حسین امانی میگوید: نباید بهخاطر مشکلات، کاری را که به آن علاقه داریم، کنار بگذاریم. سهماه بعداز آخرین جراحی، دوباره تمرینهایم را شروع کردم و بهمن۷۸ به اردوی تیم ملی دعوت شدم.
محله
امام خمینی
در مطبوعات و کتابهای تاریخی از این بخش شهر به نام اراضی پادگان یاد شده است. ساختمانهای این پادگان را در دوره قاجار؛ روسها و انگلیسیها ساخته بودند و در زمان پهلوی با تشکیل ارتش، ساختمانهای جدید جایگزین آن شدند. اکنون پادگان لشکر ۷۷ در این محله قرار دارد. پیش از انقلاب این محله را به نام «پهلوی» میشناختند.
مهدی لوحی مهندسی کامپیوتر خوانده و کارآفرین جواهرساز است. او میگوید: آدم اگر هدفش را در زندگی پیدا کند و برای آن، همت داشته باشد دست به هر کاری بزند، به قول معروف طلا میشود.
آزمایشگاه بوعلیسینا در کوچه سجادی یک، سال ۱۳۴۸ به دستور مدیرکل آموزشوپرورش آن زمان و بههمت مرحوم مصطفی فراشباشی، مرحوم جعفر مهرزاد و قاسم حسینی تاسیس شد.
سبحان ایراندوست، ارتشی محکوم به اعدامی است که در چندقدمی مرگ، خبر یک آزادی بزرگ، او را از اسارت چندساله ساواک نجات داد تا او ۲۱ بهمن ۵۷، را هیچوقت فراموش نکند.
عمر جلسه قرآنخوانی خانگی ۹۰ نفره بانوان محله امام خمینی(ره) به سه دهه میرسد و هر هفته چهارشنبهها خانهبهخانه در محله میچرخد. کمک به تهیه جهیزیه و یاری بیماران از دیگر برکات خیر این جلسات است.
«آوابوک» نرمافزاری بود که توانست تعدادی جوانِ خلاق و تحصیلکرده در شاخههای کامپیوتری را که دغدغه کار فرهنگی داشتند، در سال ۱۳۸۶ در خیابان دانشگاه دورهم جمع کند.
دیدن یک ویدئو، حسن مسئولیت زهرا حیدری به محیط زیست را بیدار کرد. در این ویدئو یکی از فعالان محیط زیست درباره آسیب زبالههایتر به طبیعت صحبت میکرد و درباره تفکیک این زبالهها توضیح میداد.
قاسم جباری یکی از راویان دفاع مقدس است که حدود سهسال از جوانیاش را در جبهه گذرانده معتقد است: زنان در خرمشهر خیلی تلاش کردند؛ بهطوریکه ۱۰ روز پادگان دژ خرمشهر توسط خانمها حراست میشد.
از برادرم پرسیدم چطور برای اذان صبح بیدار میشوی؟ جواب داد: آیه ۱۱۰ سوره کهف را میخوانم تا برای سحر، مناجات و اذان بیدار شوم، بزرگتر که شدم، خودم هم برای اینکه بهموقع بیدار شوم، این آیه را میخواندم.
حسین و عباس، پسران ۲۷ و ۲۵ ساله خانواده اسماعیلی بودند که ۱۳اردیبهشت سال۱۳۶۱ بههمراه شوهرخواهرشان عازم جبهه شدند. هفتروز، از آخرین دیدار آنان با خانوادهشان نگذشته بود که خبر شهادت هر سه را میآورند.
نام «سردادور» هنوز هم برای برخی آشناست. «سردادور» همان خیابان همجوار با پادگان ارتش است که پس از فتح تاریخی لشکر ۷۷ و شکستن حصر آبادان با نام «ثامنالائمه (ع)» نامگذاری شد.
سیدجعفر شمسیان، صاحب بقالی کوچک و مختصری در خیابان امام خمینی است؛ یک ارتشی تحصیلکرده است که حضور در بقالی عادت روزانه اش شده است.
در سنگفرشهای کوچه بلند و باریک مشهد راه میرویم که نامهای مختلف دارد؛ از ملکالشعرای۲۳ گرفته که در ابتدای آن تابلو نصب شده تا کوچه «پله»، «عشاق» و «متین» که نامگذاری خود اهالی است.
تکتک دستهها با قدمهای کوتاه جلوی جایگاه میآیند و هرچه به فرماندهان نزدیک میشوند، قدمها را بلندتر و محکمتر برمیدارند؛ بهطوریکه میتوان گردوغبار را زیر پایشان بهوضوح مشاهده کرد.
محمدرضا پیکان جوان بااستعداد فوتسالیست ساکن سراب که تا دوره نوجوانی به دنبال فوتبال و بازی در زمین چمن بود پس از مدتی بازی، خودش را در سالن ورزشی و بازیهای فوتسال میبیند.
جواد شیداییفر راننده تاکسی مشهدی برای استقبال از زائران و مجاوران در آستانه بهار با چسباندن گل بر روی تاکسی نوشته است: «هر شهروند مشهدی یک نماد مهربانی» و «استقبال از بهار با دلهای مهربان».
مهندس سارا کیخا که چندین سال سابقه فعالیت در معاونت شهرداری و معماری شهرداری مشهد را دارد از خانمهای دست به آچار است که حتی کارهای فنی خانه را هم انجام میدهد.
اینجا یکی از باشگاههای ورزشی محله امامخمینی (ره) است که ۱۴ نفر از دختران آن، مهرماه امسال در مسابقات کشوری کونگفو افتخار آفریدند و به مسابقات انتخابی تیم ملی راه یافتند.
حوریه اهرابی، مادر شهید رحیم علیاکبری میگوید: ۱۵ سال انتظار سخت است. بعد از عملیات کربلای ۴ هربار که تماس میگرفتم یک جواب درست و حسابی به من نمیدادند. یکبار میگفتند اینجا نیست، دفعه بعد میگفتند تازه رفته بیاید.
شیما حاتمی دختر کارآفرین محله امام خمینی که لیسانس عمران دارد تا سال ۱۳۹۱ در شرکتی مرتبط با رشته تحصیلیاش مشغول به کار بود. اما حالا با ورود به دنیای شمعسازی توانسته کارآفرینی کند.