کار خیر گروه جهادی محله پایین خیابان در سه روستای خراسان
به نظر میرسد در اردویی که گروه جهادی شهید مهدی باکری هرچند وقت یکبار برگزار میکند، رده سنی و شغل و موقعیت مهم نیست، هر کس کاری از دستش برمیآید بسما... میگوید تا با گروهی که راهی یکی از روستاهای محروم خراسان هستند، همراه شود. این گروه جهادی محله پایینخیابان در کنار کمک به نیازمندان در نقاط مختلف مشهد، در اردوهای جهادی نیز به روستاهای محروم استان کمک میکنند.
اردوی سهروزه، توشه صدساله
ابوالفضل خیراندیش، مسئول گروه جهادی شهید مهدی باکری در محله پایین خیابان که هفدهم مهرماه۱۴۰۴، مطلبی با عنوان «وقف نیروی جوانی، در راه خیر» درباره فعالیتهای خیرخواهانهاش در شهرآرامحله منطقه ثامن چاپ شد، به تازگی از یک اردوی جهادی در روستاهای محروم تربتجام بازگشته، اما هنوز پایش به مشهد نرسیده راهی روستای دیگری است.
اتوبوس جلوی در خیریه در خیابان شهید شوشتری ایستاده و منتظر است که هر کدام از اعضا از یک سمت شهر خودشان را برسانند. حسام نامجو همراه با علی کلابی غیر از وسایل شخصی خودشان که در این سه روز کار جهادی لازمشان میشود، وسایل تدارک غذا را هم داخل اتوبوس میگذارند. مصالح ساختمانی را روز قبل با یک بنز دهتن فرستادهاند. کلابی آچارفرانسه گروه است و کارهای رسانهای را هم انجام میدهد.
این جوان بیستساله که در اردوی جهادی روستاهای درختبید و شوراب هم حضور داشته و الان راهی روستای حسنآباد است، میگوید: برای هر اردو فراخوان میدهیم و میگوییم هرکس در هر زمینهای کاری از دستش برمیآید به ما ملحق شود. قرار نیست حتما بنایی بلد باشیم، در گروه استادکار داریم و ما فقط کارهای کمکی را انجام میدهیم.
برای اینطور کارها تخصص لازم نیست، تعهد لازم است و یک دل مخلص
عیسی رحیمی پیرمرد ریشسفید که عمرش را در کارهای جهادی گذرانده با تواضع میگوید: عملگی میکنیم. همه ما برای توشه آخرتمان باید کاری کنیم. برای اینطور کارها تخصص لازم نیست، تعهد لازم است و یک دل مخلص.
صدای صلوات فضا را پر میکند. به نظر میرسد غیر از خنده و شوخی که لازمه انرژی گرفتن برای کار است، ذکر گفتن و صلوات و یادآوری احادیثی که در راستای دستگیری از نیازمندان روایت شده، انرژی اصلی این گروه جهادی را تأمین میکند.
مسائل بهداشتی و فرهنگی در اولویت
خیراندیش درباره نحوه شناسایی روستاهای محروم میگوید: عید غدیر سال گذشته به روستای درختبید رفتیم و جشن عید را در میان روستاییان برگزار کردیم. در آن سفر از طریق امامجماعت روستا متوجه شدیم برخی پروژههای عامالمنفعه بر زمین ماندهاند و اهالی توان پایان آنها را ندارند. از جمله اقداماتی که باید انجام میشد، تکمیل سقف آشپزخانه مسجد، تعمیر و بازسازی جزئی مدرسه، دیوارکشی دور خانه بهداشت روستا و تجهیز برخی امکانات مانند سرویس بهداشتی عمومی روستا بود.
خیراندیش از همراه شدن چند گروه جهادی از تهران و اصفهان میگوید و ادامه میدهد: از هر جا که لازم باشد برای رفع محرومیت این مردم کمک میگیریم. یکی از مهمترین کارهایی که به صورت جدی مدنظر داریم مسئله بهداشتی است، از توزیع دارو گرفته تا ترمیم دندانها که در هر دوره یک گروه پزشکی را هم با خود به روستا میبریم.
او با غیرت یک جوان جهادی، خیلی محکم میگوید: کار در این روستاها تا زمان پایان عملیات سازندگی و رفع چالشهای بهداشتی و فرهنگی ادامه خواهد داشت.
گروه مشغول جمع کردن وسایل هستند که نوجوانی با یک کوله خاکیرنگ وارد اتوبوس میشود. محمدایلیا فرزاد پانزدهسال دارد، اما از اسطورههایی، چون شهید فهمیده الگو میگیرد. او که از بچههای درسخوان و فعال گروه است میگوید: من به خاطر درس و مدرسه فقط در اردوهای تابستانی میتوانم شرکت کنم. وقتی که در روستا هستیم، غیر از کمک در ساختوساز و پخت غذا، معمولا کناردست دکترها میایستم و مثل دستیار به آنها کمک میکنم.
* این گزارش پنجشنبه ۲۵ شهریورماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۴۸ شهرارامحله منطقه ثامن چاپ شده است.