروزی قدیم میگوید: رسم بود که روی آینه تخممرغ میگذاشتیم و میگفتند همراه با چرخش آنها سال هم تحویل میشود. غیر از اینها چند روز مانده به عید، «خلوک» با آرد درست میکردیم.
کوچه امامخمینی۵۷ فعلی پیش از تغییر نام، کوچه شماره۳۵ بود؛ کوچهای کمعرض و طولانی که خودروها برای فرار از ترافیک چراغ قرمز تقاطع خیابان ثامنالائمه (ع) و فیاضبخش به آن وارد میشوند و به همین دلیل بسیار پرتردد است.
مسجدالرضا (ع) در خیابان ملکالشعرای بهار تا قبلاز سال ۱۳۴۷، متعلقبه فردی معروف به «هوشنگ نقاش» بود. اهالی محله بارها به او پیشنهاد خرید خانه و مغازهاش را داده بودند، اما قبول نمیکرد.