محله امام خمینی - صفحه 7

محله

امام خمینی

محله امام‌خمینی(ره)

در مطبوعات و کتاب­‌های تاریخی از این بخش شهر به نام اراضی پادگان یاد شده است. ساختمان‌های این پادگان را در دوره قاجار؛ روس‌ها و انگلیسی‌ها ساخته بودند و در زمان پهلوی با تشکیل ارتش، ساختمان‌­های جدید جایگزین آن شدند. اکنون پادگان لشکر ۷۷ در این محله قرار دارد. پیش از انقلاب این محله را به نام «پهلوی» می‌شناختند.

محله امام خمینی
پایگاه انتقال خون امام‌رضا (ع) حدود ۲۵ سال قبل احداث و به‌عنوان یکی از یازده پایگاه استان فعالیت خود را بر‌اساس نیاز‌های همان زمان آغاز کرد. این پایگاه اکنون از مجهزترین پایگاه اهدای خون شهر است.
سعید استاد یکی از جوانان موفق و فعال مسجد ارشادالرضا ۱۱‌سال در مقام مربیگری فوتبال، نوجوانان و جوانان علاقه‌مند به فوتبال زیادی را پرورش داده است.
«مهدی رضوانی خراسانی» یک عشق رادیو و گرام واقعی است. ارتشی بازنشسته‌ای که برای جمع‌کردن مجموعه قدیمی‌اش ده‌ها میلیون تومان خرج کرده است.
در کوچه سجادی مغازه‌ای برای خودم دست و پا کردم و بنا به اقتضای محیط، نوشت‌افزار و ماشین‌آلات اداری برای فروش آوردم.
درحالی‌که بیشتر مردم، کوچه را با نام حوض‌مونس می‌شناسند، بر تابلوی نصب‌شده ازسوی شهرداری، دو عبارت «آخوندخراسانی ۵» و «شهید محمد رواقی» ثبت شده است.
مطهره صدقی می‌گوید: دوست دارم روزی بتوانم در حرم رضوی مجری شوم و برنامه اجرا کنم. این جشنواره فرصت خوبی بود تا خودم را محک بزنم.
بنای ارتش که از سال ۱۳۰۰ در این مکان که خارج از شهر مشهد محسوب می‌شد برپا شده بود، این روز‌ها خالی شده است. برخی از قسمت‌های ورودی پادگان لشکر ۷۷ جایش را به خیابان‌های تازه‌تأسیس داده است.
علی حیدری، پاکبان باهمت منطقه ۸ از دوران کودکی‌اش و نحوه یادگیری کشتی می‌گوید: ساعت‌ها از پشت شیشه کلاس به تمرین بچه‌ها نگاه می‌کردم. می‌دیدم که استاد چگونه آن‌ها را تمرین می‌دهد. در خانه همان‌ها را تمرین می‌کردم.
حدود ساعت 3بعدازظهر مردم درحالی‌که شعار می‌دادند، در حرم مطهر جمع شدند. جمعیت هر لحظه زیادتر می‌شد و حلقه‌وار دور سقاخانه می‌چرخیدند و پا به زمین می‌کوبیدند. در یک لحظه، چماق‌داران رژیم از بست شیخ‌طبرسی وارد حرم رضوی شدند. ابتدا تیر هوایی زدند، سپس رو به مردم تیراندازی و گاز اشک‌آور پرتاب کردند. جمعیت به‌سمت درهای خروجی هجوم بردند.
همراه همسرم به سردخانه رفتم. پیکر چند شهید را دیدم. خواستم سمت آن‌ها بروم که گفتند پسر شما سمت دیگر است. پارچه روی صورتش را کنار زدم. مو‌های بورش آب و شانه شده بود. بغلش کردم و بوسیدمش. انگار خواب بود. هیچ رد خونی روی لباسش نبود؛ فقط از کنار بینی یک قطره خون جاری شده بود. همان‌طور‌که گریه و شیون می‌کردم، دامادم آمد و نگذاشت بیشتر بمانم.
جایی در حوالی خیابان بهار می‌توان مغازه‌ای پانزده‌متری را دید که به طور ویژه در آن کرسی می‌سازند. بیرون مغازه یک کرسی خیلی قدیمی گذاشته‌اند که خودشان آن را شناسنامه مغازه‌شان می‌دانند. کرسی از چوب گردوست و از روستایی از اطراف دامغان به نام«تویه‌دروار»آمده است که اصالت صاحب مغازه به آنجا برمی‌گردد.
نرگس شجاعی بیش از چهل‌سال است در محله امام‌خمینی(ره) زندگی می‌کند و در این سال‌ها برخی از همسایه‌ها او را به‌عنوان فردی دوستدار حیوانات می‌شناسند و بعضی هم خانه او را نقاهتگاه حیوانات معرفی می‌کنند؛ به‌همین‌دلیل هر‌وقت گربه یا پرنده‌ای زخمی پیدا می‌کنند، برای درمان و نگهداری به آنجا می‌برند.
محمدتقی بهار مقالاتی در روزنامه «توس» می نوشت با امضای «م. بهار» که آن ها هم تأثیری زیاد بر افکار عمومی مردم خراسان داشت. «م. بهار» برای مردم مجهول بود تا روزی که ملک الشعرا دوباره رخ نمود و شد «محمدتقی ملک الشعرا بهار». آوازه آزادی خواهی و شعرهایش تا تهران و رشت و تبریز هم رسیده بود.
نصرت طالبی 61سال دارد و سال‌هاست که در زمینه فنی مشغول به کار است. وارد مغازه‌ کوچک و جمع‌‌وجورش که دور میدان امام خمینی (ره)است، می‌شویم. لباس کار به تن دارد و سخت مشغول کار است. روی دیوار سمت راست قفسه‌ای ساخته و کتاب‌هایش را چیده و در سمت چپ مغازه، تقدیرنامه‌ها و مدارک ثبت اختراعاتش خودنمایی می‌کند. او دستش پر است و در این سال‌ها در کنار کار اصلی‌اش، نوشتن کتاب و شعر را هم شروع کرده است.
هم زمان با ساخت خیابان فلکه در اطراف حرم در سال ۱۳۰۷ خورشیدی، احداث خیابان دیگری هم در میانه بالاخیابان کلید می خورد. خیابانی که برخلاف دیگر خیابان ها، متولی ساخت آن آستان قدس رضوی است. ساخت این خیابان در اراضی باغ تولیت (چهارراه شهدای فعلی) شروع می شود تا این محدوده را به چهارباغ، گنبدسبز و اراضی جنوبی مشهد متصل کند.
بنای این کتابخانه به‌واسطه تأثیر معماری اسلامی و مدرن متفاوت است. فعالیت این کتابخانه فقط به کتاب‌خوانی محدود نمی‌شود، برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی همچنین برنامه‌های مشترک فراوانی با همکاری بنیاد شهید، بنیاد بین‌المللی امام رضا(ع)، نهاد رهبری، دفتر تبلیغات اسلامی و شهرداری مشهد در حوزه‌های فرهنگی و آسیب‌های اجتماعی تاکنون در آن اجرا شده است. این کتابخانه بیش از 16هزار جلد کتاب دارد و بیش از دو هزار عضو و حدود 400‌عضو فعال دارد.
همیشه شنیده بودیم پیکر شهدا از مسجد بناها(خیابان خسروی)، ساختمان جهاد کشاورزی(خیابان جهاد)، معراج شهدا و سپاه ناحیه مقاومت مشهد (انتهای نخریسی) تشییع شده‌اند، اما تا به حال نشنیده بودم که اتاق بازرگانی هم در برهه‌ای محل تشییع شهدا بوده است.این‌بار سوژه رنگ‌وبوی دیگری دارد. به‌طور حتم بسیاری از هم‌سن‌وسال‌های من و حتی بزرگ‌ترها هنگامی که به اتاق بازرگانی نگاه می‌کنند، به خاطر نمی‌آورند که در روزگاری نه‌چندان دور این مکان، محل استقرار نظامیان بوده و شهدایی مانند شهید چراغچی، شهید کاوه و شهید برونسی از این مکان تشییع شده‌اند.
علاقه مادر به ورزش به دخترانش هم منتقل شده است. دخترانی که از پنج‌‌سالگی با رشته ژیمناستیک شروع کردند و اکنون ورزش جزو جدایی‌ناپذیر زندگی آن‌ها شده است. پریسا و پرنیا نورمحمدی دو خواهر 15 و 9ساله ساکن محله امام خمینی(ره) با تلاش و علاقه خود مدال طلای مسابقات استانی کونگ‌فو را کسب کرده‌اند و هر دو برای آینده‌شان اهداف مشخصی دارند.
دوازده‌ساله بود که بینایی‌اش به‌حدی کم شد که برای ادامه تحصیل به مدرسه نابینایان رفت. از اتفاقی که برایش افتاده بود ناراحت بود ولی خودش را نباخت و تمام تلاشش را کرد تا با شرایط جدید وفق پیدا کند. محبوبه رضایی متولد 1358 دانش‌آموخته رشته کارشناسی مطالعات خانواده، بانوی روشن‌دل محله امام خمینی(ره) است. او علاوه بر اینکه شعر می‌سراید، در تلاش است تا استعدادش را در رشته گویندگی رشد دهد.
منوچهر اسپهبدی، مدیرکل بازنشسته وزارت پست، تلگراف و تلفن که همان‌ سال‌ها به همراه چند نفربرای گذراندن دوره‌های تخصصی به انگلستان اعزام می‌شود، از نامه‌نویس‌های قدیم می‌گوید: هر کدام از این نامه‌نویس‌ها به‌عنوان سرقفلی مکانی برای خودشان داشته‌اند که گاهی از پدر به پسر ارث می‌رسیده است. این حال و هوا تا سال 1338به چشم می‌خورد، درست زمانی که ساختمان جدید پشت ساختمان قدیمی ساخته شده و پس از تکمیل آن، بنای قدیمی به طور کامل تخریب می‌شود.