سنگ مزارهای قاجاری حرم رضوی
پیش از این، در مطلبی با عنوان «همنشینی نقش گل و مرغ با آیات قرآنی»، از سنگمزارهایی گفتیم که متعلق به پیش از دوره قاجار بوده و اکنون در موزه آستان قدس رضوی نگهداری میشوند. اینبار و در ادامه گزارش پیشین به سراغ نمونههایی رفتیم که به دورههای پس از روی کار آمدن قاجارها تعلق دارند. این سنگمزارها نیز از نظر تعداد و تنوع درخور توجهاند و صاحبانشان از شاهزادگان و رجال سیاسی و نظامی تا عالمان دینی، چهرههای فرهنگی، تاجران و مردم عادی را دربرمیگیرند.
در میان شخصیتهای سیاسی دوره قاجار که در حرم امام رضا (ع) مدفون بودهاند و سنگمزارشان باقی مانده است، نامهایی، چون عباسمیرزا نایبالسلطنه فرزند فتحعلیشاه، سلطان حسینمیرزا جلالالدوله فرزند ناصرالدینشاه، میرزا سعیدخان مؤتمنالملک انصاری متولیباشی آستان قدس و وزیر امور خارجه ناصرالدینشاه، پرویزمیرزا نیرالدوله فرزند فتحعلیشاه، عفتالسلطنه همسر ناصرالدینشاه و سلطان مسعودمیرزا ظلالسلطان فرزند ناصرالدینشاه، به چشم میخورد.
محمدتقیمیرزا رکنالدوله، برادر ناصرالدینشاه، نیز از دیگر شخصیتهای این دوره است که نامش در میان مدفونان حرم دیده میشود. البته این مجموعه تنها به رجال سیاسی محدود نیست؛ میرزا محمدیوسف مجتهد طباطبایی، از چهرههای مذهبی و سیدجلالالدین مؤیدالاسلام کاشانی، مدیر روزنامه «حبلالمتین»، از شخصیتهای فرهنگی و مطبوعاتیاند که سنگمزارشان در موزه آستان قدس رضوی نگهداری میشود.
از دوره پهلوی نیز سنگمزار افرادی، چون میرزا عبدالحسین مؤیدآزاد رئیس تفتیش آستان قدس در اواخر دوره قاجار و اوایل پهلوی، باصرالسلطنه راد رئیس دفتر آستان قدس، دکتر حسن فاضل، حاجیهبانو اقدس حکمت از پزشکان معروف شیراز و حاجسیدمحمدباقر آیتاللهی از علمای شیراز، در این مجموعه وجود دارد. کنار هم قرار گرفتن این نامها، از تنوع اجتماعی و جایگاه متفاوت افرادی حکایت میکند که در دورههای مختلف در حرم رضوی به خاک سپرده شدهاند.
روایت خط آخر زندگی روی مرمر
سنگمزارهای شخصیتهایی که از آغاز دوره قاجار به بعد در حرم امام رضا (ع) دفن شدهاند، برخلاف بسیاری از نمونههای قدیمیتر، همگی فرم مسطح دارند. برای ساخت آنها معمولا از سنگ مرمر در طیفی از رنگ سبز تا سفید استفاده شده است و کیفیت و نوع سنگ، تا اندازهای به جایگاه اجتماعی صاحب مزار بستگی داشته است. البته در برخی نمونهها نیز سنگ خارا به کار رفته است. در کتیبههای این دوره همچنین نستعلیق، خط غالب است و گاهی در کنار آن از خط ثلث نیز استفاده شده است.
متنها نیز بیش از آنکه بر آیات، ادعیه و عبارتهای مذهبی تکیه داشته باشند، به معرفی متوفی، شرح زندگی، مقام و فعالیتهای او میپردازند. البته در برخی سنگها همچنان شعر یا عبارتهای دعایی دیده میشود؛ چنانکه در سنگ مزار میرزا سعیدخان، مناجاتی مفصل در کنار شرح خدمات او آمده است و در سنگ مزار مؤیدالاسلام، شعر بخش مهمی از کتیبه را تشکیل میدهد.
تزیینات نیز در این دوره همچنان جایگاه خود را حفظ کردهاند. طرحهای محرابی، پیچهای گلدانی، نقوش اسلیمی و هندسی، گلهای چندپر، ستونهای تزیینی و قابهای ترنجی از جمله نقشهایی هستند که روی سنگمزارها دیده میشوند.
با این حال، همه سنگها پرآرایه نیستند؛ سنگ مزار عباسمیرزا و سیدجلالالدین مؤیدالاسلام، برای مثال فاقد تزیینات تصویریاند و اهمیتشان بیشتر به متن کتیبه بازمیگردد. از دوره قاجار به بعد، رنگآمیزی برخی سنگمزارها نیز به چشم میخورد. در شیوه تاریخگذاری هم تغییر مهمی دیده میشود. تاریخ درگذشت افراد تا پایان دوره قاجار عموما با تقویم قمری ثبت شده است، اما در دوره پهلوی تاریخ شمسی هم رواج پیدا میکند. در بعضی نمونهها نیز هر دو تاریخ قمری و شمسی در کنار هم آمدهاند.
میثم جلالی در کتاب «آثار سنگی موزه آستان قدس رضوی»، نمونههای متعددی از این سنگمزارها را معرفی کرده است که در ادامه با برخی از این نمونهها آشنا میشویم.
نگاهی به ویژگیهای ۶ سنگمزار بهجامانده از دورههای قاجار و پهلوی
عباسمیرزا؛ نایبالسلطنه نامدار قاجار
سنگ مزار عباسمیرزا نایبالسلطنه، فرزند فتحعلیشاه قاجار، از نظر محتوای کتیبه با بسیاری از نمونههای دیگر این مجموعه تفاوت دارد. این سنگ مرمر در سال ۱۲۴۹ قمری ساخته شده و در دارالحفاظ حرم قرار داشته است. برخلاف سنگمزارهای پرنقشونگار، سطح آن فاقد تزیینات است و تمام توجه را به متن بلند و شرححالگونه خود جلب میکند.
نام محمدعلی اصفهانی نیز بهعنوان سازنده اثر ثبت شده است. کتیبه سنگ با عبارتی درباره جایگاه و منزلت عباسمیرزا آغاز میشود و سپس به شرح زندگی و اقدامات او میپردازد؛ از انتخابش به ولایتعهدی و نیابت سلطنت تا فعالیتهای نظامی و اصلاحاتش در آذربایجان. در متن، به تلاشهای او برای سامان دادن به امور سپاه و مملکت، توجه به صنایع توپ و تفنگ و اقداماتی در یزد، کرمان و خراسان اشاره شده است. همچنین فتح قلعه سرخس و آزاد کردن اسرای شیعه از دست ترکمانان، از رویدادهایی است که در این کتیبه ثبت شده است.
در پایان هم تاریخ یازدهم جمادیالثانی سال ۱۲۴۹ قمری بهعنوان زمان درگذشت عباسمیرزا آمده است. این سنگ را میتوان نمونهای از یادبودهایی دانست که بهجای تکیه بر آرایههای بصری، با ثبت شرحی نسبتا مفصل از زندگی صاحب مزار، تصویری از جایگاه و عملکرد او ارائه میکنند.
میرزا سعیدخان؛ وزیر خارجه در جوار امام رضا (ع)
سنگ مزار میرزا سعیدخان مؤتمنالملک انصاری، از نمونههای شاخص مرمرهای سبز این مجموعه است. او در دوره ناصرالدینشاه، هم وزارت امور خارجه را بر عهده داشت و هم متولیباشی آستان قدس رضوی بود. سنگ مزارش که در سال ۱۳۰۱ قمری ساخته شده، پیشتر در ایوان شمالی دارالسعاده نصب بوده و اکنون در موزه نگهداری میشود. حاشیه این سنگ را پیچهای گلدانی، نقوش اسلیمی و گلهای چندپر پوشاندهاند و کتیبه نستعلیق در سیزده سطر روی آن حک شده است.
سنگ مزار عفتالسلطنه، همسر ناصرالدینشاه قاجار از دیگر آثار دوره قاجار در موزه آستان قدس است
متن کتیبه هم با مناجاتی آغاز میشود که در آن صاحب مزار از خداوند جز رأفت و رحمت او و شفاعت پیامبر (ص) وسیلهای برای آمرزش نمیخواهد. پس از این بخش، نام و عنوان میرزا سعیدخان و شرحی از جایگاه و خدمات او آمده است. در پایان متن نیز تاریخ درگذشتش در جمادیالاول سال ۱۳۰۱ قمری ثبت شده است. ترکیب مناجات، معرفی شخصیت و آرایههای ظریف حاشیه، این سنگ را به نمونهای متفاوت در میان آثار این دوره تبدیل کرده است.
عفتالسلطنه؛ همسر شاه و مادر دو شاهزاده
سنگ مزار عفتالسلطنه، همسر ناصرالدینشاه قاجار و مادر سلطان حسینمیرزا جلالالدوله و ظلالسلطان، از دیگر آثار دوره قاجار در موزه آستان قدس رضوی است. این سنگ مرمر به سال ۱۳۰۹ قمری تعلق دارد و در مجموعه حرم امام رضا (ع) قرار داشته است. برخلاف سنگ مزار عباسمیرزا، این نمونه از تزیینات محرابیشکل برخوردار است؛ با این حال، کتیبه آن نسبتا کوتاه و متمرکز بر معرفی صاحب مزار است. در بالای سنگ، عبارت «والد حضرت اقدس والاظل السلطان» دیده میشود که به نسبت خانوادگی عفتالسلطنه با ظلالسلطان اشاره دارد. در متن اصلی نیز از او با عنوان
«مرحومه مغفوره علیه عالیه» یاد شده و نام همسرش، ناصرالدینشاه قاجار، و فرزندش جلالالدوله آمده است. تاریخ درگذشت عفتالسلطنه، دوشنبه هفتم محرمالحرام سال ۱۳۰۹ قمری، در پایان کتیبه ثبت شده است. این سنگ در کنار ثبت نام و تاریخ درگذشت، بخشی از پیوندهای خانوادگی دربار قاجار را نیز بازتاب داده است.
ظلالسلطان؛ شعری بر سنگی آسیبدیده
سلطان مسعودمیرزا ظلالسلطان، فرزند ناصرالدینشاه و از شناختهشدهترین شاهزادگان قاجار، در سال ۱۳۳۶ قمری درگذشته و سنگ مزار او از مرمر سفید ساخته شده که بخشهایی از آن آسیب دیده یا از میان رفته و پیشتر در دارالحفاظ حرم امام رضا (ع) قرار داشته است. در حاشیه سنگ، ستونهای تزیینی و قابهای ترنجی حک شدهاند. کتیبه نستعلیق آن را حاج محمدحسن رضوان، کتیبهنویس آستان قدس، نوشته و تذهیب کرده است. با وجود آسیبهای فراوان، بخشهایی از متن همچنان خواناست و در آن، نام و نسب ظلالسلطان و تاریخ درگذشتش دیده میشود.
دو بیت شعر باقیمانده از کتیبه، با اشاره به شب قدر و سفر به مشهد، تاریخ مرگ او را به حضور در جوار امام رضا (ع) پیوند میدهد: «تاریخ وفات من اگر میجویی / بر درگه شاه طوس مسعود شدم». در ادامه نیز آمده است که او در شب قدر ماه رمضان سال ۱۳۳۶ قمری (برابر با سال ۱۲۹۶خورشیدی)، درگذشته است. همین چند سطر باقیمانده، بخشی از نگاه شاعرانه به مرگ و دفن در جوار حرم را حفظ کردهاند.
جلالالدوله؛ مرثیهای برای شاهزاده جوان
سنگ مزار سلطان حسینمیرزا جلالالدوله، فرزند ناصرالدینشاه، به سال ۱۲۸۵ قمری تعلق دارد. این سنگ از مرمر سفید ساخته شده و در تزیینات آن طرح محرابی، پیچهای گلدانی، ستونهای تزیینی و ترنج به کار رفته است. بخش بزرگی از سنگ شکسته و از میان رفته و تنها قطعهای با طول باقیمانده ۶۹ سانتیمتر در دست است. کتیبه سنگ به خط نستعلیق و به قلم محمد موسوی نوشته شده که بخش مهمی از آن از بین رفته است.
با این حال، متن کامل کتیبه را اعتمادالسلطنه توانسته در کتاب «مطلعالشمس» ثبت کند. این نوشته، برخلاف کتیبههای کوتاه معرفی متوفی، مرثیهای بلند در سوگ شاهزادهای جوان است. در شعر از جلالالدوله با عنوانهایی، چون «سلیل ناصرالدینشاه» و «شاه سلطان حسین» یاد شده و به مرگ زودهنگام او اشاره شده است.
شاعر همچنین از اندوه مادر و اطرافیانش سخن میگوید و محل دفن او را رواق ابوالحسن معرفی میکند. در پایان کتیبه نیز نام محمد موسوی و تاریخ ۱۲۸۵ قمری آمده است. این سنگ، حتی با وجود آسیبدیدگی، از نمونههای قابل توجهی است که شعر و سوگواری را به بخش اصلی یادبود یک شخصیت قاجاری تبدیل کرده است.
مؤیدالاسلام؛ روزنامهنگاری که در حرم آرام گرفت
سنگ مزار سید جلالالدین مؤیدالاسلام کاشانی، مدیر روزنامه «حبلالمتین»، از نمونههای دوره پهلوی در این مجموعه است. او که روزنامهاش در کلکته منتشر میشد، سال ۱۳۰۹خورشیدی درگذشت و در ایوان عباسی حرم امام رضا (ع) به خاک سپرده شد.
سنگ مزار او از مرمر سفید ساخته شده است که برخلاف بسیاری از نمونههای قاجاری، تزیینات تصویری ندارد و اهمیت آن بیشتر به متن کتیبه بازمیگردد. نوشتهها در ۹ ردیف و با خطهای نستعلیق و ثلث حک شدهاند. در کتیبه، ابتدا از مؤیدالاسلام بهعنوان مدیر و صاحب روزنامه حبلالمتین یاد شده و سپس ابیاتی در سوگ او آمده است. شاعر، درگذشت او را به گسستن رشتهای از معارف و پیوندهای ملت و اسلام تشبیه میکند و با تکرار نام روزنامه، فقدان مدیر آن را یادآور میشود. تاریخ ۱۳۰۹ شمسی نیز در پایان متن ثبت شده است.
* این گزارش چهارشنبه ۱۳ آبانماه ۱۴۰۵ در شماره ۴۹۰۰ روزنامه شهرآرا صفحه تاریخ و هویت چاپ شده است.