محله امام خمینی (ره) که نامش را از اصلیترین خیابان آن گرفته است، پیش از انقلاب با نام خیابان عدل پهلوی شناخته میشد و بعد از انقلاب به امام خمینی (ره) تغییر نام داد.
محله
امام خمینی
در مطبوعات و کتابهای تاریخی از این بخش شهر به نام اراضی پادگان یاد شده است. ساختمانهای این پادگان را در دوره قاجار؛ روسها و انگلیسیها ساخته بودند و در زمان پهلوی با تشکیل ارتش، ساختمانهای جدید جایگزین آن شدند. اکنون پادگان لشکر ۷۷ در این محله قرار دارد. پیش از انقلاب این محله را به نام «پهلوی» میشناختند.
صدیقه دائمینژاداز رسوم نوروزی قدیم میگوید: رسم بود که روی آینه تخممرغ میگذاشتیم و میگفتند همراه با چرخش آنها سال هم تحویل میشود. غیر از اینها چند روز مانده به عید، «خلوک» با آرد درست میکردیم.
کوچه امامخمینی۵۷ فعلی پیش از تغییر نام، کوچه شماره۳۵ بود؛ کوچهای کمعرض و طولانی که خودروها برای فرار از ترافیک چراغ قرمز تقاطع خیابان ثامنالائمه (ع) و فیاضبخش به آن وارد میشوند و به همین دلیل بسیار پرتردد است.
مسجدالرضا (ع) در خیابان ملکالشعرای بهار تا قبلاز سال ۱۳۴۷، متعلقبه فردی معروف به «هوشنگ نقاش» بود. اهالی محله بارها به او پیشنهاد خرید خانه و مغازهاش را داده بودند، اما قبول نمیکرد.
محمدرضا حافظنیا متولد۱۳۳۴ بیرجند، لیسانس رشته جغرافیای طبیعی، در سال۵۶ میشود فرمانده یکی از دستههای تانک لشکر خراسان. روحیه انقلابی او، اما تاب حضور در این فضا و تحمل رنجهای مردم را ندارد.
سردار شهیدغلامرضا سمائی، از پیشکسوتان دفاع مقدس است که پنجم آبان ۱۳۹۵ در سوریه به درجه رفیع شهادت رسید.
خدیجه عرفاتی بانوی انقلابی از خاطرات انقلاب و دفاع مقدس میگوید: بهترین خاطره من در زندگی، جاریشدن خطبه عقدمان توسط امام راحل در مهرماه ۱۳۵۹ و در جماران است.
روایت کتابفروشی باستان و انتشارات قدیمی مشهد در کوچه سراب که پاتوق اهل ادب و نویسندگان صاحبنامی، چون مهدی اخوان ثالث، دکتر علی شریعتی، دکتر غلامحسین یوسفی و دیگران بوده است.
سیدمحمدجواد هاشمی، یکی از قاریان نوجوان محله امام خمینی است که به تشویق خانوادهاش از کودکی به سمت امور قرآنی بهویژه تلاوت کلام وحی رفته و استعدادهای خود را در این زمینه شکوفا کرده است.
«مهری زارع» نوجوانی بود که در دوازدهسالگی، کلمه «شهید» را به نام خانوادگیاش الصاق کرد، او ۹ دی ۵۷ در راهپیماییهای مشهد در راه نجات دوستش شهید شد.
تیم فوتسال یاران خراسانی منتسب به شهیدان نجفی، یکی از تیمهای موفق منطقه ۸ مشهد است که ۱۵ سال میشود فعالیتش را از مسجدالرضا (ع) چهارراه لشکر آغاز کرده است.
سالهای۱۳۶۳ و ۱۳۶۵ خاطرات تلخی را در ذهن خانواده رفیعزاده حک کرده است؛ خاطراتی که با گذشت ۳۰ سال هنوز هم اشک را بر گونههای خواهر شهید جاری میکند.
مهدیه علمدار از نهسالگی ضربهزدن به توپ سنگین بسکتبال را شروع کرد، اما بعد از حدود یکسال تصمیم گرفت رشتهاش را تغییر دهد و به ورزش انفرادی کونگفو روی آورد.
کودکان مسجد ارشادالرضا (ع) در ماه رمضان بهجای جزءخوانی، کلاسهای آموزشی قرآن برگزار میکند و به مرکز تخصصی برای آموزش صوت و لحن تبدیل شده است.
استارتآپ «شتاب دهنده انسان» به نوجوانان کمک میکند با انجامدادن تستهای آنلاین در زمینهای که استعداد دارند، مشغول به تحصیل یا کار شوند.
هیئت متوسلین به امامرضا (ع)» عصر روز شهادت امامرضا (ع)، مراسم نمادین تشییع پیکر حضرت را برگزار میکنند. این مراسم از امامخمینی ۹۳ آغاز شده و به سمت حرم، ختم میشود.
رهبر انقلاب اگر به خانه شهیدی پا بگذارد، اهالی فقط سکوت میکنند تا فیض این حضور و دیدار از دستشان نرود. اتفاقی که برای خانواده شهید محمد شاهنگی در چند سال گذشته رخ داد.
فاطمه رودمعجنی مادر شهیدحسن شجیعی تعریف میکند: چطور میخواستم رضایت بدهم او با سن کم، زیر گلوله و آتش باشد! او، اما به باوری رسیده بود که خیلی از ما در سن و سال زیاد هم نمیتوانیم آن را درک کنیم.
«علیاکبر مقیمی» بخشی از تاریخ گذشته است، با خاطره جنگها، مهاجرتها، رفتنها، آمدنها، اعتصابها، پیروزیها؛ پیرمردی که باوجود سنوسالش، حافظه نسبتا خوبی دارد.
میرزا حمید قربانپور میگوید: کار من اسم خاصی ندارد؛ تنها یک تلاش دلی است که خودم شروع کردهام؛ تلفیقی از کار تذهیب، گل و مرغ، کاشیکاری و دیگر هنرهای سنتی؛ کتابهای قدیمی را ورق میزنم.