۱۲۶ سال قبل که چراغ الکتریکی برای ایرانیها پدیدهای ناشناخته بود، دستگاهی با انگیزههای مذهبی مظفرالدین شاه برای روشنکردن آستان مبارک حضرت رضا(ع) از سرزمینهای دوردست به مشهد رسید و با مشقت فراوان در نزدیکی حرم مستقر شد.
فعالیتهای حاجیمیرزامحمدباقر که باعث جلب نظر اولیای امر شده بود، نهایتا به اعطای لقب «کمالالتولیه» به او میانجامید.این اتفاق در دوره متولیگری میرزامحمودخان مدیرالدوله رقم میخورد.
سال ۱۳۱۵ خورشیدی یکسال خاص است، چون تولد رضاشاه با دهه اول محرم یکی میشود و شادی و سرور تولد شاه با غم و عزای حسینی همخوانی ندارد و شاه باید دست به یک انتخاب بزند و یکی از این دو را بر دیگری ارجح کند.
سوگواری در شهر مشهد ۱۲۰۰ سال قدمت دارد؛ اما رسوم آن در این سالها با تغییرات زیادی مواجه شد. تا پیش از آغاز دوره صفویه، اجتماعات مربوط به عزاداری بسیار محدود بود اما در دوره صفویه، برگزاری عزاداریها دچار تغییر اساسی شد.
مدرسه دخترانه قریشی در میانه کوچه آبمیرزا قرار داشت؛ ساختمانی قدیمی، دوطبقه و با هشت اتاق بزرگ که به نظر برای برپایی کلاس مناسب میآمد؛ هرچند درعمل شباهتی به یک مدرسه مدرن نداشت و بیشتر به یک منزل اعیانی شبیه بود تا دبستان.
شاید جالب باشد بدانید یکی از نخستین خبرهایی که روزنامه «وقایع اتفاقیه» در دوره ناصرالدینشاه قاجار منتشر کرده، درباره یکی از ظلمهایی است که دستهای زورگو در حق جمعی از شیعیان روا داشتهاند.
در میان صدها اثر سنگی بر جای مانده در حرم مطهر رضوی، گروهی از کتیبهها بیش از آنکه روایتگر تاریخ بناها و رویدادها باشند، بازتابدهنده باورها، دعاها و آموزههای دینیاند.
در دوره قاجاریه برگزاری مراسم جشنها و سوگواریهای مذهبی در قشون خراسان رایج بوده تا آنجاکه برای انجام نورافشانی و آتشبازی به مناسبت جشن میلاد امام حسین(ع) مقداری باروت طبق روال سالیان قبل در اختیار مسئولان آستان قدس رضوی قرار داده شده است.
مشهد یکی از نخستین شهرهای ایران است که خیابانهایش آسفالت شده است. اسناد میگویند قرارداد اولیه آسفالت با شرکتی که مقرر بوده این پروژه مهم را در مشهد آغاز کند، به انجام نمیرسد و مسئولان ناچار میشوند با شرکت جدیدی قرارداد ببندند.
خلیل عربلین بیش از ۴۰ سال است که به شکل حرفهای و کارشناسی به جمعآوری قوطی کبریت مشغول میباشد و کبریتهایی از دوره قاجار که زمان شروع کبریتسازی در ایران بوده و همچنین از دوران پهلوی در اختیار دارد
این گزارش، روایتی است از کندوکاو در مطبوعات قدیمی برای بازخوانی تاریخچه نخستین نمایشگاههای مشهد و ماجرای ساخت عمارت باشکوهی که در دل باغ ملی، به «خانه صنعت خراسان» بدل و نخستین محل دائمی نمایش کالاهای خراسانی شد.
پروژه مرمت بازار ثبتملیشده فرش مشهد سالها در انتظار تأیید طرح و اعتبار بود تا اینکه سرانجام در سال ۱۳۹۷ آغاز شد، اما باز هم اتمام آن هر سال به بهانهای به تعویق افتاد و بالاخره امسال همزمان با روز ملی فرش افتتاح شد.
کارشناسان، قدمت اغلب این کتیبههای سنگی را از دوره صفویه تا اواخر دوره پهلوی تخمین میزنند؛ با این حال، نمونههایی نیز وجود دارد که به دورههای افشاریه، زندیه و حتی سلجوقی و تیموری تعلق دارند.
خانواده «قوام شکوهی» را خیلی از مشهدیها میشناسند. آنها نسل اندر نسل، سر تیغ آفتاب و سینهکِش خورشید، ۱۰۶پله را بالا میرفتهاند تا از فراز سازهای منارهمانند، خبر طلوع و غروب خورشید و سر رسیدن و یا سرآمدن وقت نماز را بدهند.
کلیسای انجیلی از سالها پیش تعطیل شده بود و اهمیت آن در قدمتش بود که آن را بهعنوان یک اثر ملی در خاطره مردم مشهد ثبت کرده بود. ضمن اینکه بنای آن نیز از سال ۱۳۸۴ در فهرست آثار ملی قرار گرفته بود.
بسیاری از راویان تاریخ مقصر اصلی مرگ یزدگرد سوم را ماهویه سوری دانستهاند. برخی تاریخنویسان نوشتهاند که یکی از مسیحیان مرو، هنگامی که از کشتهشدن پادشاه و افتادن جسد او در رودخانه مطلع شد، با گروهی از همکیشان خود پیکر یزدگرد سوم را از آب گرفت و به خاک سپرد.
قراولخانه بیش از آنکه مانند نظمیه نهادی نوین باشد، ساختاری سنتی و برخاسته از تجربههای ایرانی داشت. مأموران فعال در قراولخانهها، معمولا گزمههای کارآزمودهای بودند که علاوه بر توان جسمی و مهارتهای نظامی میتوانستند از عهده تأمین امنیت شهری بهخوبی برآیند.
مشهد در زمینه سازماندهی خدماتِ حمایت از محرومان و فقیران جامعه، سابقهای بسیار روشن و تاریخی دارد. این سابقه تا حد زیادی مرهون وجود مضجع شریف امامرضا (ع) در این شهر است که البته باید آن را دلیل اصلی ایجاد مشهد نیز بدانیم.
۱۰ خرداد ماه ۱۲۸۶ خورشیدی، نمایندگان اولین دوره مجلس شورای ملی ایران «قانون بلدیه» را تصویب کردند و در ادامه، تصویب این قانونِ ۱۰۸ مادهای پایه تأسیس نهادی شد که اکنون شهرداری نام دارد.
دستمزد کحالان به عنوان چشمپزشکان سنتی مانند پزشکان نبود و آنها ناچار بودند به مبلغی بسیار کمتر از آنچه اطبا دریافت میکردند، رضایت دهند. در مقابل، کحالانی هم بودند که با استفاده از همان دانش محدود، درمانهای مؤثری برای بیماریهای چشمی ارائه میدادند.