سالهای۱۳۶۳ و ۱۳۶۵ خاطرات تلخی را در ذهن خانواده رفیعزاده حک کرده است؛ خاطراتی که با گذشت ۳۰ سال هنوز هم اشک را بر گونههای خواهر شهید جاری میکند.
محله
امام خمینی
در مطبوعات و کتابهای تاریخی از این بخش شهر به نام اراضی پادگان یاد شده است. ساختمانهای این پادگان را در دوره قاجار؛ روسها و انگلیسیها ساخته بودند و در زمان پهلوی با تشکیل ارتش، ساختمانهای جدید جایگزین آن شدند. اکنون پادگان لشکر ۷۷ در این محله قرار دارد. پیش از انقلاب این محله را به نام «پهلوی» میشناختند.
مهدیه علمدار از نهسالگی ضربهزدن به توپ سنگین بسکتبال را شروع کرد، اما بعد از حدود یکسال تصمیم گرفت رشتهاش را تغییر دهد و به ورزش انفرادی کونگفو روی آورد.
کودکان مسجد ارشادالرضا (ع) در ماه رمضان بهجای جزءخوانی، کلاسهای آموزشی قرآن برگزار میکند و به مرکز تخصصی برای آموزش صوت و لحن تبدیل شده است.
استارتآپ «شتاب دهنده انسان» به نوجوانان کمک میکند با انجامدادن تستهای آنلاین در زمینهای که استعداد دارند، مشغول به تحصیل یا کار شوند.
هیئت متوسلین به امامرضا (ع)» عصر روز شهادت امامرضا (ع)، مراسم نمادین تشییع پیکر حضرت را برگزار میکنند. این مراسم از امامخمینی ۹۳ آغاز شده و به سمت حرم، ختم میشود.
رهبر انقلاب اگر به خانه شهیدی پا بگذارد، اهالی فقط سکوت میکنند تا فیض این حضور و دیدار از دستشان نرود. اتفاقی که برای خانواده شهید محمد شاهنگی در چند سال گذشته رخ داد.
فاطمه رودمعجنی مادر شهیدحسن شجیعی تعریف میکند: چطور میخواستم رضایت بدهم او با سن کم، زیر گلوله و آتش باشد! او، اما به باوری رسیده بود که خیلی از ما در سن و سال زیاد هم نمیتوانیم آن را درک کنیم.
«علیاکبر مقیمی» بخشی از تاریخ گذشته است، با خاطره جنگها، مهاجرتها، رفتنها، آمدنها، اعتصابها، پیروزیها؛ پیرمردی که باوجود سنوسالش، حافظه نسبتا خوبی دارد.
میرزا حمید قربانپور میگوید: کار من اسم خاصی ندارد؛ تنها یک تلاش دلی است که خودم شروع کردهام؛ تلفیقی از کار تذهیب، گل و مرغ، کاشیکاری و دیگر هنرهای سنتی؛ کتابهای قدیمی را ورق میزنم.
حسین امانی میگوید: نباید بهخاطر مشکلات، کاری را که به آن علاقه داریم، کنار بگذاریم. سهماه بعداز آخرین جراحی، دوباره تمرینهایم را شروع کردم و بهمن۷۸ به اردوی تیم ملی دعوت شدم.
مهدی لوحی مهندسی کامپیوتر خوانده و کارآفرین جواهرساز است. او میگوید: آدم اگر هدفش را در زندگی پیدا کند و برای آن، همت داشته باشد دست به هر کاری بزند، به قول معروف طلا میشود.
آزمایشگاه بوعلیسینا در کوچه سجادی یک، سال ۱۳۴۸ به دستور مدیرکل آموزشوپرورش آن زمان و بههمت مرحوم مصطفی فراشباشی، مرحوم جعفر مهرزاد و قاسم حسینی تاسیس شد.
سبحان ایراندوست، ارتشی محکوم به اعدامی است که در چندقدمی مرگ، خبر یک آزادی بزرگ، او را از اسارت چندساله ساواک نجات داد تا او ۲۱ بهمن ۵۷، را هیچوقت فراموش نکند.
عمر جلسه قرآنخوانی خانگی ۹۰ نفره بانوان محله امام خمینی(ره) به سه دهه میرسد و هر هفته چهارشنبهها خانهبهخانه در محله میچرخد. کمک به تهیه جهیزیه و یاری بیماران از دیگر برکات خیر این جلسات است.
«آوابوک» نرمافزاری بود که توانست تعدادی جوانِ خلاق و تحصیلکرده در شاخههای کامپیوتری را که دغدغه کار فرهنگی داشتند، در سال ۱۳۸۶ در خیابان دانشگاه دورهم جمع کند.
دیدن یک ویدئو، حسن مسئولیت زهرا حیدری به محیط زیست را بیدار کرد. در این ویدئو یکی از فعالان محیط زیست درباره آسیب زبالههایتر به طبیعت صحبت میکرد و درباره تفکیک این زبالهها توضیح میداد.
قاسم جباری یکی از راویان دفاع مقدس است که حدود سهسال از جوانیاش را در جبهه گذرانده معتقد است: زنان در خرمشهر خیلی تلاش کردند؛ بهطوریکه ۱۰ روز پادگان دژ خرمشهر توسط خانمها حراست میشد.
از برادرم پرسیدم چطور برای اذان صبح بیدار میشوی؟ جواب داد: آیه ۱۱۰ سوره کهف را میخوانم تا برای سحر، مناجات و اذان بیدار شوم، بزرگتر که شدم، خودم هم برای اینکه بهموقع بیدار شوم، این آیه را میخواندم.
حسین و عباس، پسران ۲۷ و ۲۵ ساله خانواده اسماعیلی بودند که ۱۳اردیبهشت سال۱۳۶۱ بههمراه شوهرخواهرشان عازم جبهه شدند. هفتروز، از آخرین دیدار آنان با خانوادهشان نگذشته بود که خبر شهادت هر سه را میآورند.
نام «سردادور» هنوز هم برای برخی آشناست. «سردادور» همان خیابان همجوار با پادگان ارتش است که پس از فتح تاریخی لشکر ۷۷ و شکستن حصر آبادان با نام «ثامنالائمه (ع)» نامگذاری شد.