سنگمزارهایی که در حرم امام رضا(ع) متعلق به پیش از دوره قاجار بوده و اکنون در موزه آستان قدس نگهداری میشوند، از نظر تعداد و تنوع درخور توجهاند و صاحبانشان از شاهزادگان و رجال سیاسی و نظامی تا عالمان دینی، چهرههای فرهنگی، تاجران و مردم عادی را دربرمیگیرند.
مشهدیها هنوز روزی را که ستونهای سنگی و سفید پل کابلی امام حسین(ع)، آسمان این حدود را شیار زد، به خاطر دارند؛ چراکه چهارده سال عمر زیادی نیست، اما پل کابلی تقاطع غیرهمسطح امام حسین (ع) در همین مدت کوتاه به یکی از المانهای مشهور و محبوب مشهد بدل شده است.
نذری نان و ماستش معروف است. قدیمترها از گوشهوکنار ایران که برای زیارت حرم حضرت رضا (ع) به مشهد سفر میکردند، تا نذری گنبد خشتی را نمیخوردند، به شهر خود بازنمیگشتند؛ سنتی چندصدساله که هنوز هم به سبک و سیاق قدیمیاش اجرا میشود.
درباره دلیل نامگذاری محله عیدگاه، نظرهای متفاوتی مطرح شده است. معروفترین نظر که در برخی منابع و تحقیقات آمده است، مربوط به حمله عبدالمؤمنخانِ ازبک در سال ۹۹۸ قمری و کشتار فجیع مردم مشهد است.
مرحوم آموزگار یک عمر در خدمت به فرهنگ و تربیت زحمت کشید و از ۳۵ سال قبل، مراحلی در تعلیم و تربیت و مدیریت دبستان رضوی و مدیریت روزنامه آفتاب شرق طی و وظیفهای را که در زندگانی بر عهده داشت، ادا نمود..
از همان زمان که اتومبیل به ساختار شهری مشهد اضافه شد، مردم نگران بودند که خطوخش به سر و شکل رخش رهوارشان بیفتد و آن را از قیافه بیندازد. در این میان، کودکانی زبل بودند که با اطلاع از همین نگرانی، پول درمیآوردند.
بطریهای شیر و کوزههای کوچک ماست از دامداری نوین تلگرد میآمدند. مهندس هاشم احمدزاده هروی میکوشید شیوهای نو در دامداری و تولید محصولات لبنی ارائه کند.
روزگار خراسان و مشهد، بعد از هجوم گسترده مغول، روزگاری پرمحنت بود. یکی از اسرای این حمله، زنی به نام «فاطمه»، مشهور به «فاطمه توسی» بود که بعدها به دربار خان مغول راه یافت و ندیم «تورکیناخاتون» همسر چنگیز شد.
خیابان خاکی یا آخوند خراسانی از جمله خیابانهای قدیمی مشهد به شمار میرود. این خیابان در سال ۱۳۲۶ به دستور محمدرضاشاه شکل گرفت. در وجه تسمیه این خیابان به «خاکی» دو نقل قول وجود دارد؛ یکی خاکیبودن این خیابان و دیگری وجود خانقاه درویشهای خاکساری.
روی یکی، آیهای از قرآن با خط کوفی و روی دیگری، شعری در سوگ زنی از صفوی حک شده است. اینها کتیبههای یادبود ساخت بناها یا ثبت یک واقعه نیستند؛ سنگمزارهایی هستند که از دورههای پیش از قاجار در حرم امام رضا(ع) بهجا ماندهاند.
بیماری هاری یک قرن پیش در مشهد، معنایی جز یک مرگ دردناک و حتمی نداشت؛ نه درمانی در شهر بود و نه دارویی. هر بار که حیوانی هار به کوچهباغهای مشهد میزد، برای گزیدگان چارهای نبود جز یک سفر طولانی به تهران.
دوران حکومت «مرتضیقلیخان پرناک» بر مشهد که از ابتدای سلطنت شاهاسماعیل دوم تا سالهای میانی عهد سلطانمحمد خدابنده دوام آورده، یکی از دورههایی است که در روزگار صفویه، مردم ایام سخت و پراندوه بسیاری را از سر گذراندند.
نخستین گام نظاممند در زمینه استانداردسازی اوزان و مقادیر در ایران، با کمکگرفتن از وزارت خارجه انگلیس در سال ۱۳۰۲ خورشیدی با طرح موضوع استقرار نظام متریک در مجلس شورای ملی برداشته میشود تا اینکه دو سال بعد، قانونی برای آن طرح میشود.
حدود یک قرن پیش، بلدیه با ساخت بنایی از ورود پسابهای آغشته به انواع بیماریها به شهر جلوگیری کرد و جان مردم بسیاری را نجات داد.
داستان قفل در ایران بسیار قدیمیتر از آن است که تصور میکنیم. قدیمیترین قفل کشفشده در ایران به چغازنبیل در خوزستان تعلق دارد و به قرن سیزدهم پیش از میلاد میرسد. با روی کار آمدن صفویان، قفلسازی وارد مرحله تازهای شد.
پس از مشروطه، نهتنها مدارس پسرانه در مشهد سامان گرفتند، بلکه یک مدرسه دخترانه نیز در مشهد دایر شد. به این ترتیب در سالهای پایانی دوره قاجار که در جریان آن، تعداد مدارس مشهد به عدد ۱۶ میرسد.
در ضلع غربی حرمرضوی و راسته بازار فرش که زمانی بخشی از بازار بزرگ شهر بود، در همسایگی مسجد تاریخی ۷۲ تن، بنایی چشمنوازی میکند که از شکوه روزهای دور حکایت دارد. این عمارت تاریخی همان حمام مهدیقلیبیک است که اکنون آن را به نام موزه مردمشناسی میشناسیم.
بعد از مکتبخانهها و مدارس حوزوی، نخستین قدم برای تأسیس مدرسه جدید در مشهد را میرزا حسن رشدیه برمیدارد. او در سال ۱۳۰۵ قمری، پس از آنکه افراد تندرو و متعصب تبریز برای چندمین بار مدرسه او را خراب میکنند، به مشهد میآید.
مجله تماشا در گزارشی از روز افتتاح نخستین فرستنده تلویزیونی نوشت: تلویزیون خراسان مرکز مشهد، چهارمین مرکز تلویزیون ایران است که آغاز به کار کرد. تلویزیون خراسان مرکز مشهد در زمینی به مساحت ۴۰ هزار مترمربع قرار گرفته و سطح زیربنای آن ۲۵۰۰ مترمربع است.
محسن جعفری معتقد است: در میان وقایع تاریخی ایران، کشتوکشتار فراوان است، اما هیچکدامشان همسنگ حمله سنگین چنگیزخان نیست. شدت آن حمله بهقدری بود که خیلی از شهرها از همان زمان به تاریخ پیوستند و انسانهای فراوانی جانشان را از دست دادند.