محله امام خمینی - صفحه 2

محله

امام خمینی

محله امام‌خمینی(ره)

در مطبوعات و کتاب­‌های تاریخی از این بخش شهر به نام اراضی پادگان یاد شده است. ساختمان‌های این پادگان را در دوره قاجار؛ روس‌ها و انگلیسی‌ها ساخته بودند و در زمان پهلوی با تشکیل ارتش، ساختمان‌­های جدید جایگزین آن شدند. اکنون پادگان لشکر ۷۷ در این محله قرار دارد. پیش از انقلاب این محله را به نام «پهلوی» می‌شناختند.

محله امام خمینی
محمدامین حافظ دو جزء‌و‌نیم قرآن و دارنده مقام اول مسابقات حفظ «یک جزء» ارتش شمال شرق است. او هرگاه می‌دید مادر و خواهرش مشغول تلاوت قرآن هستند، مشغول تماشا می‌شد و همین موجب شد به حفظ آیات الهی علاقه‌مند شود.
سیدمیلاد ابوذریان، به واسطه فعالیت‌های مختلفش در حوزه‌های شهری، فرهنگی، هنری، ورزشی و... عنوان شهروند نمونه را از شهرداری منطقه‌مان دریافت کرده است.
سید‌جلال امینی تازه هجده‌سالش تمام شده بود که ناگهان با تلخی زندان بعثی‌ها روبه‌رو شد. ۱۹۹۰‌روز اسارت. این تنها یک عدد ساده برای آقا سیدجلال نیست؛ هر لحظه از آن روز‌ها برای او با درد، دلتنگی و امید گره خورد!
همه ماجرای ساخت مسجد، از یک جلسه قرآن شروع شد. حاج‌آقا حاجیان بیشترین سرمایه را برای ساخت مسجد گذاشت. او نه‌تنها هزینه خرید مصالح و دستمزد کارگر را می‌داد، بلکه خودش پا‌به‌پای کارگر کار می‌کرد.
قدمت خیابان ثامن‌الائمه‌۱۸ به بیش‌از صد‌سال پیش برمی‌گردد. کارکنان ارتش اولین ساکنان این محله قدیمی هستند. پیش‌از انقلاب اسلامی، این معبر به «شاپورکهنه» شهرت داشت.
خانواده هشت نفره ابراهیمی در محله امام‌خمینی(ره) علاوه‌بر پرورش حافظان قرآن در خانه، جلسات حفظ را به مسجد محله هم برده و بانی برگزاری کلاس‌های قرآنی شده‌اند.
آقا‌علی‌اکبر می‌گوید: اصلا کسی از زیر کار بلیت‌خریدن در نمی‌رفت. در شهرک رضوی بلیت می‌فروختم و زمانی‌که برای نماز می‌رفتم، مردم بلیت را از پشت نرده دکه برمی‌داشتند و پولش را می‌گذاشتند.
ابوالفضل راست‌نژاد می‌گوید: در نظر عامه، میان‌دار وقت سینه‌زنی با تکرار جملات خاصی به مراسم شور می‌دهد و نظم مراسم را هم بر‌عهده دارد. اما درواقع، میان‌دار نفر دوم هیئت است.
مغازه اعظم‌خانم فقط یک خرازی نیست و دل‌خوشی اهالی محله است. آنها می‌دانند وقتی درگیر مشکلی می‌شوند، شاید کمک مالی زیادی در کار نباشد، اما همفکری، راه‌حل یا حتی فقط شنیده‌شدن، چیزهایی است که همیشه در این مغازه پیدا می‌شود.
محمدرضا ریاحی‌نژاد تعریف می‌کند: گرمابه صحرا که حالا مخروبه شده است، روزی محل استحمام اهالی بود. نزدیک عید نوروز باید زودتر نوبت می‌گرفتیم تا بتوانیم از خدمات دلاک استفاده کنیم.
طیبه سرایی درباره روز اول دبیرستان تعریف می‌کند: با مانتو و شلوار نو به سمت دوستم رفتم تا خوش‌و‌بش کنیم. آن‌قدر ذوق داشتم که اصلا حواسم به اطراف نبود. ناگهان احساس کردم چیزی مرا نگه داشت!
آقای سهیلی از شلوغی خیابان ارگ در بحبوحه انقلاب تعریف می‌کند: باید جمعیت را کنترل می‌کردم؛ فریاد زدم «من به دستور آیت‌الله شیرازی این افراد را باید تحویل دهم و اجازه نمی‌دهم مویی از سرشان کم شود.
اعظم صالحی، می‌گوید: همسایه باید هوای همسایه‌اش را داشته باشد. همان‌طور‌که پیامبر می‌فرماید ایمان ندارد آن کسی‌که شب با شکم سیر بخوابد و همسایه مسلمانش گرسنه باشد.
«مسجد صنعتگران» ابتدای خیابان ملک‌الشعرای بهارء چندان بزرگ نیست، اما مهم‌ترین دلیل شاخته‌شدن آن، مردمی‌بودنش است. این مسجد که درِ آن همیشه باز است، سعی دارد در غم و شادی همراه زندگی مردم باشد.
محمدرضا ریاحی‌نژاد می‌گوید: متاسفانه پارچه‌های ایرانی جدید مانند پارچه‌های قدیم مرغوبیت و مقاومت لازم را ندارند. این کار باعث استقبال‌نشدن از جنس ایرانی و اقبال مردم به جنس خارجی شده است.
حوادث پی‌درپی مشهد سبب شده است این شهر در طول تاریخ، تبدیل به یک خاستگاه منحصر‌به‌فرد فکری در کشور شود. در جریان مبارزات انقلاب، منطقه ما نیز یکی از نقاط پر حادثه در ایام انقلاب است.
علی‌اصغر خاکساری که متولد سال ۱۳۴۲ قائن است و ساکن محله امام خمینی(ره) است. او عضو کانون قلم‌زنان برتر دنیا در آمریکا نیز است و ۲۰ اثر قلم‌زنی او در نمایشگاه دائمی این مرکز نگهداری می‌شود.
عده‌ای دلسوز دور هم جمع شده‌اند و موسسه‌ای را برای فراموش‌نشدن آزادگان تاسیس کرده‌اند؛ موسسه فرهنگی پیام آزادگان معروف به «خانه آزادگان» در امام خمینی ۴۰، خانه‌ای معمولی بدون تابلو و نشانی است.
خیابان آخوند خراسانی ۳۱ که رازی نام دارد، حدود سی‌سال پیش به‌دلیل وجود مجموعه ورزشی مهران به همین نام شهرت داشت. بیمارستان و زایشگاه سینا اولین بیمارستان خصوصی استان خراسان است که سال‌۱۳۴۷ در این خیابان تأسیس شد.