طبق اسناد تاریخی ، مردم آن دوره رغبتی برای فرستادن فرزندانشان به مدارس جدید نداشتند و بخش عمدهای از آنها ترجیح میدادند که فرزندان خود را به شیوه قدیم تحت تعلیم و تربیت قرار دهند یا اصلا قید چنین موضوعی را بزنند.
حدود ۴۶۶ سال پیش، وقتی یکنفر وارد شهر شد و فریاد زد دشت مشهد پر از طلاست و همه روستاییان برای جمعآوری آن هجوم آوردهاند، اهالی شهر حال عجیبی پیدا کردند. قصه تبدیل شدن مشهد به دشت طلا یک روایت مستند است.
بخشی از اصالت و هویت بارگاه منور رضوی را فرشهای به جا مانده از قرنهای گذشته نمایان میکند. مجموعهای چشمگیر از قالیهای پردهای در موزه آستانقدسرضوی به جای پهن شدن سرپا ماندهاند که روایتگر این سنت باستانیاند.
حاج علی اکبر بجستانی مقدم، تاجری است که بدلیل شمار وقفهایش از او بهعنوان بزرگترین واقف پس از انقلاب یاد میشود. او ۷۲ مدرسه در اطراف تهران وقف کرده که هرکدام به نامی از شهدای کربلا مزین شد.
۲۳ مهر۱۳۰۶ راهآهن ملی ایران احداث میشود و کار خودش را رسما آغاز میکند و پس از آن قرار بر این میشود خط آهن گرمسار-مشهد نخستین خطی باشد که احداث میشود؛ ازاینرو ۲۴اسفند۱۳۱۶ با تشریفات رسمی کار زیرسازی و ریلگذاری این خط آغاز میشود.
در این سرشماری معلوم شد مردم شهر حتی از داشتن آب که اولین مایع حیاتی است محروماند و مردان و زنان مستمند بر اثر عدم بهداشت و دردستنداشتن دارو و دکتر به وضع فلاکتباری به سر میبرند و نانی برای خوردن ندارند.
در میان رجال قاجار که بهعنوان حاکم یا متولیباشی به مشهد آمدند، میرزاجعفرخانحسینی، ملقب به مشیرالدوله و «مهندسباشی»، یکی از کوتاهترین دورههای مسئولیتی را دارد؛ با اینحال، خدماتش بسیار درخشان است.






