پدر شهیدان احمدی خباز: ما نیاز داریم یاد شهدا را زنده نگه داریم
«زمان همهچیز را کهنه میکند مگر خون شهیدان را». سالها از روزهای جنگ و جهاد میگذرد و آنچه دل خانواده شهدا را خوش میکند؛ همین جمله رهبر معظم انقلاب اسلامی است. خانواده شهیدان احمدیخباز هم یکی از آن خانوادههایی هستند که زمان بر آنها گذشته، اما این گذر، خاطرات آنها را کهنه نکرده است.
محمد مهدی ۱۸سالگی به جبهه رفت
یک روز سرد زمستانی میهمان منزل آنها میشوم و میزبانمان غلامحسین احمدی خباز پدر این شهیدان است. او رسم میهمانداری را اگرچه زبان روزه است، اما کامل ادا میکند. صحبتمان که گُل میاندازد، حرف پسرانش را وسط میکشیم و یک پسر را در روایت پدر طلب میکنیم؛ میگوید: محمدمهدی پسر بزرگم متولد ۱۳۴۲ بود. ۱۸سال بیشتر نداشت که راهی جبهه شد، آن روزها جنگ در میانهاش قرار داشت و او مدام بیتابی میکرد تا مجوز اعزام بگیرد.
محمدمهدی کلاس پنجم بود که ترک تحصیل کرد، بعدها فهمیدیم که معلم کلاس پنجم او بیحجاب بوده است
سرنوشت او را در عملیات ایذایی فراخواند و شهید شد. این برمیگردد به سال ۱۳۶۴. به گفته او محمدمهدی از همان کودکی اعتقادات مذهبی قوی داشت؛ «کلاس پنجم بود که ترک تحصیل کرد. آن روزها دلیلش را نفهمیدیم، خودش هم حرفی به کسی نزد تا اینکه بعد از شهادتش، دفترچه خاطراتش را پیدا کردیم.
از بین آن خطوط فهمیدیم که در سالها معلم بهداشتی داشتند که حجاب نداشته است و دلیل ترک تحصیلش در آن زمان حضور این معلم بوده است. به گفته این پدر؛ شهید محمد تقی احمدیخباز نیز متولد سال۱۳۵۱ بود؛ «آن روزها پسرم نوجوانی بیش نبود که با دستکاری شناسنامهاش عازم جبهه شد و در ماووت جانباز شیمیایی شد و پس از گذراندن دوران حدود ۶-۵ ساله بیماری به جمع یاران شهید پیوست.»
کسی حالمان را نپرسید
مادر شهیدان احمدی خباز در حالی با بغض سخن میگوید به نامهربانی بعضی مسئولان اشاره میکند و میگوید: محمدتقی نوجوان بود که شیمیایی شد، در تمام این سالها که او درد جانبازی را به جان میخرید و حتی تا زمان شهادتش؛ حتی در لیست جانبازان قرار نگرفت. نبودن اسم فرزندم در آن لیست برایم مهم نیست چرا که فرزندم به خاطر خدا و فرمان امام (ره) به جبهه رفت و من مطمئنم که در پیشگاه خداوند در کنار شهیدان قرار دارد.
بیبی زهرا فهیمی اضافه میکند: شهید محمدتقی شش سال در بستر بیماری بود و هزینههای درمان وی کمرشکن بود، اما هیچکس در آن زمان حال ما را نپرسید و دوران بسیار سختی را پشت سر گذاشتیم.
شهید اندرزگو گفت:امیدوارم خون شهیدان را راهنمای کار خود قرار دهید
محمدهادی، برادر شهیدان احمدیخباز با بیان اینکه الگوی آن بزرگواران شهید اندرزگو بود، تصریح میکند: یکی از مخفیگاههایی که شهید اندرزگو در دوران انقلاب داشت، منزل ما بود و ایشان به دلیل رابطه خود با پدرم به خانه ما میآمد و من و برادرانم نیز تحتتاثیر رفتار وی قرار گرفتیم.
شهید محمدتقی شش سال در بستر بیماری بود و هزینههای درمان وی کمرشکن بود
وی با اشاره به اینکه محمدمهدی راه شهادت را از امام حسین (ع) طلب کرده و از شهید اندرزگو یاد گرفته بود، بیان میکند: در وصیتنامه محمدمهدی به این موضوع اشاره شده است که شهید اندرزگو به وی گفته بود:امیدوارم خون شهیدان را راهنمای کار خود قرار دهی و محمدمهدی نیز بههمین واسطه تصمیم گرفت کلام این شهید را دنبال کند.
زنده نگهداشتن یاد شهیدان نیاز ماست نه آنها!
غلامحسین احمدی خباز ادامه میدهد: شهیدان به ما احتیاج ندارند که یادشان را زنده نگه داریم، بلکه زنده نگهداشتن یاد شهیدان نیاز ماست و باید از هر طریق این راه ادامه پیدا کند، اما ابتدا باید شهیدان را کامل بشناسیم و این کار با تبعیت از ولایتفقیه ممکن است.
*این گزارش اسفند سال ۹۰ در شماره هفت شهرآرامحله منطقه یک چاپ شده است.