دور میدان امام خمینی(ره) بر اولین کوچه کنار آتشنشانی، تابلو امام خمینی(ره)61 نصب شده است. این کوچه با وجود آنکه خیابان اصلی نیست، اما همیشه مملو از خودرو و ترافیک است. وجود شهرداری منطقه8 و مدرسه و مهدکودک در این معبر سبب ترافیک بهویژه در سر ظهر میشود، البته این روزها بهدلیل کرونا و تعطیلی مدارس، ساکنان محله شرایط بهتری دارند.
محله
امام خمینی
در مطبوعات و کتابهای تاریخی از این بخش شهر به نام اراضی پادگان یاد شده است. ساختمانهای این پادگان را در دوره قاجار؛ روسها و انگلیسیها ساخته بودند و در زمان پهلوی با تشکیل ارتش، ساختمانهای جدید جایگزین آن شدند. اکنون پادگان لشکر ۷۷ در این محله قرار دارد. پیش از انقلاب این محله را به نام «پهلوی» میشناختند.
مقابل آزمایشگاه جهاد دانشگاهی در خیابان رازی مسجدی قرار دارد که در گذشته مغازه کوچک شیشهبری بوده است اما امروز هنگام ظهر با بلند شدن صدای اذان از بلندگوی مسجد میزبان تعداد زیادی از نمازگزاران است. نام این مسجد قدس گذاشته شده و زمین آن در سال87 توسط ورثه مرحوم حاج حسین قدس روحانی وقف شده است. از سال94 که بازسازی بنای مسجد و امور مربوط به وقف آن انجام شد در هر سه نوبت صبح، ظهر و مغرب نماز جماعت در این مسجد برگزار میشود.
نهم و دهم دی ماه ۱۳۵۷ از روزهای خونین و فراموشنشدنی در تاریخ تحولات اجتماعی و انقلاب اسلامی در مشهد است. روزهایی که در آن دهها نفر از مردم بیگناه مشهد به خاک و خون کشیده شدند.
کارشناسیارشد پرستاری خوانده است و 26سال از عمر خود را غمخوار و پرستار بیماران بوده است. در تمام حوزههای کاری پرستاری از بهداشت و درمان گرفته تا آموزشی سابقه کار دارد و در همین زمینه نیز توانسته است کتابی را باعنوان «اصول و فنون مراقبتهای پایه بیمار» به چاپ برساند. «هدایت حسینی شهیدی» سوپروایزر بالینی بیمارستان امام رضا(ع) مردی پنجاهساله است که سال گذشته به عنوان پرستار نمونه کشوری انتخاب شد.
این بار به سراغ تعدادی از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی رفتیم که در گروه جهادی «صراط الحمید» دور هم جمع شدهاند. آنها فعالیتهای مختلف پزشکی دارند و از زمانی که کرونا مهمان ناخوانده شهر و کشورمان شده گستره فعالیتشان بیشتر شده است. آنها معتقدند مجاهدت در راه خدا گاهی اسحله به دست گرفتن و جنگیدن است، گاهی هم مانند حال حاضر کم کردن درد و رنج مردمان است. به هر حال هر کدامشان نوعی جهاد است.
هنگام ظهر در خیابان فیاضبخش طنین الله اکبر به گوش میرسد، هر چه نگاه میکنیم مسجدی نمیبینیم، به سمت صدا میرویم و از رهگذران دربارهاش میپرسیم. یکی از ساکنان محله با انگشت اشاره ساختمانی را نشانمان میدهد که هیچ شباهتی به مسجد یا حسینیه ندارد، بنایی 4طبقه نزدیک شهرداری منطقه که شبیه ساختمانهای دیگر است و هیچ کاشیکاری یا تزیینات دیگری در آن به چشم نمیخورد، فقط روی سر در بنا نوشته شده است «مسجد 14معصوم(ع) به یاد شهید حسین دلدار، ساخت 1386».
خوانساری که تجربه کارکردن در ریختهگری و تراشکاری را داشت و از کودکی نیز طراحی میکرد بهخوبی میدانست که قلم را باید با چه زاویه و درجهای بسازد و چگونه با حرکت دست روی فلز حرکت دهد تا آنچه میخواهد نقش ببندد، اولین قلمزنی را روی تفنگ شکاری پدر انجام داد اما بعد از نتیجه کار تصمیم گرفت تا این ذوق هنری خود را ادامه دهد آن هم بدون هیچ آموزش و استادی!
نام ایران درّودی مشهورتر از آن است که علاقهمندان به هنر آن را نشنیده باشند. بسیارى از سرگذشت پرافتخار او مطلعاند و میدانند که اصالتا مشهدی است و سال 1315 در خانه آبا و اجدادىای که بعدها آن را خراب و بیمارستان دکتر شاهینفر را جایگزینش کردند به دنیا آمده است. او از خیابان کج (آخوند خراسانی امروزی) و گنبد سبز خاطرات زیادى به یاد دارد. آثار نقاشی ایران درودی در ٦٤ نمایشگاه انفرادى، از موزه مکزیک گرفته تا توکیو، از موزه بروکسل گرفته تا معروفترین گالرىهای فرانسه، و بیش از ٢٥٠ نمایشگاه گروهى با هنرمندان دیگر، به نمایش گذاشته شده است.
حمید و دوست نوجوانش، علی رحمت، مدتها روی طرح مین نوری تحقیق کرده بودند. انواع مینهای تیایکس. ۵۰، پومز، والمرا، ضدخودرو و... را بهخوبی میشناختند و به مکانیسم پیچیده آنها آشنا بودند. دانش فنی و تجربیات قبلی باعث شده بود که این دو نوجوان، طرح مبتکرانهای را پیریزی کنند. مکانیسم عمل مین نوری با سیستم فتوسل بود. حمید و علی به روشن و خاموششدن خودکار چراغهای برق شهری همزمان با تاریک و روشنشدن آسمان دقت کرده بودند. پس درباره فتوسل تحقیق و طرحی تهیه کردند که این مدار را شبیهسازی و فعال کنند، آنهم به اندازهای کوچک که بتوانند آن را در یک مین جاسازی کنند. طرح بینظیری بود؛ میشد این سنسور مینیاتوری را روی هر نوع مینی سوار و آن را به یک مین الکترونیکی تبدیل کرد که قابل خنثیشدن نیست؛ چون به محض کناررفتن خاک و رسیدن نور به سنسور الکترونیکی، منفجر میشد.
«حامد کافی» یکی از ساکنان خیابان ثامنالائمه است که توانسته در عملیاتهای زیادی از حوادث جادهای و طرحهای امداد و نجات نوروزی گرفته تا زلزله بم، حادثه انفجار قطار نیشابور، زلزله کرمانشاه و هزاران عملیات دیگر شرکت کند و جان افراد زیادی را نجات بخشد. او در تمام این ۲۰ سال داوطلبانه در جمعیت هلال احمر استان خدمت کرده و تحصیلاتش را در زمینه مددکاری ادامه داده است.
«قصابی یا همان فروش محصولات پروتئینی از جمله مشاغلی است که نیاز به روحیه و مهارتهای خاص دارد.» این جملهای است که اسد سلطانی میرزایی میگوید. او متولد فریمان است و بیش از 60سال است که در محله امام خمینی(ره) قصابی دارد. با این کاسب قدیمی همکلام شدیم تا راه و رسم کارش را به ما بگوید.
سرانجام با دستور شفاهی مقامات ایرانی، نیروهای مقاومت پس از خارج کردن مردم از طریق رودخانه کارون، از شهر خارج شدند و این شهر به مدت ۵۷۸ روز به تصرف رژیم بعث درآمد. باوجود این غیورمردان ایرانی پس از ۱۹ ماه تلاش توانستند طی عملیات غرورآفرین بیتالمقدس این پیام را به ملت ایران مخابره کنند: شنوندگان عزیز توجه فرمایید؛ خونین شهر، شهر خون آزاد شد. این دلنشینترین جملهای بود که در طول سالهای زندگیام شنیده بودم.
شیوع کرونا باعث از رونق افتادن بسیاری از اصناف شده است. یکی از مشاغلی که در این مدت آسیب زیادی دید نمایشگاهداران اتومبیل بودند، از جمله نمایشگاهداران اتومبیل خیابان امام خمینی(ره) و خرمشهر که به دلیل کمشدن استقبال شهروندان از خرید خودرو، کسب و کارشان کساد شد. به طوری که بسیاری از صاحبان این حرفه در محله امام خمینی(ره) با اولین تعطیلات کرونایی اصناف با روی آوردن به فروش غیرحضوری تلاش کردند برخی خسارت خود را با فعالیت در فضای مجازی جبران کنند.
قدیمیهایی مثل ما هنوز هم این خیابانها را با همان نامهای قدیمی میشناسند و کمتر از نامهای جدید استفاده میکنند، برای همین وقتی آدرسی از من پرسیده میشود، ابتدا باید فکر کنم ببینم نامهای جدیدی که میگویند مربوط به کدام خیابانهاست. از سال ۱۳۴۹ در امام خمینی ۷۰ ساکن هستیم. آن زمان نامش خیابان هفدهم بود البته منزل پدریام هم در خیابان بیستم بود. سالهاست در خیابانی ساکن هستم که در آن بزرگ شدهام.
فقط 3سال است به طراحی آرم و لوگو روی آورده است اما در این مدت با خلاقیت و تواناییای که در طراحی از خود نشان داده، در بین طراحان هم سن و سالش برای خودش جایی پیدا کرده بهطوری که دوستان و اطرافیانش از سید علیرضا رئیس الساداتی میخواهند برای کسب و کارشان آرمی طراحی کند که در خاطر دیگران ماندگار شود. این دانشآموز سابق دبیرستان فردوسی و ساکن محله امام خمینی(ره) توانسته با هنر خود مقامهای بسیاری را به دست بیاورد.
«رقیهسادات علوی» یکی از بانوان فعال محله امام خمینی(ره) است که علاوهبر تربیت فرزندانی صالح، سالهاست به عنوان فعال فرهنگی و اجتماعی به مردم خدمت میکند. او علاوهبر افتخار خادمی حرم مطهر رضوی یکی از مربیان «مؤسسه عفاف و حجاب ریحانه نبی» است. همچنین عناوینی مانند «مربی سازمان تبلیغات»، «بسیجی فعال»، «طلایهدار معروف»، «خادمیار ازدواج رضوی» و... را در کارنامه فعالیتهایش دارد.
جزئیات در نقاشیهای محمدطاها سیدی آنگونه دیده میشود که در سایر همسن و سالهایش کمتر به چشم میخورد. او با سن کمش، داستانگوی خوبی هم هست، قصههایی که ذهن کودکانه خلاقش آن را خلق میکند. اینها نشان از توجه پدر و مادرش به استعدادهای او دارد، بهویژه مادرش الهه زاهدی که خودش هم در نقاشی دستی در آتش دارد و فرزند 6سالهاش را در این زمینه به خوبی حمایت میکند. محمدطاها و خانوادهاش ساکن محله امامخمینی(ره) هستند.
با تماشای سختی زندگی عشایر، دوران کودکی همسرم را تصور میکردم که او در کودکی چگونه از مسیرهای صعبالعبور عبور میکرده و تمام اینها اطمینانم را به او بیشتر میکند. البته این اطمینان همچنان ادامه دارد طوری که اگر 5مرد قوی ویلچرم را برای عبور از یک راهپله بلند کنند من نگران هستم که مبادا ویلچر از دست آنها رها شود اما اگر همسرم تنها با یک دست اینکار را انجام دهد مطمئن هستم او من را سالم بر زمین قرار خواهد داد.
یک کاسب علاوهبر مهارت در کار باید نسبت به مشتریانش امانتدار و تعهد اخلاقی داشته باشد. شاید بگویید یعنی چه؟ بسیاری از مشتریان، وسایل برقی گرانقیمتی برای تعمیر میآورند مانند اتوپرس، جاروبرقی، ماکروفر، سولاردم و... بعد که تعمیرشان میکنیم به مشتری زنگ میزنیم که وسیلهتان حاضر است، اما آنها فراموش میکنند یا فرصت ندارند برای گرفتنش بیایند.گاهی وسیلهای تا 10سال اینجا بوده بعد صاحبش برای گرفتنش آمده است.
در گذر سالها شاید دیگر برخی از آن کوچهها وجود خارجی ندارند، اما قدیمیها هنوز هم آنها را بهیاد دارند و از خاطراتش تعریف میکنند. یکی از این کوچهها، کوچه «پرکنده» واقع در امامخمینی17 بوده است که در 20متری ابتدای آن سمت چپ قرار داشت و مسیری برای رسیدن به عدلیه (دادگستری) بود که اکنون تعداد انگشتشماری از مشهدیها آن را بهخاطر دارند.