تکواندو شبیه یک آرامبخش قوی است
در گذشتههایی که خیلی هم دور نیستند، هر وقت صحبت از قهرمانی و افتخار ورزشی بود. معمولاً سیمایی مردانه به ذهن میآمد. بالا رفتن از سکو قهرمانی، بیشتر به مردان تعلق داشت.
خیلیها برای ورود بانوان به ورزشهای رزمی و قدرتی تابلوی ورود ممنوع نصب کرده بودند و کسی حتی فکر تجربه کردن این رشتهها را نمیکرد؛ چه اینکه بخواهد بهعنوان یک رشته مورد علاقه، آن را دنبال و پیگیری کند.
اما هنجارشکنی به مرور زمان اتفاق افتاد و همه چیز را تغییر داد. باورها و اعتقادات و اعتمادبهنفس بانوانی که در رشتههای ورزشی، حرفی برای گفتن داشتند و دارند، نشان داد قهرمانی تنها در سیطره مردان نیست.
حضور آنها در رقابتهای ورزشی و کسب عناوین برتر این باور را شکسته که مردان قهرمانترند. حالا بانوان همردیف با قهرمانیهای مردانه افتخار میآفریند. فرقی نمیکند چه رشتهای و کجا. آنها ثابت کردهاند که میتوانند ورزشکار باشند و مهمتر از آن قهرمان.
قرارمان با زهرا شارعی در فرهنگسرای غدیر هماهنگ میشود. ورزشکار و مربی رشته تکواندو که حالا بیشتر در آموزش رشتههای رزمی فعال است و قهرمانهای جوان زیادی را به جامعه ورزشی تحویل داده است.
او در فرصتی که تا شروع کلاس دارد، وقتی برای گپوگفت میگذارد و میگوید: چند روز در هفته به عنوان مربی مشغول است. متولد ۱۳۶۰ است. کاردانی مدیریت بازرگانی دارد. زندگی متأهلی و همسر و فرزند هم نتوانسته است از علاقهاش در این مسیر کم کند.
هر وقت یکی از بچههای محله رتبهای را از آن خود میکند، شادی من چند برابر می شود
دینی که به محله دارم
از سال ۸۵ که وارد حیطه مربیگری شده تا امروز قهرمانان زیادی تحویل جامعه ورزشی داده است. میگوید: اخلاق به اندازه ورزش برایش اهمیت دارد. او در حال حاضر مربی تکواندو در فرهنگسرای غدیر و سالن ثامن است و بخشی از وقتش را هم در آموزش و پرورش میگذراند.
زهرا شارعی دارنده کمربند دان ۵ خیلی اتفاقی وارد این رشته شده است. میگوید: «دنبال یک رشته ورزشی بودم که بخشی از وقتم را پر کند. این ماجرا به سال ۱۳۷۷ بر میگردد. نوجوان بودم و پرانرژی.
میخواستم در یکی از رشتههای ورزشی ثبت نام کنم. با هر کسی در این باره مشورت میکردم؛ تا اینکه به پیشنهاد یکی از اقوام سراغ تکواندو رفتم و کم کم به این رشته علاقمند شدم و در آن ماندگار.
تکنیکهای خوبی که در این رشته وجود داشت، به همراه هیجان و نشاط بالا انگیزه و تلاشم را در این حوزه بیشتر میکرد. از شانسی که داشتم بعدها همسرم هم از ورزشکاران این رشته درآمد.
همراهی با او در ادامه راه مصممترم میکرد. اما چیزی که به مرور زمان به من لذت بیشتری میداد، تحرک و هیجانی بود که این رشته داشت.
بین صحبتهایش بارها اشاره میکند که ورزش بهجنسیت نیست و بهخصوص ورزش رزمی به دلیل تحرکی که دارد، جان میدهد برای خالی کردن انرژی و اصلاً هم ربطی به خانم یا آقا بودن ندارد. شاید برای خیلیها رفتن بانوان و خانمها سراغ این رشته عجیب و دور از ذهن باشد.
اما به نظر من، زن با همه ظرافتهایی که دارد میتواند با تکنیکهایی که میآموزد، خود را در برابر خطرات احتمالی که در اجتماع وجود دارد، آماده کند. این رشته دنیای تعریف نشدنی و وسیعی دارد.
میگوید: بعد از یک دوره رقابتهای استانی تصمیم گرفتم مربی شوم. همیشه آرزو داشتهام بتوانم دینی را که بر گردن دارم بهخوبی ادا کنم. دوست دارم بچههای محلهای را که در آن زندگی میکنم و میدانم استعداد زیادی هم دارند برای حضور در مسابقات و سربلندی منطقه و شهرم آموزش دهم و به همین خاطر از سال ۸۵ مربیگری را انتخاب کردم.
به خاطر همین موضوع بعد از ازدواج هم محله زندگیام را تغییر ندادم و هر وقت یکی از بچههای محله رتبهای را از آن خود میکند، شادی من چند برابر می شود.

شبیه یک آرامبخش قوی است
اعتقاد دارد که ورزشهای رزمی روح و باطن آدم را قوی و محکم میکند. این را بارها تکرار میکند و میگوید: «به قوت میتوانم بگویم در برابر مشکلاتی که همه ما در زندگی با آنها دست به گریبان هستیم، شبیه یک آرامبخش نیرومند و قوی است. بههمین خاطر همیشه برای حضور بچهها در صحنههای ورزشی سماجت به خرج می دهم».
می گوید: کمتر در زندگی استرس داشتهام؛ حتی در شرایط سختی که بعد از یک دوره نهماهه بارداری فرزندم را از دست دادم، با تکیه بر همین ورزش بود که خیلی زود خودم را پیدا کردم. علاوه بر این در ورزشهای رزمی، بدنسازی حرف اول را میزند. اگر بدنسازی را خوب انجام بدهی، در اجرای تکنیکها موفق هستی.
مزه شیرین پیروزی در رقابتها
تا به حال سفرهای تیمی زیادی رفته است. از همراهی تیم خردسال و نونهال گرفته تا نوجوان و جوان. شاید یکی از چیزهایی که مزه شیرینی به زندگی ورزشیاش داده، کسب رتبههای مختلف توسط تیمهای تحت رهبریش بوده است. مثل عنوان پنجمی که تیم خردسالان در سال گذشته به دست آورده است.
شاید بهزعم خیلیها مقام چشمگیری نباشد؛ اما با وجود تیمهای نیرومندی که از شهرهای مختلف حضور داشتند، عنوان خیلی خوبی بود. میخواهد از عنوان برتری که تیمش در المپیاد دانشجویی در سال ۹۰ به خود اختصاص دادهاند هم یادی بشود و نیز مسابقات کشوری جوانان در سال گذشته.
میگوید: بر خلاف جو خشنی که اسم کلاسهای رزمی به آدم القا میکند، معمولاً بحثهای اخلاقی توی این کلاسها پر رنگتر است. ورزش رزمی فقط یاد گرفتن تکنیک نیست. در رزمی باید تحمل داشته باشی و آن تمرین و فشاری که مربیات به تو وارد میآورد تحمل کنی. همین موضوع باعث میشود صبر و استقامتت بالا برود.
بودن با بچهها حالم را خوب میکند
اعتراف میکند: بودن با بچهها برایم قابل مقایسه با هیچچیز نیست. وقتی یک شاگرد ششساله را میآورند که با جثه ظریف میتواند آن قدر خوب کار کند، حال من خوب میشود. حالا فکر کنید او مقام هم بیاورد.
میکوشد دختران ورزشدوست را از آسیبهای احتمالی که پیش روی این گروه سنی قرار دارد دور کند. برایش قابل افتخارست که برخی از شاگردان او حالا مربیگری را انتخاب کردهاند و قدم در راه او گذاشتهاند.
از روحیه همکاری که بین بچههای تربیت بدنی فرهنگسرای غدیر است و لطفی که محمدی مسئول این واحد دارد، یاد میکند که تمام تمرکزشان را برای پیشرفت بچههای این محدوده گذاشتهاند و هدفگذاریشان بهجا و شایسته است.
حالا او فهمیده است که بچهها توی این مجموعه، چه چیزهایی نیاز دارند و ورزش رزمی چه جایگاهی در زندگی شان دارد.
این گزارش در شماره ۲۷۶ دوشنبه ۱۸ دی ۹۶ در شهرآرامحله منطقه ۶ چاپ شده است.